⚠️ مشکل درگاه برطرف شد 💙 در صورتی که کد گرفتید و اکانتتون شارژ نشده. الان مجددا کد خودتونو وارد کنید. یا با پشتیبانی تماس بگیرید.
دوستانی که خرید انجام دادهاند اما کد شارژ برای آنها فعال نشده است، لطفاً نگران نباشید. مشکل مربوط به اختلال در ارتباط بین سرورهای ایران و خارج از کشور است. به محض رفع این اختلال، تمامی کدها فعال خواهند شد. لطفاً کد دریافتی خود را نزد خود نگه دارید؛ این کدها منقضی نمیشوند، حتی اگر در حال حاضر با پیام «کد نامعتبر» مواجه شوید.
💙 کاربران گرامی نایتمووی،
با قدردانی از همراهی و صبوری شما در روزهای اخیر، به اطلاع میرسانیم با بهبود تدریجی وضعیت اینترنت، فعالیت نایتمووی به روال سابق بازگشته است.
مطابق وعده قبلی، جبران روزهای از دست رفته اشتراک تمامی کاربران در روزهای آتی به صورت خودکار به اعتبار حسابها افزوده خواهد شد.
💎 حمایت از نایتمووی: در این برهه حساس، برای حفظ پایداری خدمات و تأمین هزینههای سنگین زیرساختی، بیش از همیشه به حمایت شما عزیزان نیازمندیم. به همین منظور و با هدف تسهیل حمایت شما، تخفیفهای ویژهای روی تمامی بستهها اعمال شده است.
⚠️ درخواست صمیمانه: خواهشمندیم با تهیه اشتراکهای بلندمدت، ما را در عبور از چالشهای جاری و تداوم ارائه خدمات یاری فرمایید. حضور شما در کنار ما باعث دلگرمی ماست. 💙
2 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 18 جایزه و نامزد دریافت 22 جایزه دیگر.
این فیلم سرگذشت «مالکوم ایکس» رهبر مشهور سیاه پوستان آمریکایی را روایت می کند. او در شش سالگی پدرش را از دست داد، و درس و مدرسه را رها کرد. او سرانجام هنگامی که برای فروختن یک ساعت دزدی به جواهرفروشی رفته بود، به دام پلیس گرفتار شد و به ده سال حبس محکوم شد. او در زندان به مطالعات مذهبی پرداخت و با دین اسلام آشنا شد...
یک شرکت داروسازی کینگ کونگ را در جزیره اش به دام می اندازد و به ژاپن می آورد. اما کینگ کونگ از قفس فرار کرده و با گودزیلایی که به تازگی آزاد شده وارد نبردی سهمگین می شود....
"ماتسویی" دختر خوانده خانه "کاریون"، یک گروه کوچک یاکوزا است. "انیماسا"، رهبر آنها، آخرین وارث یک خانواده سامورایی است. او در تجارت سختگیر است اما به دلیل عدالتش مورد احترام ضعفا قرار دارد و...
"شیبا" سامورائی سرگردان،با گروهی از دهقانانی که به امید کم کردن مالیات دختر ارباب دیکتاتور خود را ربوده اند برخود می کند."شیبا" به آنها پیوسته و دو سامورائی خائن از گارد حاکم به نامهای "ساکورا" و "کیکیو" به او می پیوندند.آن سه قانونشکن خود را در میان مبارزه ای بر سر مرگ و زندگی می بینند...
تاکزو با نزدیکترین دوستش ماتاهاچی دهکده خود را ترک میکنند تا به ارتشی که برای جنگ رهسپار شده بپیوندند. بعد از اینکه در جنگ شکست میخورند، در خانه بیوه زنی به دنبال پناهگاه میگردند. بیوه زن (اوکو) ماتاهاچی را که نامزدیش را با اوتسو فراموش کرده اغوا میکند. ماتاهاچی به همراه زن و دخترش(آکمی) راهی کیوتو میشوند و تاکزو به روستایش بر میگردد. خانواده ماتاهاچی حرفهای تاکزو را باور نمیکنند …
"تاکزو" زندگی اش به عنوان مبارزی سرگردان را رها می کند."ساساکی کوجیرو" سامورایی باهوش و با استعداد او را به مبارزه دعوت می کند.اما پیش از مبارزه او باید با گروهی از راهزنان مبارزه کرده و با احساسش نسبت به دو زن کنار بیاید...
پس از سپری کردن سالها در سفر و به وجود آوردن شهرت به عنوان بزرگترین سامورایی ژاپن، "تاکزو" به کیوتو بازمی گردد. "اوستو" منتظرش است اما او برای به چالش کشیدن "کندو" رهبر بهترین آموزشگاه منطقه بازگشته است. برای اثبات شجاعت و مهارت خود او عمدا پا در کمپینی که توسط هوادارن آموزشگاه ترتیب داده شده است می گذارد و...
فیلم زندگی خانواده ای را در یک روستای دور افتاده به تصویر می کشد. سرپرست خانواده "تاهارا کوزو" به همراه مادرش "ساچیکو"، همسرش "یاسویو"، برادر زاده اش "ایسوکه" و دختر جوانش "میچیرو" زندگی می کند. مشکلات اقتصادی تراژدی بزرگی را در خانواده رقم می زند...
هنگامی که یک دختر و پسر در مدسه ابتدایی به هم علاقه پیدا می کنند در همان سال آن ها از یک دیگر جدا شدند و دختر بچه به یک شهر دیگر رفت، و حالا با گذشت ۴ سال پسر جوان معتقد است دوباره عشق خود را خواهد دید و …
"شینوهارا اریکا" دانش آموز سال اولی، داخل دبیرستان در حالی که داره با دوستانش حرف میزنه ، درباره دوسـت پسرش یه داستان میسازه . در واقعیت، اصن دوسـت پسری نداره دوستای اریکا به داستانش شک میکنن و این اریکاس که به اونا دروغ گفته. بعد اریکا یک پسر جداب داخل خیابان میبینه و ازش عکس میگیره. بعد این عکس ها را به عنوان عکس های دوسـت پسرش به دوستاش نشون میده..
"کانسوکه یاماموتو" سامورائی است که رویای یک کشور متحد و آرام را در سر دارد. او به خدمت "تاکدا"، لرد منطقه کای در می آید. او لرد را قانع می کند تا لرد منطقه همسایه را به قتل رسانده و همسر او را بدست آورد. او سپس "شاهزاده یو" را قانع می کند تا این توافق را پذیرفته و پسری برای "تاکدا" به دنیا بیاورد و...
كيوتو ، سال 1882. « سانشيرو سوگاتا » ى جوان ( فوجيتا ) براى يادگيرى فنون رزمى مريد شخصى به نام « شرگورو يانو » ( اوكوچى ) میشود كه شكلى جديد از جوجيستو به نام جودو را بدعت گذاشته است.