این فیلم به صورت نمادین، انتخابی دشوار را پیش روی هر فرد قرار میدهد. انتخاب بین ماندن در وضعیت امن و آشنا و پذیرفتن رنج و درد برای رسیدن به تغییر و تحول. این انتخاب، شبیه به تصمیم کرمی است که باید بین ماندن در پیله و تبدیل شدن به پروانه یکی را برگزیند.
مردی که پس از بیست سال از زندان آزاد میشود، در جستجوی عشق قدیمیاش است. اما این دیدار، او را با حقیقت تلخ جنایتهایی که در گذشته مرتکب شده، روبرو میکند.
داستان از جایی شروع میشود که یک مامور اطلاعاتی وارد دانشگاهی میشود و با کمک رهبران دانشجویی، علیه یک سیاستمدار فاسد که از جوانان دانشگاه سوءاستفاده میکرده، مبارزه میکند. این داستان بر اساس واقعیت نوشته شده است.
داستانی تخیلی که از رویدادهای واقعی الهام گرفته، ماجرای ناپدید شدن چند کودک از یک محله فقیرنشین در منطقه 36 را روایت میکند. یک مامور پلیس مصمم، درگیر پروندهای پیچیده میشود و باید با یک قاتل زنجیرهای روبرو شود. در جریان این تحقیقات هولناک، رازهای تاریکی نیز آشکار خواهد شد.
داستانی از زنی که در ازدواجی بدون عشق آغاز میکند، اما با گذشت زمان، عشقی عمیق بین او و همسرش شکل میگیرد و آنها با هم زندگی مشترکی پربار را تجربه میکنند.
پدری پسرش را به ماموریتی مرگبار میفرستد، با آگاهی کامل از اینکه این ماموریت میتواند خودکشی باشد. پسر علیرغم آگاهی از خطر، به خاطر کشورش این ماموریت را میپذیرد.
یک دلال و مهندس به دنبال ساخت و ساز هستند اما به دلیل کمبود پول با مشکل مواجه میشوند. پیدا کردن یک ساختمان قدیمی برای بازسازی، امیدشان را زنده میکند اما حضور یک سرمایهگذار خرافاتی، برنامههایشان را دچار مشکل میکند.
آقای اودایابانو، که زمانی مقام دیاسپی را بر عهده داشت، در یک برنامه تلویزیونی به مرور خاطرات حرفهای خود میپردازد. وی در این برنامه، جزئیات هیجانانگیز پروندهای به نام چپاناتوتا را که نقطهٔ عطفی در زندگی کاریاش بوده است، برای مخاطبان بازگو میکند.
مردی پنجابی که علاقهای به کشتی ندارد، عاشق زنی هریانوی میشود که به این ورزش علاقهی زیادی دارد. او تلاش میکند تا عشق او به کشتی را درک کرده و آن را بپذیرد تا بتواند دل او را به دست آورد.
داستان درباره دو مرد با موقعیتهای اجتماعی متفاوت است که به طور اتفاقی در یک ایستگاه اتوبوس با هم آشنا میشوند. این دو نفر، علیرغم تفاوتهایشان، سفری را با هم آغاز میکنند که پر از اتفاقات غیرمنتظره و لحظات خندهدار است.
داستان این فیلم در مورد دو خانواده با زندگیهای کاملاً متفاوت است که به طور اتفاقی با هم روبهرو میشوند: یک خانواده فقیر در حلبیآباد و یک خانواده ثروتمند در یک برج بلند.
این فیلم، یک کمدی رمانتیک آیندهنگر است که به بررسی مشکلات روابط عاشقانه در دنیای مدرن میپردازد. این فیلم با روایتی طنزآمیز و استفاده از عناصر سورئال، نگاهی طنزآمیز به مسائل جدی مانند ازدواج و طلاق دارد.
این فیلم، داستانی عاشقانه است که طیف گستردهای از احساسات از جمله شادی، غم و عشق را به تصویر میکشد. پایان غیرمنتظره این فیلم، آن را از فیلمهای عاشقانه معمولی متمایز میکند.