عموی عجیب و غریب جری به نام پکاس، که یک موش تگزاسی است، برای گذراندن شب به خانهاش میآید تا روز بعد برای اجرای موسیقیاش در تلویزیون آماده شود. او تصمیم میگیرد با گیتارش برای اجرا تمرین کند، اما هر بار که مینوازد، یکی از سیمهای گیتارش پاره میشود. خوشبختانه، او میتواند هر بار با کندن یکی از سبیلهای تام، آنها را جایگزین کند. تام اما خیلی بیمیل است...
غریبه ای در جستجوی همسر سابق خود به شهر وارد می شود. او متوجه می شود که مردم و کلانتر شهر از زمینداری که هرگز ندیده اما بر آنها حکمرانی می کند وحشت دارند. او با قبول 500 دلار همه چیز را درست می کند و...
جری توله سگهایی را از رودخانه نجات میدهد، اما تنها یکی از آنها باقی میماند. با وجود تلاشهای اولیه جری برای دور کردنش، او دلش به حال توله میسوزد و آن را به خانه میآورد و از تام پنهان میکند. در نهایت، تام در حین طوفان برای یافتن توله سگ بیرون میرود و به داخل آب میافتد.
نیکی کالینز جوان هنگام سوار شدن بر قطار در مسیر نیویورک، شاهد یک قتل وحشیانه می شود . اگرچه او ناامیدانه سعی می کند آنچه را که دیده به اطلاع دیگران برساند، اما هیچ کس حرف او را باور نمی کند...
سردبیر یکی از روزنامه های نیویورکی همسر سابق خود را که سالها پیش ترک کرده،با نامی دیگر در برنامه ای که توسط روزنامه اش حمایت مالی می شود می بیند.زن او را تهدید به افشا در مورد بدرفتاری به همسرش می کند اما او خشمگین شده و او را با مشت زده و بطور اتفاقی به قتل می رساند و ...
زندگی برخی از منزوی ترین مردم آمریکا در حالی که در بیابان دست نخورده آلاسکا در صدها مایل از جاده ها، تمدن و یکدیگر در حال مبارزه و پیشرفت هستند، روایت می شود.
خواهران دوقلوی کیوون شی آه و شی یون، در ظاهر و شخصیت بسیار متفاوت هستند. شی آه، زیبا و جذاب است و از کودکی در عرصه مدلینگ و بازیگری فعالیت داشته است. شی یون، در مقابل، دختری خجالتی و درونگرا است و از نظر ظاهری بسیار متفاوت از خواهرش است...
زن جوانی که دارای قدرت مافوق بشری است، به کره باز می گردد تا خانواده تولد خود را بیابد - اما درگیر یک پرونده مواد مخدر می شود که می تواند قدرت او را آزمایش کند.
آلیسا جادوگر، نوزادی را پیدا می کند و او را بزرگ می کند. 16 سال بعد، ویولا، دخترخوانده او، بسیار بلند قد شده است. آلیسا و ویولا در یک سفر خنده دار و آشفته از هویت های اشتباه و شیطنت های ماوراء طبیعی قرار می گیرند.
در پی فجایع ناشناخته در قلب ترا، یک ماده معدنی با قدرت غیر قابل تصور کشف شده است. با استفاده از آن، فناوری جامعه جهش های عظیمی ایجاد کرده است، اما این ماده باعث یک بیماری مرگبار لاعلاج می شود که منجر به بردگی جهانی مبتلایان می شود. در حالی که شورش اکنون در حال افزایش است، یک شرکت داروسازی برای یافتن درمانی برای نجات بشریت رقابت می کند.
فیت گرافیت، مردی نفرین شده، با مهارت پرخوری، همیشه گرسنه است. تا اینکه روزی یک دزد را می کشد و قدرت و روح او را می بلعد. با این کار، گرسنگی واقعی او بیدار می شود. اگر فایت بتواند قدرت خود را کنترل کند، سرانجام ارباب سرنوشت خود خواهد بود.
در قرن پانزدهم روسیه، آخرین شاهزاده بیزانسی، سوفیا پالایولوژینا، از رم به مسکو نقل مکان کرد تا با تزار ایوان سوم ازدواج کند. سوفیا که قرار است به اولین شخصیت زن تأثیرگذار امپراتوری روسیه تبدیل شود...
داستان شور و اشتیاق ساندرلند برای باشگاه فوتبال محبوب خود می باشد. این برنامه بینندگان را به فراز و نشیب فصل 18-2017 این باشگاه پس از سقوطش در سال گذشته به رده پایینتر می برد...
در منطقه گالار، مبارزه با پوکمون به یک سرگرمی محبوب تبدیل شده است. پوکمون: بالهای غروب، داستانهای ساکنان گالار را روایت میکند که در تلاش برای تحقق رویاهای خود، با چالشها و موانعی روبرو هستند.
هان دونگ سو، یک وکیل معیشتی که با درخواست بیاحتیاطی برای ملاقات از زندانی که با شرایط آشنا نیست، پروندهای به دست میآید. او پیشنهاد مشکوکی از گانگستر سئو دو یونگ دریافت می کند که زمانی یک بازیکن بیسبال امیدوارکننده بود تا یک زن را دنبال کند. یک خروج از ریل که فکر می کرد اولین و آخرین آن بود. به دلیل این انتخاب، دونگ سو در گوشه ای گرفتار می شود و توسط یک گانگستر، دو یانگ، گرفتار می شود و طراح یک سایت قمار اینترنتی می شود. دونگ سو، وکیلی که مورد تحقیر قرار می گرفت و به عنوان پایین ترین طبقه در حرفه وکالت با سردی رفتار می شد، استعداد غیرمنتظره خود را در دنیای جرم و جنایت کشف می کند و شروع به بیدار شدن به خواسته های پنهان خود می کند. و با تبانی دو یونگ به دوستی خطرناک و عجیب خود ادامه می دهند.
استاز، رئیس خونآشام بخشهایی از دنیای شیاطین، عاشق فرهنگ ژاپنی است. وقتی میفهمد که فومی یاناگی، دختر نوجوان ژاپنی، به طور تصادفی وارد شهر شیاطین شده است، از این اتفاق خوشحال میشود. اما در حالی که استاز با یک متجاوز در قلمروی خود درگیر است، فومی بیخبر توسط یک هیولا کشته میشود و تبدیل به روحی سرگردان میشود. استاز که از این اتفاق ناامید شده است، به فومی قول میدهد که راهی برای زندهکردن او پیدا خواهد کرد.