هر سال، کارل و اعضای خانوادهاش برای اجرای مراسم سنتی خوککشی دور هم جمع میشوند. این گردهمایی که در ظاهر یک جشن خانوادگی است، به تدریج به میدانی برای آشکار شدن تنشها و رازهای پنهان تبدیل میشود. در نتیجه این رویداد پر از هرج و مرج، کارل مجبور میشود با حقایق تلخ و ناخوشایند زندگیاش روبرو شود.
سه کودک کنجکاو و شجاع، در جریان یک بازی تختهای، به طور اتفاقی با نقشه دزدی یک گروه خلافکار مواجه میشوند و برای ناکام گذاشتن آنها، ماجرایی هیجانانگیز را آغاز میکنند.
فیلم ماندگار "جادوی شهر اُز" با جایگزینی موسیقی متن اصلی خود با آلبوم مفهومی و روانگردان "نیمه تاریک ماه" گروه پینک فلوید، تجربهای جدید و متفاوت را برای مخاطب رقم زده است. همزمانی شگفتانگیز لحظات مختلف فیلم با موسیقی، فضایی تاریک و پیچیده را خلق کرده که با فضای شاد و رنگارنگ نسخه اصلی فیلم در تضاد است.
مسابقه موتورسواری گرند پری بریتانیا در سال 2024 که به نام گرند پری انرژی هیولا نیز شناخته میشود، دهمین مرحله از مسابقات قهرمانی جهان موتورسواری در همان سال بود. این رویداد مهم در تاریخ 4 آگوست 2024 در پیست مشهور سیلورستون برگزار شد. در آستانه جشن هفتاد و پنجمین سالگرد این رقابت، همه یازده تیم شرکتکننده طرحهای ویژهای را برای موتورسیکلتهای خود رونمایی کردند. اما متأسفانه، الکس رینز به دلیل آسیبدیدگی دست و پا که در مسابقه قبلی در هلند متحمل شده بود، مجبور شد از شرکت در این مسابقه مهم انصراف دهد.
در این رویداد بزرگ کشتی کج، شاهد رقابتهای نفسگیری بین ستارگان خواهیم بود. از جمله این رقابتها میتوان به مسابقهی سولو سیکوا با کودی رودز برای کسب عنوان قهرمانی WWE، رویارویی گونتر با دامین پریست و ...
در مدرسه، وانگ شیائو شیائ و یوزو، دوست صمیمی دوران کودکیاش، را همه یک زوج میپنداشتند. اما در دل، شیائو شیائ شیفتهی چنگ یی، دانشآموز جدیدالورودی شده بود که به خاطر هوش سرشار، استعدادهای فراوان و مهارتهای مبارزهاش، شهرهی مدرسه بود. با وجود اینکه نمرات شیائو شیائ چندان خوب نبود، او راههای مختلفی را برای جلب توجه چنگ یی امتحان کرد، اما هیچکدام جواب نداد.
داستان "پسرهای زیبا" درباره یک مثلث عشقی بین گری، جوانی با ظاهری ظریف، جاناس، دوست صمیمی او، و یتس، عشق قدیمی گری است. گری در تلاش است تا عشق را پیدا کند اما ...
زنی که به تنهایی از فرزندش نگهداری میکند و شغلی معمولی به عنوان ظرفشور دارد، در عین حال زندگی پنهانی به عنوان کوهنوردی حرفهای و رکوردشکن را تجربه میکند.
وقتی یک دختر جوان از محله فقیرنشین برای تحصیل به شهر نقل مکان میکند، در یک پانسیون با دانشجویان دیگر زندگی میکند. آنها نمیدانند که پشت شخصیت خجالتی و کمرو او...
مسابقه فرمول یک گرند پری بلژیک در سال 2024 که با نام فرمول یک رولکس نیز شناخته میشود، چهاردهمین مرحله از مسابقات قهرمانی جهان فرمول یک در همان سال بود. این رویداد مهم در تاریخ 28 ژوئیه 2024 در پیست مشهور اسپا فرانکورشان برگزار شد. ماکس ورستپن با کسب سریعترین زمان در دور مقدماتی، بهترین موقعیت را برای شروع مسابقه به دست آورد. اما به دلیل تخلفی که مرتکب شده بود، چندین جایگاه تنزل پیدا کرد و چارلز لکلرک به جای او از خط اول شروع کرد. جورج راسل از تیم مرسدس توانست به عنوان نفر اول از خط پایان عبور کند، اما به دلیل اینکه وزن خودروی او کمتر از حد مجاز بود، نتیجه مسابقه او حذف شد. در نهایت، لوئیس همیلتون، همتیمی راسل، با کسب مقام اول، دومین پیروزی خود در فصل را جشن گرفت. اسکار پیاستری از مکلارن و چارلز لکلرک از فراری به ترتیب در جایگاههای دوم و سوم قرار گرفتند.
آلن بایندر، بهترین مذاکرهکننده گروگان در مکزیک، باید برای نجات رئیسجمهور و معشوقهاش که توسط آدمربایان ربوده شدهاند، وارد عمل شود. آدمربایان تنها با او مذاکره میکنند.
این سریال داستان زندگی جانگ یونگ سیل (سونگ ایل گوک) دانشمند ، مخترع و تکنسین دوران چوسان است . "جانگ یونگ سیل" در یک خانواده سطح پایین به دنیا آمده و شاه سجونگ (کیم سانگ کیونگ) متوجه استعداد فوق العاده او میشود و به قصر می آوردش. پادشاه "سجونگ" فرصتی به او میدهد تا بتواند توانایی هایش را نشان دهد. او ساعت آبی ، دستگاه چاپ آهن و لوازم ستاره شناسی رو اختراع کرد ...
دختر دبیرستانی پسرانه تومو آیزاوا سرانجام موفق می شود به دوست دوران کودکی خود جون بگوید که او را دوست دارد. متأسفانه، اعتراف او درست بالای سر او می رود - او حتی تا دوران راهنمایی حتی متوجه دختر بودن او نمی شد، و حتی اکنون، جون هنوز او را یک برادر می داند! چگونه تومو چان می تواند او را در غیر این صورت متقاعد کند و قلب جون را به دست آورد؟
داستان در دنیای پسا آخرالزمانی غوطه ور در آب و دارای یک خورشید بزرگ شده به دلیل تغییرات آب و هوایی است. در اینجا، انسانها و اندرویدها توسط واحدهای موسیقی که برای رسیدن به بالای برج سرگرمی، بابل، رقابت میکنند، سرگرم میشوند.
داستان میناتو نارومیا رو دنبال میکنه. میناتو زمان راهنمایی تیراندازی ژاپنی بازی میکرده ولی بعد از یک تصادف، از ورزش کناره گیری میکنه. توی دبیرستان دوستان جیدی پیدا میکنه و با هم به تیم تیراندازی ملحق میشن و هدفشون بردن مسابقات ـه.
میمو ساکورادا، هارونا کاسوگا، میکو تاکشیتا و کومومو شیراتوری که با فلسفه خدمت در آکادمی سنتی آریسوگاوا شرکت می کنند، به دلیل فعالیت های خود به عنوان واحد دی جی "LyricalLily" به عنوان یکی از خدماتی که باعث لبخند همگان شد، شناخته شدند. یک روز، هارونا به اتاق بازرگانی فراخوانده می شود و درخواستی برای یک رویداد احیای جامعه برای سال جدید دریافت می کند. با نگرانی در مورد اینکه آیا می توانند به تنهایی این کار را انجام دهند، چیزی که به ذهنم خطور کرد افرادی بود که اولین کنسرت خود را با هم با موفقیت اجرا کردند و لبخند بازدیدکنندگان بود. روحیه خدمات LyricalLily آنها را یکی پس از دیگری به گروهی متصل می کند که با هم در جشنواره دی جی "D4 FES" جشن گرفتند و در نهایت مرحله جدیدی مناسب برای سال جدید آغاز می شود.
کوتوکوی ایواناگا در سن 11 سالگی توسط ارواحی به نام یوکای ربوده شد و از او خواسته شد تا رابط بین دنیای ارواح و انسان ها شود. او پذیرفت، اما به قیمت چشم راست و پای چپ خود. شش سال بعد، کوتوکو به عنوان "خدای خرد" شناخته می شود و هرگاه یوکای مشکلی داشته باشد، به سراغ او می رود. در همین حال، کوروی ساکوراگاوا، یک دانشجوی 22 ساله، به تازگی از دوست دخترش جدا شده است. کوتوکو که شیفته کوروی شده، به سراغ او می رود و پیشنهاد کمک به او در حل مشکلات ماوراءالطبیعه را می دهد. کوروی در ابتدا مخالفت می کند، اما کوتوکو اصرار می کند و سرانجام او موافقت می کند. با هم، آنها به حل مشکلات مختلفی که توسط یوکای و سایر موجودات ماوراءالطبیعه ایجاد شده است، می پردازند. کوتوکو امیدوار است که روزی کوروی به احساسات او پاسخ دهد، اما کوروی هنوز درگیر گذشته خود و رابطه قبلی خود است.
"مارو ايتارو" (ای چان) دانشآموز ممتاز سال اولی است که بخاطر کمبود ورزش در زندگی خود احساس نارضايتی می کند و با پيدا کردن اعلاميه ای درباره باشگاه تنيس، تصميم ميگيرد که آن باشگاه را چک کند. اي چان با ورود به باشگاه تنيس، کاملا مجذوب ورزش تنيس ميشود. به دليل نداشتن تجربهي قبلي و نداشتن آمادگي جسماني، اي چان با استفاده از هوش بالاي خود، تلاش و بها گذاشتن به ارزشهاي اخلاقي مسير ورزش تنيس خود را دنبال ميکند.
یک درام در مورد اینکه چه اتفاقی می افتد زمانی که یک خدای مرگ، گوکدو، که هر 99 سال یکبار برای تنبیه انسان ها به زمین می آید، به عنوان یک پزشک ویزیت کار می کند.
جـودی که حامـی خود را نمـی شـناسـد و فـقـط در یـک نگاه از پشـت سـر دیـده است، او را «بابا لنگ دراز» می نامد و اغلـب دربـاره زنـدگی و فعـالیـتهایش به او نـامـه مـی نویسـد (رماـن در قالـب همـین نامـه ها روایـت مـی شود). جـودی در مدرسه به سختی تلاش می کند تا فاصله فرهنگـی خـود با جامعه پـیرامونش را کـه ناشـی از بزرگ شـدن در انزوای پرورشـگاه اسـت، جبران کند. در پـایان، «بابا لنگ دراز» خود را معرفی می کند…
«سیچی هیراگی یه گندهبک زشت، کثیف و بدبوـه». اینها توهینهایی هستن که یکییکی دارن در موردش گفته میشن. این واقعاً زندگی خسته کنندهای برای اونـه. یه روز، صدای فردی که خودش رو خدا میدونست از بلندگوها پخش شد که میگفت مردم آماده ی انتقال به یک دنیای دیگه باشن. همهی دانشآموزهای مدرسه از جمله سیچی به یه دنیای فانتزی که عناصر بازیهای ویدیویی مثل سطح و سلامتی و مهارت داشتن، منتقل شدن. با این حال قبل از انتقال کامل به اونجا، خدا مقدمات انتقال اونها به یه دنیای دیگه رو آماده کرده بود و اونها به محض آماده شدن تشریفات احضار، به عنوان یه قهرمان به اون دنیا فرستاده میشدن. همهی کلاسها گروههای مختلفی رو تشکیل دادن و منتظر انتقال به دنیای فانتزی شدن، اما سیچی جزوی از اون گروهها نبود و به همین دلیل به یه منطقه ی دیگه فرستاده شد. بعد از انتقال اولین چیزی که سیچی خورد «میوهی تکامل» بود که زندگی اون رو خیلی تغییر داد. این داستان از گلدریهای همکلاسیهای سیچی و تنهایی اون، تا تلاش سرسختانه و خوشبینی سیچی و تلاش برای زنده موندن در این دنیا رو به نمایش میذاره. در نتیجه، سیچی قبل از اینکه خودش بدونه به یه قهرمان تبدیل میشه.
یک روز، ولیعهد سیگ صدای خدایان را کاملاً می شنود. ظاهراً، نامزد او لیزلوت یک شرور "تسون د رایس" است که قرار است با مرگ او ملاقات کند ... و زبان تیز او فقط راهی برای پوشاندن خجالت او است. شاهزاده پس از کشف جنبه پنهان لیزلوت شایان ستایش به سختی می تواند خود را مهار کند. او نمی داند، موجودات بهشتی که این دانش را به او عطا کردند در واقع دبیرستانی هستند! آیا او می تواند از پیشگویی الهی آنها (بیایید تفسیر بازی کنیم) برای نجات نامزد خود و جلوگیری از پایان بد استفاده کند؟!
The Legend of Heroes: Trails of Cold Steel در اطراف Rean Schwarzer، استاد آکادمی نظامی Thors در امپراتوری Erebonian متمرکز است. داستان انیمه بر روی قسمت غربی قاره زموریان متمرکز خواهد بود که در این بازی ها به چشم می خورد.
وقتی استاد قاتل Usui Yuen به یک سری از ترورهایی که در قبیله بزرگ سامورایی، Satsuma انجام شده است، نگاه می کند، با Kurima Raizo، عضو و بازمانده یکی از حملات روبرو می شود. آنها با هم متوجه می شوند که ماهیت واقعی این قتل ها بزرگتر از منابع دزدیده شده است. با نزدیک شدن به حقیقت، آیا برای انتقام گیری زنده بیرون می آیند؟
ماهیرو اویاما فقط یک دوست معمولی عاشق بازی های شهوانی بود. تا اینکه یک روز صبح به عنوان یک زن از خواب بیدار شد! معلوم می شود که خواهر کوچک دانشمند دیوانه او، میهاری، یکی از آزمایش های جدید خود را روی او امتحان کرده است. تا آنجا که ماهیرو به او مربوط می شود، نتیجه ای فاجعه بار داشته است! اما میهاری به همان اندازه مصمم است که او را مطالعه کند، همانطور که مصمم است به زندگی تعطیل و بازیبازیاش برگردد، و یک چیز مسلم است. زندگی از اینجا به بعد خیلی عجیبتر میشود!
آکادمی سحر و جادو آرنولد مدرسه ای برای نخبگان است... و ری وایت فقط پسر معمولی شماست. در واقع به نظر می رسد که او اصلاً در جادو مهارت خاصی ندارد و کمی کلوتز است. به همین دلیل است که او هیچ ربطی به این شایعه ندارد که یکی از جادوگران بزرگ، جادوگر یخی، یکی از اعضای کلاس ورودی است ... درست است؟
جانوران بزرگ زمین را خلق کردند، اما انسان ها آن را دزدیدند. جانوران با عصبانیت شروع به خوردن انسان کردند که به نوبه خود از خدایان خواستند تا با جانوران مبارزه کنند. در عصر شمشیر، قهرمانان و اساطیر، جانوران غول پیکر برای سود توسط انسان ها شکار می شوند. جیرو که جانوران شکار خود را می سازد، با کومی که توسط شخصی تعقیب می شود روبرو می شود و در آن لحظه تصمیم می گیرد او را نجات دهد. با گسترش شایعات در مورد انسانیت و یک آزمایش مرموز، آنها با هم به دنبال کشف اسرار جهان هستند.