طنز و شوخطبعیِ مختص قشر زحمتکش جامعه، خود را در قالب روایتهای شخصی نمایان میسازد؛ روایتهایی که از تجربیات کار در گاوداریها تا ماجراهای مربوط به نحوه صحیح استفاده از آسانسور را در بر میگیرد.
کارا، یک زندانی جوان، در حین گذراندن دوران حبس خود، فانتزیهای ج.ن.س.ی پنهانش را آشکار میکند. او پس از ملاقات با لیلا، زندانی اغواگری که نقش او را جن روزا بازی میکند، هدف جدیدی در زندگی پیدا میکند. اما گذشته تاریکش حتی پشت میلههای زندان نیز او را رها نمیکند.
اِدا، موش جوانی که رؤیاهای بزرگی در سر دارد، در قالب قهرمان خود، اِد، فرصت شرکت در مسابقات گرندپری را به دست میآورد. او با شجاعت در برابر خرابکاریهای رقیبش ایستادگی میکند و ثابت میکند که حتی کوچکترین شرکتکننده در مسابقه نیز میتواند بیشترین تأثیرگذاری را داشته باشد.
ریالیتی شو «مادران کارآگاه» به دلیل ناکامی در پروندهها و گمانهزنی درباره خرابکاری متوقف میشود. در این میان، رئیس آژانس به اتهام همکاری با یک افسر فاسد در قاچاق مواد مخدر تحت بازجویی قرار میگیرد.
داستان دربارهی یه نوجوان دردسرساز به اسم «یه زیجیه» هست که برای جلب توجه، وانمود میکنه مریضه و بعد متوجه میشه این کار میتونه برایش فرصتهای جدیدی ایجاد کنه.
راهبه تالیا پس از مطلع شدن از مرگ دوستش تویی و تسخیر شدن دوست دیگرش، ترانگ، از قدرت واسطهگری خود برای جنگیری استفاده میکند. او به کمک کارآگاه اوه درمییابد که مادر تویی، یک شمن ویتنامی، عامل خودکشیهای زنجیرهای با استفاده از نفرین 'گو' است. برای نجات دختر تویی از این نفرین، تالیا تصمیم میگیرد نفرین را به بدن خود جذب و خود را فدا کند، اما پیش از آن با واقعیتی غیرمنتظره مواجه میشود.
رانندهای که فقط ساعاتی تا بازنشستگیاش باقی مانده، در کنار مهندسی که ناجی بینام آسمان و مسافران است، همگی در یک وسیله نقلیه گرد هم آمدهاند؛ با این حال، هر یک در مسیر زندگی متفاوتی گام برمیدارند. در شامگاه پانزدهم جولای، یک سفر معمولی ناگهان به سفری سرنوشتساز بدل میگردد.
شش دوست که برای مهمانی پایان تابستان به یک کلبه در جنگل رفتهاند، درمییابند که تنها نیستند. حضور یک مهمان ناخوانده، آخر هفته آنها را به مبارزهای مرگبار برای بقا تبدیل میکند.
استفان گریفیتس، سه زن را بیرحمانه به قتل رساند که تصویر یکی از قربانیان توسط دوربینهای مداربسته ضبط شده بود. او در دادگاه، با معرفی خود با عنوان "آدمخوار کمان پولادی"، موجب حیرت همگان شد.
در رویداد WWE Evolution، قهرمان زنان جهان، IYO SKY، در یک مسابقه جذاب برای کسب عنوان قهرمانی به مصاف Rhea Ripley خواهد رفت. Trish Stratus، ستاره تالار مشاهیر، برای به چالش کشیدن Tiffany Stratton جهت کسب عنوان قهرمانی زنان WWE بازخواهد گشت. Evolution همچنین میزبان یک مسابقه بزرگ سه نفره خواهد بود؛ جایی که Becky Lynch از عنوان قهرمانی بین قارهای زنان در برابر Bayley و Lyra Valkyria دفاع خواهد کرد.
یک بستنیفروش تصمیم میگیرد تا بهترین آهنگ هیپهاپ بستنی را بسازد که دنیای هیپهاپ بستنی تا به حال به خود ندیده است؛ او این کار را برای زنده کردن یک رویا و برقراری دوباره ارتباط با پسرش انجام میدهد.
کتی تیلور و آماندا سرانو رقابت تاریخی خود را دوباره زنده میکنند، زمانی که در یک رویداد بزرگ بوکس تمام زنانه، به صورت زنده از مدیسن اسکوئر گاردن، در تیتر اخبار قرار میگیرند.
نیت جکسون، کمدین، با ترکیبی از لطیفههای از پیش آماده و بداههپردازی با تماشاگران، درباره موضوعات مختلفی از خوراکیهای بحثبرانگیز تا جزئیات زندگی روزمره اجرا میکند.
مستندی، داستان موفقیت گروه پانک-راک "سیمپل پل" را از شروع تا شهرت جهانی روایت میکند. این فیلم شامل تصاویر نایاب و صحبتهای اعضای گروه و ستارگان راکی چون آوریل لوین و مارک هاپاس از بلینک-۱۸۲ است.
ساليانه پيش صلح و آرامش توسط کنشيرو به سرزمينها بازگشته بود . امّا او حالا رفته است , و فقط افسانه ايي از او باقيست .پس از گذشت زمان , اختلافاتِ طبقاتي باعث آغازِ دوراني جديد از هرج و مرج و خشونت شده است , حکومتِ ظالمِ روي کار آمده , جنگجوياني مهيب از "گنتو کوئوکن" , يعني محافظانِ ستارۀ امپراتور هستند .لين و بارت بزرگ شده اند و نيروهاي مقاومتي با نامِ "لشکرِ هوکتو" را هدايت ميکنند , در همين زمان که شرايط به سخت ترين شکل ممکن در آمده , کنشيرو باري ديگر بر ميگردد !
در آيندهاي اتمي زده ، نژاد انسان چندين برابر پسرفت ميکند. مردمان عادي به برده تبديل ميشوند، در حالي که غولهاي ژنتيکي بر دنيا فرمانروايي ميکنند . باروت اسلحهها به تاريخ پيوسته و هنرهاي رزمي تنها سلاحيست که انسان ميتواند داشته باشد. دو مدرسه در جنگي بر سر قلمرو روبهروي يکديگر قرار ميگيرند : "هوکوتو" و "نانتو". کنشيرو جانشين حقيقي مدرسه "هوکوتو" و "شين" جانشين "نانتو". "شين" دوست "کن"، "يوريا" را ميدزدد و "کن" دنبال او ميگردد. "کنشيرو" در ميان خرابههاي جنگ اتمي براي نجات "يوريا" سفر ميکند. در حين جلو رفتن داستان، با شش استاد اعظم مدرسهي "نانتو سيکن" و سه برادر ناتني "کنشيرو" که هنر "هوکوتو شينکن" را آموزش ديدهاند آشنا ميشود. سرانجام، حريف نهايي "کنشيرو" کسي نيست جز برادر بزرگ او، "رائوه"، جنگجويي که قصد فتح دنيا را دارد و "کنشيرو" را به عنوان جانشين شايسته قبول ندارد.
ساترو فوجینوما یک مانگاکای 29 ساله است که بعد از شروع به کار کردنش تلاش می کند تا اسمی در کند. ولی این تنها دغدغه ساترو در زندگی اش نبود او یک قابلیت فراطبیعی خاص هم دارد که به اجبار به زمان قبل از وقوع یک حادثه فاجعه آمیز یا مرگ فرستاده می شود تا آنقدر زمان را تکرار کند که از حادثه جلوگیری شود. یک روز او درگیر حادثه ای می شود که برای او به عنوان قاتل پاپوش درست می کنند. ساترو برای نجات قربانی ( مقتول ) خودش را به گذشته می فرستد و به زمانی می رسد که در مدرسه ابتدایی بوده درست یک ماه قبل از ناپدید شدن همکلاسیش ، کایو هینازوکی. ساترو حالا باید کایو را پیدا کند و راز ناپدید شدنش را کشف کند.
در سرزمینی که توسط هرج و مرج ویران شده است، اربابان که دارای مهرهای مقدسی هستند که می توانند هرج و مرج را آرام کنند، باید از مردم محافظت کنند. اما آنها به جای این کار، شروع به جنگ با یکدیگر می کنند تا بر یکدیگر تسلط یابند. شیروکا، جادوگری منزوی که از این وضعیت بیزار است، و تئو، شوالیه ای که برای آزادسازی زادگاهش تلاش می کند، با هم متحد می شوند تا این قاره را از شر جنگ و هرج و مرج نجات دهند.
چوی کیونگ سو (Jang Dong gun) یک وکیل افسانه ای در یکی از بهترین شرکت های حقوقی کره جنوبی است. چوی دارای کاریزما و ظاهری جذاب است. او گو یئون وو (Park Hyung Shik) را به عنوان وکیل تازه کار برای شرکت حقوقی استخدام می کند ، اگر چه گو یئون مدرک دانشگاهی ندارد. او دارای حافظه تصویری عالی است. این سریال بازسازی سریال Suits آمریکا است که در سال ۲۰۱۱ پخش شد.
سریال داستان دختری زیبا به نام مدی است که در کلاهبرداری بسیار چیره دست می باشد و به همان اندازه زیبایی اش، خطرناک است. اما زمانی که ازرا، ریچارد و جولز، قربانیان سابقش تصمیم میگیرند رد او را بزنند و انتقامشان را بگیرند، همه چیز پیچیده می شود. در همین زمان مدی که هدف جدیدش را نشانه گرفته، متوجه یک عشق بالقوه میان خود و هدفش می شود...
این دراما درباره زندگی فضاحت بار یه گروه ۴ نفره از دخترا که با هم دوستن اتفاق میفته که هرکدومشون قصد دارن تا خودشون رو بشناسن و این شجاعت رو داشتن که یه سفر جسورانه رو باهم شروع کنن. بعد از فوت همسر جان سه یون دریک تصادف، اون با دخترش زندگی می کنه. اون تماسهایی دریافت می کنه و اتفاقات عجیبی دراطرافش شروع به رخ دادن می کنن. این سریال درباره ۴ زن شامل جان سه یون، کیم اون سو ، هان جانگ ون و دوهوا یونگ اتفاق میفته
مناظر طبیعی و حیات وحش سرزمین پهناور چین تا کنون از دید دوربین های عکاسان طبیعت به دور بوده است. این مجموعه که سرشار است از صحنه ها، مناظر و اکتشافات تکان دهنده توسط تیم پرآوازه ی تاریخ طبیعی بی بی سی تولید شده است. از قله های درخشان هیمالایا تا آب های خروشان دریای جنوب چین، این کشور پهناور و زیبا مجموعه ی وسیع و بی نظیری از مناظر طبیعی را در خود جای داده است.
سال 1973 در رم، جوانترین وارث غول نفتی ایتالیا توسط مافیا ایتالیا دزدیده می شود تا در ازای آزادیش، باج خواهی کنند. اما در کمال تعجب و به دلایل نامعلوم خانواده او هیچ میلی به بازگشت او ندارند و...
"کامرون بلک" یکی از بهترین شعبده بازهای دنیا است یا حداقل این چیزی است که قبل از نابود شدن کارش، بین مردم با این عنوان شناخته می شد. بدتر از آن این است که "کامرون" دلایل خوبی دارد برای اینکه ثابت کند هیچ یک از اتفاقات تصادفی نیست و …
سریال داستان یک مهمانی شبانه فارق التحصیلان را نشان میدهد که در مکانی گیر افتاده اند و هر کاری انجام میدهند تا رویاهای دبیرستانی آنها به واقعیت بپیوندد و …
یون جین آه یه زن مجرد سی ساله است. اون به عنوان سرپرست در یک شرکت قهوه کار می کنه.اون آدم بی خیالیه اما از درون احساس تهی بودن می کنه. سئو جون هی برادر کوچیکتر بهترین دوستش سئوکیونگ سانه. بعد از تموم کردن کارش در خارج ازکشور به کره برگشته.برای یون جین آه اگرچه اون فقط یه بچه به نظر می رسید، اما حالا براش آدم متفاوتیه.
جانگ گیون سوک در این سریال دو نقش خواهد داشت یکی نقش “سا دو چان” نابغهای که بعد از شکست خوردن در زمینه دادستانی به یک کلاهبردار تبدیل شده و یکی نقش “بک جون سو” دادستانی که قانون رو با ریزترین جزئیات دنبال میکنه…
این سریال داستان شخصی سی ساله به نام "الکس" را روایت می کند که با داشتن همسر و دو فرزند یکباره تصمیم عجیبی می گیرد. از کار خوبش استعفا داده و ناگهان می خواهد وارد بیزینس شود ولی...
داستان درباره ی گروهی از فیزیوتراپیستها، پرستارها، رادیولوژیستها و کارآموزان است. یه جائه ووک فیزیوتراپه و توی همین زمینه هم تدریس میکنه. اون شروع به فعالیت به عنوان رهبر تیم توی یه بیمارستان میکنه. وو بویونگ برای سه سال به عنوان یه فیزیوتراپ کار کرده. اون میخواسته شاعر بشه اما بخاطر شرایط خانوادگی ضعیفش، فیزیوتراپی خونده. شین مینهو کارآموزه، اما نمره هاش به اندازه ی کافی برای مدرسه ی پزشکی خوب نیست و پدر مادرش هر دو پزشکن مجبورش میکنن فیزیوتراپی بخونه.