«نورمن اسپنسر» (فورد)، محقق علمی دانشگاه، روز به روز بیش تر نگران همسرش، «کلر» (فایفر) می شود. «کلر» ادعا می کند در داخل و اطراف خانه شان، در نزدیکی دریاچه ی ورمانت، صداهایی می شنود و منظره های خوفناکی مثل تصویر صورت یک زن جوان را در آب مشاهده می کند…
داستان از جایی آغاز میشود که یک خانواده ثروتمند آلمانی، آنا (سوزان لوتار) به همراه شوهرش گئورگ (اولریش موهه) و پسر کوچکشان گئورگی خیال دارند تعطیلات خود را در ویلای زیبای تابستانیشان که در کنار یک دریاچه قرار دارد بگذرانند. وقتی پدر و پسر به قایقسواری میروند، مرد جوان مودبی به نام پیتر دم در خانه ظاهر میشود و از آنا میخواهد چند تخممرغ به او قرض بدهد. دقایقی بعد دوباره برمیگردد و ادعا میکند در راه تخممرغها شکستهاند و چند تخممرغ دیگر میخواهد. آنا خیال دارد چند تخممرغ دیگر به او بدهد اما مسیر گفتگو به سرعت تغییر میکند. لحن دلپذیر پیتر کمکم خصمانه میشود. سر و کله دوست پیتر، پل پیدا میشود. وقتی گئورگ برمیگردد و از آنها می خواهد بروند، پل و پیتر ویلا را ترک نمیکنند. به زودی روند داستان تغییر میکند…
خانواده فاربر برای گذراندن تعطیلات به خانه ویلایی خود در کنار دریاچه رفته اند. اما در بدو ورود با پیدا شدن سر و کله دو پسر خوش سیما – پیتر و پل – با لباس های گلف بر تن، آرامش شان بر هم می ریزد. پیتر و پل با زمینه چینی آنا، جورج و پسر کوچک شان جورجی را در خانه حبس و سپس شروع به بازی هایی می کنند که با یک شرط بندی هولناک آغاز می شود. پیتر به آنها می گوید که حاضر است شرط ببند هیچ کدام از آنها در ساعت ۹ صبح روز بعد زنده نخواهند بود. خانواده فاربر سعی می کنند تا به هر وسیله ای که شده، از چنگ این دو قاتل خونسرد فرار کنند. اما منطقه ای که در آن زندگی می کنند، بسیار خلوت و تنها تلفن موجود نیز از کار افتاده است و …
خانواده دیویسون در سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان مورد تهاجم گروهی از قاتلین قرار می گیرند! اما یکی از قاتلین متوجه موضوع مهمی در رابطه با عضوی از خانواده می شود که…
فیلم بازی جرالد که بر اساس رمانی به همین نام محصول سال ۱۹۹۲ و نوشته استاد داستان های ترسناک استیون کینگ است، داستان هیجان انگیز زنی به نام جسی برلینگیم (گوگینو) را بازگو می کند که در حالی که به تخت با دستبند بسته شده، به طور تصادفی همسر خود به نام جرالد (گرینوود) می کشد. جسی که در کلبه ای دور افتاده بدون امید برای نجات گرفتار شده است، شروع به شنیدن صدا ها و دیدن توهماتی می کند که شامل چهره ای می شود که او آن را به نام کابوی فضایی (استروکین) می نامد. ...
سفينه ي «نوسترومو» براي انجام پژوهش هاي فضايي به کهکشان فرستاده و يکي از سرنشينان آن به نام «کين» (هرت) ناخواسته باعث ورود موجودي ناشناخته به درون سفينه مي شود. موجودي که خيلي سريع رشد مي کند و به نظر مي رسد هدفي جز کشتار و نابودي نداشته باشد..
پنجاه سال از زمانی که «الن ریپلی» امتحانات سخت خود برای اثبات بی گناهی اش را داده می گذرد و سفینه ی نجات حامل وی، که او را در حالت خلسه در خود نگاه می داشت و به صورت سرگردان در فضا چرخان بود، دریافت می شود. بر روی کره زمین هیچ کس داستان وی در مورد وجود آدم فضایی در سیاره ی LV-426 را باور نمی کند. اداره ای که با نام «کمپانی» شناخته می شود، گروهی را مامور می کند تا به LV-426 بروند و صحت این مطالب را بررسی کنند. پس از مدتی تمامی ارتباطات با گروه فرستاده شده قطع می شود و Company اِلن ریپلی و گروهی از سربازان بسیار حرفه ای را برای بررسی و نجات گروه قبلی به LV-426 می فرستد.
بعد از گریختن از سیاره بیگانگان، سفینه ی «الن ریپلی» هم در آن است، در یک معدن سقوط می کند. ریپلی می فهمد که یک موجود بیگانه که بطور مخفیانه وارد سفینه شده، علت سقوط بوده است. این موجود بیگانه شروع به کشتن ساکنان معدن می کند، اما ریپلی نمی داند که دشمن اصلی او چیزی بیشتر از این موجود بیگانه است.
در یک دبیرستان، دانش آموزان کم کم به این نتیجه می رسند که معلمانشان موجودات بیگانه ی فضایی هستند که قصد دارند از دانش آموزان بعنوان قربانی استفاده کنند...
«وايولت دورو» (رولندز)، «کارولاين» (هادسن) را که در يک خانه ي سالمندان کار مي کند، استخدام مي کند تا از شوهرش، «بن» (هرت) مراقبت کند. ديري نگذشته که «کارولاين» به اسناد و شواهدي دست مي يابد که ثابت مي کند «بن» و «وايولت» عضو يک فرقه ي شوم «هودو» هستند.
داستان فیلم در مورد سه دوست است که برای گذراندن تعطیلات آخر هفته به کلبه ی جنگلی خود در کنار دریاچه می روند تا آنجا خوش بگذرانند .اما این خوشی یلی زود به پایان میرسد هنگامی که چند نفر از تبهکاران فراری وارد خانه می شوند و آنها را زندانی میکنند و قصد دارند تا به آنها تجاوز کنند. اما مری موفق میشود تا از دست آنها فرار کند در اخرین لحظه تیر میخورد و به طور اتفاقی در کنار دریاچه او را پیدا میکنند. .بعد از مدتی گروه برای جلوگیری از شناسایی شدن سعی میکنند تا مری را بکشند. و به همین خاطر به خانه ی او میروند.اما خانه برای آنها پر از تله است و مرگ منتظر آنها است …
در کشورهای سنگاپور، ایسلند، نیوزیلند، نروژ و آلمان غربی به نمایش درنیامده و برای ۱۸ سال در انگلستان و بیشتر از ۳۲ سال در استرالیا ممنوع بوده است. این فیلم را وس کریون ساخت که فیلم «تپه ها چشم دارند» او هم در فنلاند ممنوع شده بود. او برای فیلم های ترسناکی مثل کابوس در خیابان الم و سری جیغ هم شهرت چشمگیری دارد....
داستان درباره پنج دوست میباشد که به کلبه ای جنگلی میروند ، در آنجا کتاب مردگان را پیدا میکنند ، آنها ناخواسته تمامی شیاطین اطراف را احضار میکنند و حالا باید برای بقای خود بجنگند...
پنج نفر از دانشجویان کالجی در آمریکا با هم قرار گذاشته اند تا آخر هفته ی خود را در کلبه ای متروکه در جنگل بگذرانند. در کلبه کتابی موسوم به کتاب مرده و یک ضبط صوت را می یابند که متعلق به یک پروفسور بوده است و به زبان بابلی و سومری نوشته شده است. یکی از آن ها ضبط صوت را روشن می کند. آن ها صدای پروفسور را می شنوند که در حال ترجمه ی کتاب است. این کار آن ها باعث رهایی نیروی پلیدی در جنگل می شود...
این فیلم با ظاهری ترسناک و دلهره آور در مورد زنی می باشد که در تلاش است تا برادرش را که به جرم قتل پدر و مادرشان محکوم شده است را با اثبات اینکه جرم او به خاطر دلایل مافوق طبیعی و سوپرنچرال ای میباشد تبرئه کند و در این راه...
=میا و جان یک زوج جوان هستند که بزودی صاحب فرزندی خواهند شد. اما زمانی که جان برای میا یک عروسک قدیمی می خرد و به او هدیه می دهد، اتفاقات ناگواری برای این زوج رخ می دهد که…
27 سال پس از اتفاقات قسمت اول، اعضای باشگاه بازندگان بزگ شده و از هم دور شده اند تا اینکه یک تماس تلفنی پریشان کننده و مخرب باعث می شود که آنها دوباره دور هم جمع شوند...
دوازده غریبه در یک مکان نامشخص از خواب بیدار می شوند، آنها نمی دانند کجا هستند و چگونه به آنجا رسیدهاند، آنها حتی نمی دانند برای یک هدف مشخص انتخاب شدهاند، یعنی شکار و..
جرج تاون واشينگتن د. ک. امريکا. «ريگان» (بلر)، دختر دوازده ساله ي يکي از بازيگران زن مشهور سينما (برستين) دچار حالت هاي غريبي مي شود. تمام تلاش پزشکان براي تشخيص و درمان بيماري «ريگان» بي نتيجه مي ماند، و در نهايت، تنها راه چاره، اجراي مراسم جن گيري است...
یک نیروی شیطانی از "فردی کروگر" به عنوان دروازه ای به دنیای واقعی استفاده می کند."نانسی" تلاش می کند این نیروی شیطانی را قبل از وارد شدن به دنیای ما نابود سازد...
«جان کلاین» (گیر)، خبرنگاری است خوش آتیه که به واسطه ی مرگ همسر محبوبش، «مری» (مسینگ) در تصادف اتومبیل خرد و درهم شکسته است. «مری» درست پیش از تصادف تصویری تکان دهنده از موجودی شبیه شاهپرک را دیده بوده و ...
آنا ریدل به علت مشکلاتش به بیمارستان روانی می رود و پس از مدتی به خانه بر می گردد. بهترین دوست او خواهر الکس است. البته مراحل درمان او بخاطر یک نامادری سنگدل، پدری الاف و ولگرد و البته روحی که در خانه ی آنها سرگردان است اصلا خوب پیش نمیرود...
فیلم درباره ی یک قاتل زنجیره ای هست که بعد از قتل با اعضای بدن قربانیان خود جهت تفریح کلکسیون های متعددی بوجود می آورد و تماشای این فیلم به افراد زیر 17 سال توصیه نمیشود
"هانتر" یک زن خانه دار تازه باردار، خود را به طور فزاینده ای مجبور به مصرف اشیاء خطرناک می کند. وقتی همسر و خانواده اش بیشتر زندگی او را کنترل می کنند، او باید با راز تاریکی پشت وسواس جدید خود مقابله کند ...
در یک بار یک مشتری به صاحب آنجا نصیحت می کند که بار خود را ببندد چون موجوداتی ترسناک به بار خمله خواهند کرد . اما صاحب آنجا به حرف او توجهی نمی کند تا اینکه موجودات حمله می کنند . حالا افراد آنجا گیر افتاده اند و باید خود را از آن بار نجات دهند و …
گروهی تبهکار بعد از فرار برای مداوای یکی از افراد خود وارد خانه ای میشوند که مهمانی دارند. آنها بعد از ورود به خانه به آزار و اذیت آنها میپردازند تا اینکه...
«چارلی» (آنتون یلکین) نوجوانی است که زندگی خوب و راحتی دارد. اما به تازگی همسایه ای جدید به محله آنها اسباب کشی کرده و قصد دارد در کنار آنها زندگی کند. این همسایه در نگاه اول متمدن و محترم است اما در ادامه چارلی پی می برد که این همسایه جدید آنها که جری «دندریگ» (کالین فارل) نام دارد یک خون آشام است. چارلی با در کنار هم قرار دادن اتفاقاتی که به تازگی رخ داده و طی آن چندین نفر کشته شدند، به این نتیجه می رسد که مسبب اصلی همه این کشتارها همسایه خون آشامش است. بنابراین او از یک خون آشام کُش به نام «پیتر» (دیوید تنانت) دعوت می کند تا کار این همسایه اش را یکسره کند و…
«اسکارلت جوهانسون» در این فیلم نقش یک موجود فضایی را بازی میکند که میتواند از لحاظ جنسی مردان را به ورطهی نابودی بکشاند. اما کم کم برایش سوال پیش میآید که چرا این رابطهها را از لحاظ عاطفی و انسان وارانه ای ادامه ندهد...
داستان فیلم در مورد خانواده بررت می باشد که در حومه شهر زندگی می کنند ، دنیل پدر خانواده ، لیسی مادر خانواده و جسی پسر بزرگ و سامی هم پسر کوچکتر خانواده ، که شاهد یکسری از حوادث نگران کننده برای خانواده هستند و امنیت اونها برهم می ریزد. هنگامی که خانواده بررت متوجه می شوند توسط یک نیروی کشنده و وحشتناک هدف قرار گرفته اند ، دنیل و لیسی تصمیم می گیرند که خودشون مشکل رو حل کنند.
داستان فیلم در مورد یک پلیر بازی می باشد که برای کار از شرکت تبلیغاتی Craigslist در بیرون از شهر از او دعوت می شود . ولی زمانی که او به خارج از شهر می رود ، می بیند شخصی که با او قرار دارد همانند چیزهایی که گفته بود نیست …
هنگامی که نانسی در دریا مشغول سرگرمی است یک کوسه بزرگ سفید به او حمله می کند و او موفق می شود بالای یک سخره کوچک برود و جان خودش را نجات دهد ولی 2 دوست او توسط کوسه کشته می شوند و حالا نانسی فقط 200 متر از ساحل فاصله دارد و باید تلاش خود را بکند تا جانش را نجات دهد و ...