"باور کن" به تجلیل از ورزشکارانی میپردازد که با تلفیق تخیل و تعهد، مسیر زندگی خود را به شیوهای منحصر به فرد رقم زدهاند. این ورزشکاران رویاهای خود را میآفرینند و به آنها ایمان دارند.
این فیلم داستان انتظار یک بازیگر جوان را روایت می کند. که از روزی شروع شد که عشق او تصمیم گرفت که رابطه آنها به پایان رسیده است. این فیلم یک ماه پر از امیدها، رویاها، وعده ها، توهمات او را توصیف می کند...
در دوازدهمین ویژه مجموعه مستند هابله، گروهی از بازیگران، افراد مشهور، مدافعان و فعالان درباره مسائل مهمی که مردم لاتین تبار ایالات متحده با آن مواجه هستند، بحث می کنند...
هارد دیسکهایی که به تازگی از طبقهبندی خارج شدهاند، گرفته شده از محوطهای که اسامه بن لادن در آن کشته شده است، نگاهی نوآورانه به زندگی شخصی او را نشان میدهد...
یک مادر برای جلوگیری از پسر محبوبش که در مسابقات E-sports شرکت می کند، تصمیم می گیرد تیم خود را راه اندازی کند تا او را شکست دهد و رویای او که یک گیمر حرفه ای باشد را از بین ببرد...
"یه جی" با آب مرموزی روبرو می شود که او را قادر می سازد وزن خود را کاهش دهد و ظاهر خود را تغییر دهد. او هر چه بیشتر می خواهد زیبا باشد، متوجه می شود که زندگی اش بیشتر در خطر است....
15 سال پس از محروم شدن از مدال ژیمناستیک المپیک به دلیل رد شدن در تست دارو در نوجوانی، یک گوینده ورزش رومانیایی 31 ساله تلاش می کند تا آن را پس بگیرد...
این اولین و تنها مستند بلند درباره زندگی کارگردان فقید خورخه گرائو است که بیشتر به خاطر شاهکار کلاسیک ترسناک اجتماعی-سیاسی اش «زندگی مردگان در سردخانه منچستر» (1974) شهرت دارد که توسط برخی منتقدان به عنوان یک فیلم سینمایی شناخته می شود. ..
افسانه مایا به ما می گوید که یک غار زیرزمینی پنهان در زیر چیچن ایتزا وجود دارد، اکنون باستان شناسان با فناوری پیشرفته اینجا هستند تا حقیقت مدفون را پیدا کنند.
این یک مستند مشاهدهای است که با فراهم کردن امکان دسترسی به یکی از پرطرفدارترین کلوپهای تبادل زوج (سوینگینگ) در بریتانیا و انجام مصاحبههای بیپرده با بنیانگذار، پرسنل و مراجعین آن، به رمزگشایی و آشکارسازی صحنههای پنهان فعالیتهای سوینگینگ در این کشور میپردازد.
تد تمپلتون بزرگسالی که برای یک جنایت شرکتی ساخته شده است، دوباره به بچه رئیس تبدیل می شود تا با برادرش، تیم، مخفیانه زندگی کند و خود را به عنوان یکی از فرزندانش نشان دهد.
تا سال 2075 سفر بین زمین، ایستگاه های فضایی و ماه عادی شده است. هاچیماکی در یک ایستگاه فضایی ضایعات را جمع آوری می کند و رویای داشتن فضاپیمای خودش را دارد.
داج مینارد به بیماری کشنده ای مبتلاست و قصد دارد قبل از این که این بیماری جانش را بگیرد، از همسر حامله اش مراقبت کند. او پیشنهادی مبتنی بر شرکت در یک بازی مرگبار را قبول کرده اما به زودی متوجه می شود که او در این بازی شکارچی نیست؛ او خود شکار است.
Ash که شخصیت شوخ طبع و خوشگذرانی است سی سال گذشته را بدون توجه به مسئولیتش برای ترور شیطان خبیثی به نام Evil Dead که او و دوستاندوران دانشگاهش با اقداماتشان سه دهه پیش در کلبه جنگلی آزاد کرده بودند گذرانده است.حال علاوه بر آنکه پس از سالیان دراز Evil Dead توانسته او را پیدا نماید خطر گسترش طاعون شیطانی-زامبی کننده ای نسل بشر را تهدید می کند و Ash پابه سن گذاشته و دوستان جوانش باید راهی برای مقابله با آن بیابند.
یک روز، پسر دبیرستانی یامادا به دختر زیبایی به نام شیرائیشی در پله ها برخورد می کند. وقتی هوشیار می شوند، متوجه می شوند که بدن هایشان جابجا شده است. با گذشت زمان، این دو متوجه می شوند که این تنها اتفاق عجیب و غریب در مدرسه نیست.
سیلیان مورفی یک مستند را روایت می کند که در آن زندگی حیوانات و افرادی که خود را در برابر دریای وحشی جهان قرار می دهند، بررسی می شود و نیروهای طبیعی که زندگی در اقیانوس اطلس را تحت پشتیبانی قرار می دهد، از جمله جریانات قوی ترین جهان، طوفان های وحشتناک و زنجیره های بزرگ زیر دریایی فوران، را آشکار می کند.
جهجونگوون اولین بیمارستان مدرن در کره است که در دوره جوسئون در سال 1885 تأسیس شد. بک دو یانگ یک اشرافزاده است که مقام خود را ترک میکند تا وارد ردههای آن شود. هوانگ جونگ پسر یک قصاب است که پزشک میشود، در حالی که سئوک ران به عنوان مترجم وارد جهجونگوون میشود اما آموزش پزشکی را برای تبدیل شدن به دکتر انجام میدهد.
سندرم یک درام هیجانی پزشکی است که در بخش جراحی مغز و اعصاب رخ میدهد. یک خانواده از جراحان با روابط پیچیده در بالای سلسله مراتب بیمارستان قرار دارند، با پسر چا یئو ووک که تصمیم میگیرد به دنبال پای پدر و مادرش برود و جراح مغز و اعصاب شود. لی هائه جو (Han Hye Jin) یک دستیار با استعداد است که علیرغم زمینه کمتر امتیازی از چا یئو ووک (Song Chang Ui)، به بخش ملحق میشود و این دو دوستی جدالآمیز را توسعه میدهند در حالی که دکتر اسرارآمیز کانگ اون هیون (Park Gun Hyung) نیز به هائه جو علاقهمند است.
توموکو، یک گردشگر ژاپنی، و جی-هون، یک دانشجوی فیلم از کره جنوبی، در هنگ کنگ ملاقات میکنند. علیرغم ملاقات ناهموار و مانع زبان، آنها دوست خوبی میشوند. به مرور زمان، آنها در نهایت به کشورهای خود باز میگردند اما فقط پس از تبادل آدرس ایمیل - قول میدهند با هم در تماس باشند و در نهایت دوباره ملاقات کنند. اما با سرنوشت که آنها را به سمت دیدار دوباره هم فشار میدهد، توموکو تصمیم میگیرد به کره جنوبی برود تا دوباره جی-هون را ببیند اما بعضی مشکلات پیش میآید.
یه مینی سریال دو قسمتی. هان جونگ اون ۱۴ سال است که با لی وو چول ازدواج کرده و یک دختر دارند. لی وو چول به عنوان یک PD در یک ایستگاه رادیویی کار میکند. هان جونگ اون مشغول مراقبت از خانوادهاش و همچنین کار کردن است، بنابراین مادرش چوی سون اوک برای کمک به او به سئول میآید. ناگهان خانواده با یک فاجعه روبرو میشود. هان جونگ اون و مادرش چوی سون اوک باید با حقیقت آن روز روبرو شوند.
در این مجموعه مستند منحصر به فرد، پزشکان، سرآشپزها و متخصصان تغذیه در مورد اینکه چگونه تغییر در رژیم غذایی می تواند بر سلامت و طول عمر تأثیر مثبت بگذارد، می اندیشند.
دایول می شنود که دو پسر در دفتر پرستار مشغول فریب خوردن هستند و به طور تصادفی میله پرده را می زند. وقتی پرستار وارد صحنه میشود، تهیون میگوید که دایول سعی کرد با او کنار بیاید. قبل از اینکه دایول بتواند سوء تفاهم را اصلاح کند، شایعه منتشر می شود و بورسیه تیراندازی با کمان او در خطر است.
ویستریا دختر یتیمی است که در انتهای قرن نوزدهم در گوشه ای از امپراتوری بریتانیا زندگی می کند. زندگی او متروک و تاریک است – تا اینکه با مالبوس، موجودی جاودانه قدرتمند اما به همان اندازه تنها با ظاهری پشمالو، که توسط شکارچیان شکار شده است، روبرو می شود. ویستریا و مالبوس با هم در امپراتوری پرسه می زنند – پرجمعیت از انسان ها و جانورانی شبیه انسان – در جستجوی مکانی که بتوانند در صلح با هم زندگی کنند.
مون (Mon)، دانشجوی تازه فارغ التحصیل از دانشگاه، به عنوان کارآموز شروع به کار کردن در یه شرکت بزرگ می کند. چون مون، سم (Sam) را که از زمان جوانی یک رییس ثروتمند بوده، به شدت تحسین می کند. با این حال، وقتی که مون، سم را میبیند تمام تصوراتش نابود می شود چون اون هیچ شباهتی به کسی که نشان می داد نداشت ...