پیکل یک نگهبان امنیتی شبانه در کارخانه مجسمه سازی است. همکارش، بلی، در طول روز به عنوان یک گردآورنده موارد بازیافتی کار می کنند و بزرگترین لذت پیکل در زندگی، گشتو گذار در مجلات مختلف هست. تنقلات و تماشای تلويزيون نيمه شب بخشی جدايی ناپذير زندگی آنهاست. یک روز زمانی که تلویزیون شکسته می شود، زندگی آنها برای همیشه تغییر می کند.
فیلم داستان یک دلال مواد مخدر تایوانی است که مسیری را هر روز در یک مسیر با تاکسی رفت و آمد میکرده اما یک روز سوار تاکسی اشتباهی میشود و پس از آن دردسرها به سراغ او و راننده تاکسی می آیند...
در شبی بارانی، زنی به نام لیانگ وارد یک کافی شاب به نام کافه ۶ می شود و صاحب مغازه بعد از گذشت دقایقی متوجه می شود که خانم لیانگ به تازگی با دوست پسر خود به هم زده است و حالا دوست پسرش به خارج از کشور رفته است …
داستان در یک کشتی باری زنگزده در دریای چین جنوبی رخ میدهد. ناخدای جوان لهستانی که اولین فرماندهی خود را بر عهده دارد، با مشکوک شدن خدمه چینی به او و رئیسش روبرو میشود. خدمه کشتی را ترک میکنند و ناخدا تنها میماند. در آن شب، اتفاقی غیرمنتظره رخ میدهد.
یک پلیس بی باک و یک گانگستر که از مرگ می ترسد، مجبور می شوند با هم کار کنند و یک تیم نجات تشکیل دهند تا از خطری که در کمین شهر بندرگاه است جلوگیری کنند...
"زنگ جین" آدمکشی حرفه ای است که تحت تسلط بقایای راهبه های افسانه ای بودا قرار می گیرد. او تصمیم می گیرد بقایای راهبه ها را به مکان حقیقی خود بازگرداند اما در این راه با یک گروه خطرناک از آدمکشها روبروست...
شریل یک کارگردان اهل هنگ کنگ است که از داستان عشق اول خود به عنوان مبنای پروژه بعدی خود استفاده می کند. همانطور که او داستان خود را برای یک فیلمنامه نویس تعریف می کند، خاطرات دوران معصومانه تری را زنده می کند...