خانوادهای که با تشخیص بیماری تحلیل رفتن عضلات پیشرونده و کشنده برای دو پسرشان مواجه میشوند، سفری را آغاز میکنند تا خانهای جادویی برای آنها بسازند و قصد دارند آنها را پرورش دهند و قادر به ناتوانی بیشترشان نکنند...
مت لوکاس 50 سالگی آقای مردان و دوشیزه های کوچک را جشن می گیرد و داستان شگفت انگیز شخصیت های کوچک رنگارنگی را روایت می کند که انتشارات جهانی را برای همیشه تغییر دادند....
در سال ۲۰۱۹، گروه استفان میجر برای یافتن بیگفوت به جنگل کولویل رفتند. این منطقه به خاطر فعالیت بیگفوت شناخته شده و گروه برای هر چیزی آماده بود. آنها قصد بررسی افسانه و واقعیت این موجود را داشتند.
اوا به عنوان وکیل طلاق مشاهده می کند که مردم به دلایل مختلف از هم جدا می شوند، اما او مدرک زیادی دال بر عشق واقعی ندیده است. ناگهان، ایوا خود را بین سه خواستگار می بیند: دوست سابقش، یک هنرمند خیابانی مرموز و یک میلیاردر عجیب و غریب...
ما در این مستند اسکایلر و تیم کوچک کشتی گیران او را دنبال می کنیم که سعی می کنند عمل خود را از میله های تگزاس و زمین های نمایشگاه اوکلاهما به زمان طولانی برسانند...
تنها کنسرت گروه در بریتانیا در سال 2018، جایی که آنها با بیش از دو ساعت اجرای کلاسیک، آهنگهای آلبوم Music Complete و Joy Division، طرفداران را خوشحال کردند...
در دوران دبیرستان، ژو شیائوچی در همان نگاه اول عاشق یونگچی شد، اما او مخفیانه مراقبش بود و دختر بدون خداحافظی رفت. حالا 15 سال از آن زمان می گذرد و او هنوز هم دلتنگ اوست ...
ناپلئون بناپارت با دیپلمات مترنیخ ، که به عنوان "مرد قوی" اتریش و نزدیک ترین معتمد امپراتور شناخته می شود، ملاقات می کند. این رویارویی سرنوشتساز بین دو تن از قدرتمندترین مردان آن دوره زمانی، آغاز پایانی برای ناپلئون است...
در نوامبر 2011 کنفرانس عمومی یونسکو 30 آوریل را به عنوان "روز جهانی جاز" اعلام کرد. این روز جهانی جوامع، مدارس، هنرمندان، مورخان، دانشگاهیان و موسیقی جاز را گرد هم می آورد...
لیزا روونر ، فیلمساز ، داستان پیشگامان زن موسیقی الکترونیک را دنبال می کند ، آهنگسازانی که ماشین ها و فناوری های رهایی بخش آنها را پذیرفتند تا نحوه تولید و گوش دادن به موسیقی امروز را تغییر دهند...
سیلویا ارل، اقیانوسشناس افسانهای و گروهی از دانشمندان دریایی پیشگام، داستان کار باورنکردنی در سرتاسر سیاره برای محافظت از اکوسیستم شکننده اقیانوسهای ما را روایت میکنند. سیاره همیشگی: قهرمانان اقیانوس ها...
میمون جنگجو، تراسک، در دنیای مرده سقوط کرده است، سرگردان شده و آماده است تا شرافتمندانه به بزرگانش در زندگی پس از مرگ بپیوندد. اما زمانی که یک کشتی زمینساز انسان برای بازسازی سیاره میرسد، این کار قطع میشود. به زودی این بازمانده ی تنها سیمان در مرکز درگیری بین کهکشانی بین یک شرکت حریص، یک فرقه مذهبی متعصب، و نژادی از بیگانگان متخاصم قرار می گیرد که
تد تمپلتون بزرگسالی که برای یک جنایت شرکتی ساخته شده است، دوباره به بچه رئیس تبدیل می شود تا با برادرش، تیم، مخفیانه زندگی کند و خود را به عنوان یکی از فرزندانش نشان دهد.
تا سال 2075 سفر بین زمین، ایستگاه های فضایی و ماه عادی شده است. هاچیماکی در یک ایستگاه فضایی ضایعات را جمع آوری می کند و رویای داشتن فضاپیمای خودش را دارد.
داج مینارد به بیماری کشنده ای مبتلاست و قصد دارد قبل از این که این بیماری جانش را بگیرد، از همسر حامله اش مراقبت کند. او پیشنهادی مبتنی بر شرکت در یک بازی مرگبار را قبول کرده اما به زودی متوجه می شود که او در این بازی شکارچی نیست؛ او خود شکار است.
Ash که شخصیت شوخ طبع و خوشگذرانی است سی سال گذشته را بدون توجه به مسئولیتش برای ترور شیطان خبیثی به نام Evil Dead که او و دوستاندوران دانشگاهش با اقداماتشان سه دهه پیش در کلبه جنگلی آزاد کرده بودند گذرانده است.حال علاوه بر آنکه پس از سالیان دراز Evil Dead توانسته او را پیدا نماید خطر گسترش طاعون شیطانی-زامبی کننده ای نسل بشر را تهدید می کند و Ash پابه سن گذاشته و دوستان جوانش باید راهی برای مقابله با آن بیابند.
یک روز، پسر دبیرستانی یامادا به دختر زیبایی به نام شیرائیشی در پله ها برخورد می کند. وقتی هوشیار می شوند، متوجه می شوند که بدن هایشان جابجا شده است. با گذشت زمان، این دو متوجه می شوند که این تنها اتفاق عجیب و غریب در مدرسه نیست.
سیلیان مورفی یک مستند را روایت می کند که در آن زندگی حیوانات و افرادی که خود را در برابر دریای وحشی جهان قرار می دهند، بررسی می شود و نیروهای طبیعی که زندگی در اقیانوس اطلس را تحت پشتیبانی قرار می دهد، از جمله جریانات قوی ترین جهان، طوفان های وحشتناک و زنجیره های بزرگ زیر دریایی فوران، را آشکار می کند.
جهجونگوون اولین بیمارستان مدرن در کره است که در دوره جوسئون در سال 1885 تأسیس شد. بک دو یانگ یک اشرافزاده است که مقام خود را ترک میکند تا وارد ردههای آن شود. هوانگ جونگ پسر یک قصاب است که پزشک میشود، در حالی که سئوک ران به عنوان مترجم وارد جهجونگوون میشود اما آموزش پزشکی را برای تبدیل شدن به دکتر انجام میدهد.
سندرم یک درام هیجانی پزشکی است که در بخش جراحی مغز و اعصاب رخ میدهد. یک خانواده از جراحان با روابط پیچیده در بالای سلسله مراتب بیمارستان قرار دارند، با پسر چا یئو ووک که تصمیم میگیرد به دنبال پای پدر و مادرش برود و جراح مغز و اعصاب شود. لی هائه جو (Han Hye Jin) یک دستیار با استعداد است که علیرغم زمینه کمتر امتیازی از چا یئو ووک (Song Chang Ui)، به بخش ملحق میشود و این دو دوستی جدالآمیز را توسعه میدهند در حالی که دکتر اسرارآمیز کانگ اون هیون (Park Gun Hyung) نیز به هائه جو علاقهمند است.
توموکو، یک گردشگر ژاپنی، و جی-هون، یک دانشجوی فیلم از کره جنوبی، در هنگ کنگ ملاقات میکنند. علیرغم ملاقات ناهموار و مانع زبان، آنها دوست خوبی میشوند. به مرور زمان، آنها در نهایت به کشورهای خود باز میگردند اما فقط پس از تبادل آدرس ایمیل - قول میدهند با هم در تماس باشند و در نهایت دوباره ملاقات کنند. اما با سرنوشت که آنها را به سمت دیدار دوباره هم فشار میدهد، توموکو تصمیم میگیرد به کره جنوبی برود تا دوباره جی-هون را ببیند اما بعضی مشکلات پیش میآید.
یه مینی سریال دو قسمتی. هان جونگ اون ۱۴ سال است که با لی وو چول ازدواج کرده و یک دختر دارند. لی وو چول به عنوان یک PD در یک ایستگاه رادیویی کار میکند. هان جونگ اون مشغول مراقبت از خانوادهاش و همچنین کار کردن است، بنابراین مادرش چوی سون اوک برای کمک به او به سئول میآید. ناگهان خانواده با یک فاجعه روبرو میشود. هان جونگ اون و مادرش چوی سون اوک باید با حقیقت آن روز روبرو شوند.
در این مجموعه مستند منحصر به فرد، پزشکان، سرآشپزها و متخصصان تغذیه در مورد اینکه چگونه تغییر در رژیم غذایی می تواند بر سلامت و طول عمر تأثیر مثبت بگذارد، می اندیشند.
دایول می شنود که دو پسر در دفتر پرستار مشغول فریب خوردن هستند و به طور تصادفی میله پرده را می زند. وقتی پرستار وارد صحنه میشود، تهیون میگوید که دایول سعی کرد با او کنار بیاید. قبل از اینکه دایول بتواند سوء تفاهم را اصلاح کند، شایعه منتشر می شود و بورسیه تیراندازی با کمان او در خطر است.
ویستریا دختر یتیمی است که در انتهای قرن نوزدهم در گوشه ای از امپراتوری بریتانیا زندگی می کند. زندگی او متروک و تاریک است – تا اینکه با مالبوس، موجودی جاودانه قدرتمند اما به همان اندازه تنها با ظاهری پشمالو، که توسط شکارچیان شکار شده است، روبرو می شود. ویستریا و مالبوس با هم در امپراتوری پرسه می زنند – پرجمعیت از انسان ها و جانورانی شبیه انسان – در جستجوی مکانی که بتوانند در صلح با هم زندگی کنند.
مون (Mon)، دانشجوی تازه فارغ التحصیل از دانشگاه، به عنوان کارآموز شروع به کار کردن در یه شرکت بزرگ می کند. چون مون، سم (Sam) را که از زمان جوانی یک رییس ثروتمند بوده، به شدت تحسین می کند. با این حال، وقتی که مون، سم را میبیند تمام تصوراتش نابود می شود چون اون هیچ شباهتی به کسی که نشان می داد نداشت ...