500 دختر نوجوان از سراسر ایالت میسوری در یک برنامه یک هفتهای به نام "آزمایشگاه دموکراتیک" شرکت میکنند. در این برنامه، آنها با تشکیل یک دیوان عالی، به بررسی مسائل مهم و چالشبرانگیز روز میپردازند.
در شهری که با قتلهای زنجیرهای دست و پنجه نرم میکند، مردی به نام لی نیان با دوختن تکههای جسد، هیولایی را زنده میکند. این هیولا با فریب لی نیان، او را به سوی خود میکشاند و همسرش را متهم به اهریمنی بودن میکند.
دیمیتری مارتین، کمدین، با یک استندآپ جدید بازگشته است. این برنامه شامل طنزهای او در مورد موضوعات مختلفی از جمله کیسههای زباله معطر و کارهای پشت میزی در جهنم است.
یوافسی در اسپن: بلانچفیلد در برابر فیوروت (همچنین با نام یوافسی در اسپن ۵۴) یک رویداد مختلط هنرهای رزمی تولید شده توسط یوافسی بود که در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۲۴ در سالن بردواک در شهر اتلانتیک، نیوجرسی، ایالات متحده آمریکا برگزار شد.
آنتونی مادو، پسر نیجریهای را دنبال میکند که پس از ویدئویی که او را در حال رقصیدن باله پابرهنه در خیابانی بارانی در خارج از لاگوس نشان میداد، تبدیل به یک هیجان در فضای مجازی شد.
جوانی برای یافتن شهابسنگی که به تازگی در کوهستان فرود آمده بود، به آنجا رفت، اما موجودی ناشناخته جان او را گرفت. آن موجود سپس به روستا حمله کرد و با خوردن ساکنان، وحشتی عظیم در سراسر جزیره برانگیخت.
این فیلم رازهای پنهان پشت خلق و زندگی فوقالعاده باربی را برملا میکند. روت هندلر و جک رایان که باربی را به واقعیت تبدیل کردند، در موفقیت غرق شدند، اما نام جک از کتابهای تاریخ متل حذف شد.
کتاب حاضر به زندگی و حرفه گروه راک استادیومی کانادایی میپردازد. این کتاب از دوران اولیه و ساده آنها در آلبرتا آغاز میشود و تا رسیدن به قلههای موفقیت و تبدیل شدن به یکی از جنجالیترین و در عین حال محبوبترین گروههای موسیقی تاریخ را دنبال میکند.
نگاهی عمیق به هنر کمدی دارد. این مستند-ویژه، با بررسی فرآیند خلق کمدی و رابطه بین شخصیت و خلاقیت، تصویری منحصر به فرد از دنیای کمدی ارائه میدهد. اولین قسمت آن به سفر مایک بیربیگلیا برای خلق محتوای جدید از تجربیات شخصی خود میپردازد و شامل مصاحبههایی با دیگر کمدینهای برجسته نیز میشود.
ناتارو در زندگی خود با موقعیتهای عجیب و غریبی روبرو میشود. او از این تجربیات برای خلق برنامههای استندآپ کمدی استفاده میکند. یکی از این تجربیات، ملاقات با یک آتشنشان است که دیدگاه او را نسبت به زندگی تغییر میدهد.
این فیلم بر روی خانوادههای قربانیانِ تیراندازیِ سال ۲۰۱۲ در مدرسه ابتدایی سندی هوک تمرکز دارد. آنها الکس جونز، نظریهپردازِ توطئه، را به دلیلِ انتشارِ دروغهایی مبنی بر ساختگی بودنِ این حادثه، به دادگاه میکشانند.
یک گروهان از سربازان پیاده نظام اوکراینی در خط مقدم جبهه شرقی، در حال نبردی سخت و نفسگیر برای دفاع از خاک خود در برابر حملات سنگین روسها هستند. این فیلم، تصویری تکاندهنده از زندگی سربازان در بحبوحه یک جنگ خونین را به نمایش میگذارد که توسط خود سربازان اوکراینی فیلمبرداری شده است.
این فیلم به بررسی عمیق و داخلی معدن پولمایس و معدنچیان آن میپردازد، که در جریان اعتصاب معدنچیان، نه تنها اولین کسانی بودند که دست به اعتصاب زدند، بلکه آخرین افرادی بودند که پس از پایان اعتصاب به کار خود بازگشتند.
کنسرت سالگرد هشتاد سالگی راجرز و همرستاین، با اجرای ترانههای ماندگار نمایشهایی چون اُکلاهما!، چرخ فلک، جنوب اقیانوس آرام، سیندرلا و آوای موسیقی و با تنظیمهای اورجینال، در دسامبر سال ۲۰۲۳ در لندن برگزار شد.
در مسابقه Grande Prémio de Portugal 2024 که در پورتیمائو، پرتغال برگزار شد، Jorge Maratin از تیم Ducati به عنوان برنده اعلام شد. او با انگیزهای قوی، از آسیبهای ابتدایی خود عبور کرد و امتیازات بیشتری را با موتورسیکلت Honda RC213V به دست آورد. در همین حین، Maverick Viñales از تیم Aprilia نیز در مسابقه اسپرینت به پیروزی رسید.
رویداد هنرهای رزمی ترکیبی UFC در تاریخ 23 مارس 2024 در UFC Apex، نوادا، ایالات متحده انجام شد. این رویداد که با نامهای UFC on ESPN 53 و UFC Vegas 89 نیز شناخته میشود، توسط سازمان Ultimate Fighting Championship برگزار گردید.
این مجموعه شخصیت های منحصر به فرد دنیای سینمایی مارول را نشان می دهد که طی سالهای گذشته بینندگان آنها را شناخته و دوست دارند و از نمادین ترین لحظات خود دوباره دیدن می کنند.
ریمورو با تحقیق، متوجه شد که گاستاف و کارل، اهریمنهایی هستند که زنوبیا را نفرین کردهاند. آنها قصد دارند با استفاده از زنوبیا به عنوان یک جسم، خدای خود را ظاهر کنند. آیا ریمورو میتواند قبل از نابودی پادشاهی کلوس، آنها را متوقف کند؟
در سال 1995، تحقیقاتی برای از بین بردن کارتل های مواد مخدر کره، چین و ژاپن آغاز شد. کارآگاه روستایی جونمو به صورت مخفی در اتحادیه در حال ظهور گانگنام می رود، بدون اینکه از روابط پیچیده بین همسرش و رئیس باند آگاه باشد. سرنوشت در هم تنیده آنها منجر به بدترین سناریوها می شود.
میونگ جون تصمیم می گیرد که روهی را بدزدد تا هزینه های بیمارستان دخترش را بپردازد. در راه او، شخصی جلوی ماشینش می افتد که معلوم می شود روهی است. او چیزی را به خاطر نمی آورد و میونگ جون ادعا می کند که پدرش است و با والدینش برای باج تماس می گیرد اما موفق نمی شود. او شاهد بردن اجساد پدر و مادرش به خانه شان است و صحنه را ترک می کند. روهی به میونگ جون مشکوک می شود.
در آینده ای نسبتا نزدیک، یک تکنولوژی نوآورانه ظهور کرده است. در شبکه های اجتماعی، شایعات در مورد پدیده های عجیب و غریب که اصالت آن ناشناخته است، به عنوان "ارواح هولوگرام" شناخته می شود. هیرو آمانوکاوا یک دانش آموز که تازه به دبیرستان آکادمی هیزاکورا رفته، یک دستگاه مرموز که توسط پدرش به نام (دیجیوایس) باقی مانده را فعال میکنه. با فعال کردن اون دستگاه حالا هیرو قادر به دیدن موجودات ناشناخته به نام دیجیمون میشه که توسط افراد عادی قابل دیدن نیستند.
تواریخ آرتدال تولد تمدن و ملت ها را در دوران باستان نشان می دهد. این داستان قهرمانان افسانه ای، مبارزه، وحدت و عشقشان به افرادی است که در سرزمین افسانه ای Arth زندگی می کنند.
در سال 2040، آلودگی مداوم و مجموعهای از زمینلرزههای مرموز، شهر توکیو را ویران کرد. مرد جوانی به نام کن اندو در حال آموزش برای عضویت در DC، سازمانی شبیه به ارتش طراحی شده برای تحقیق و حفاظت از محیط زیست در حال فروپاشی است. کن، با حمایت خواهر بیمارش، ساویوری، تمام تلاش خود را می کند تا بخشی از گروه نخبه ای شود که جوانان آرزو دارند، اما خبر تکان دهنده ای دریافت می کند که به دلیل عملکرد ضعیف در جلسات ارزیابی از تیم کنار گذاشته شده است. سپس، ناگهان یک هیولای شوم با درخشش خیره کننده از آسمان ظاهر می شود و شروع به درو کردن ربات های کارگر DC با نیروهای نامرئی مرموز می کند. کن، مشتاق نشان دادن اینکه او واقعاً از چه چیزی ساخته شده است، سوار یکی از ربات های کارگر می شود و بیپروا وارد نبرد با هیولا می شود.
زندگی در آلاسکا با چالشهای زیادی همراه است که ناشی از شرایط آب و هوایی، فاصله زیاد از سایر ایالات و طبیعت بکر و وحشی این منطقه است. یک تصمیم اشتباه در این ایالت میتواند جان انسان را به خطر بیندازد.
چیتوز-چان پنگوئنی است که در کیوتو زندگی می کند. او از این که با مردم ارتباط برقرار کند و در حالی که با کنجکاوی در خیابان های کیوتو قدم می زند، غذاهای خوشمزه بخورد، لذت می برد. این داستان مکان های محبوب کیوتو مانند معبد کیومیزو، معبد گینکاکو و جیون را از دیدگاه پنگوئن به تصویر می کشد. این یک داستان کوتاه درباره یک پنگوئن نوستالژیک و گرم است که قلب را درمان و تسکین می دهد.
دو هون، کارمند اداری غمگینی که با فست فود زندگی میکند و فقط بین خانه و شرکت رفت و آمد میکند، وقتی مرد همسایه به عنوان هدیه به او برنج شیرین میدهد و سطح قند او را دوباره پر میکند، میدرخشد. مرد همسایه یون سو است که به طور ناگهانی کالج را رها کرد. یون سو صراحتاً اعتراف کرد که فرار کرده است زیرا جرات اعتراف به دو هون را نداشت. اما یون سو که اکنون این موضوع را متعلق به گذشته میداند و دو هون که از آن روز شروع به مراقبت از یون سو کرده است، هر شب با هم شام میخورند. حتی دو هون هم متوجه نشد، احساساتش نسبت به یون سو کم کم داغ می شود... از یک روز آرامش در پختن یک غذای عاشقانه لذت ببرید که هر لقمه ای را مجذوب خود می کند!
داستان درباره دختر جوانی به نام تانیا دگورچاف ( Tanya Degurechov ) است که در خط مقدم جنگ در حال مبارزه است. اون در زندگی قبلی خود در ژاپن یک کارمند بود ولی یک نفر اون رو میکشه و بخاطر غضب خداوند به شکل دختری کوچک دوباره تولد یافته. به عنوان تانیا در دنیایی که جادو به لطف خداوند وجود داره تناسخ پیدا میکنه.
حالا سال ۲۰XX است. زمین توسط هیولاهایی که “دشمن بشریت” نامیده میشدن مورد حمله قرار دادند. برای جلوگیری از خطرات آینده، مدارس خصوصی با نوجوانان با استعداد درست شد. “با استعداد” ها قابلیتهای عجیب و غریب دارند که قوانین طبیعت را نادیده میگیرند. در بین همین “با استعداد” ها یک نفر عجیب و غریب هست که هیچ قابلیت خاصی نداره ولی به یکی از این مدارس رفت. داستان ما دربارهی همین نفر عجیب و غریب هست که فقط با استفاده از ذكاوت و حیله گری سعی داره دشمنان بشریت رو شكست بده.
داستان سریال در مورد سه کارگر به نامهای کورال، وندی و جینا است که در یک کلوب شبانه کار میکنند. آنها در پی وقوع یک حادثه، از واسطهی خود و افراد جنایتکار او در حال فرارند و فقط سعی میکنند «پنج دقیقه بیشتر» زنده بمانند.
«دیگه فقط واسه خودم زندگی میکنم!» تنها چیزی که قویترین قاتل جهان تو زندگیش میدونست، اجرای دستورات بالادستیهاش بود— تا اینکه اونا تصمیم به کشتنش گرفتن. او با افسون یک الهه به زندگی برگشت، به دنیایی مملو از شمشیر و جادو. به او فرصتی اعطا شد تا اینبار زندگیاش را تغیر دهد. اما به همین سادگی هم نیست... او باید یک ابر قهرمان را که قصد نابودی جهان را دارد شکست دهد. بزرگترین قاتل ما که حالا با اسم «لوف تواتا دِ» شناخته میشد، سر قاتل ما بسیار شلوغ بود مخصوصا به دلیل تمام دخترانی که او را احاطه کرده بودند. شاید لوف قاتلی بینظیر بوده، اما چگونه از پس حریفانی با قدرتهای جادویی بر خواهد آمد؟