"تعمیرکاری که تمایلی به دخالت در ماجرا ندارد، ناخواسته مجبور به مقابله با نیروی اهریمنی میشود. این اتفاق زمانی رخ میدهد که سرپرست خوابگاه دختران دانشجو (سوروریتی) دروازهای دوزخی را میگشاید و در پی آن، تمام دختران دانشجو توسط شیاطین تسخیر میشوند."
داستان درباره بازیگر کودک سابق و افسردهای است که اکنون صاحب یک خشکشویی محقر است. او پس از اینکه مجموعه جورابهای لنگهبهلنگه خود را به هیولایی محافظ، دوستداشتنی و در عین حال قاتل به نام «کراست» تبدیل میکند، احساس انتقامجویی شدیدی در او شکل میگیرد.
قاتل سریالی معروف به «اومیکرون کِش» پس از حمله وحشیانه اوباشان و بستری شدن در بیمارستان با جراحات شدید، سوگند انتقام میخورد و دوران جدیدی از وحشت را آغاز میکند.
چند جوان فیلمساز در حین جستجوی لوکیشن فیلمبرداری در جنگلهای پنسیلوانیا، با موجوداتی ترسناک و خونآشام روبهرو میشوند و برای زنده ماندن تا صبح مبارزه میکنند.
آرت دلقک پس از احیا شدن توسط یک موجود شوم، به شهر ترسو مایلز کانتی بازمی گردد، جایی که در شب هالووین یک دختر نوجوان و برادر کوچکترش را هدف قرار می دهد...
چهار دوست در روز هالووین به یک سیرک متروکه که ظاهراً خالی از سکنه شده است سفر میکنند و با استادی روبرو میشوند که یک نمایشگاه فرعی برپا میکند و سه داستان وحشتناک را برای آنها تعریف میکند...
سام برای شاد کردن دوستش، کلوئی که اخیراً طلاق گرفته است، یک خرس عروسکی غول پیکر به نام بری هدیه می دهد. همانطور که کلوئی خواسته های خود را به بری محرمانه می گوید ، افراد نزدیک او ناپدید می شوند یا می میرند. آیا کلویی یک قاتل است؟
در سال 1986، گروهی از مشاوران در کمپ تراستفال گرد هم می آیند تا برای تابستان جدید آماده شوند. بلافاصله پس از رسیدن، قاتل با نقاب شیطان شروع به کشتن یکی یکی آنها می کند...
یک حلقه جادویی به دستان نادرست افتاد و در یک شهر هرج و مرج ایجاد می کند ، نواده صاحب اصلی حلقه با بازدیدکنندگانی متحد می شود تا آن را بازیابی و نظم را برقرار کند....
تامی داس سانتوس شخصیتی کاملاً جدید است که نه روانپریش است و نه جامعهستیز. او راهی را در پیش گرفته است که در آن، خون وحشتناکترین موجودات بر زمین ریخته خواهد شد. نقش اصلی کابوسها تغییر کرده و اکنون این دلقکها هستند که شکار شده و در حال فرارند.