وقتی یک بازیگر بریتانیایی تبار حرفه هالیوودی خود را رها می کند و داوطلب مبارزه با داعش در سوریه می شود، بسیاری او را یک قهرمان فداکار می دانند که با موذی ترین دشمن آمریکا مبارزه می کند. اما دیگران فکر می کنند او یک خودشیفته تند مزاج است و برای پیشبرد حرفه خود یک تبلیغ تبلیغاتی انجام می دهد - و هنگامی که خدمت وی به پایان می رسد، نه انگلستان و نه آمریکا از او استقبال نمی کنند...
برای نجات یک گروگان ، وو وی و لیو شیائو به همراه تیم ویژه به محلی که بیش از 100 گروهک در آنجا جمع می شوند نفوذ می کنند و با خشونت علیه جنایتکاران می جنگند. خیلی زود آنها در جزیره با خطراتی روبرو میشوند که...
داستان دختری که از گذشته خود گریزان است و شبی را با مردی که بر سر راهش سبز شده می گذارند. اما صبح روز بعد از خواب بیدار شده و متوجه می شود که به دلیل وضعیت فوق العاده در سراسر کشور، مجبور به زندگی مشترک هستند...
داستاندختری به نام لیلی که هر چیزی را برای طرفداران از جمله سلامت روانی دوست خود، فدا کرده و به خطر می اندازد. در پروژه بعدی خود، او یک مجسمه مرموز را دریافت می کند که...
داستان یک نویسنده بی تأثیر که توسط همسر و دوستانش به تعطیلات آخر هفته می رود. اما در آنجا یک راز پر آشوب و وسواس خطرناکی را کشف می کند که می تواند مسیر زندگی او را به طرق شدید و شگفت انگیز تغییر دهد...
داستان "شارلوت"، نویسنده ای اهل شیکاگو که برای نوشتن کتاب جدید خود به صحرای مینه سوتا می رود. راهنمای او "راب" به مهارت های شارلوت شک می کند. با این حال، آنها متوجه می شوند که وجه اشتراک های زیادی دارند و ...
در تلاش برای رهایی از سودازدگی خود ، یک زن جوان از شهر فرار می کند و به کلبه روستایی خانواده اش می رود تا دوباره یک دوست قدیمی و دنیایی را که مدت ها فراموش کرده دوباره پیدا کند...
امی که دیگر همانند سابق نیست، به زادگاهش باز می گردد و برای اولین عشق خود برنامه عروسی می چیند. او تصمیم گرفته که عشق سابقش را بدون در نظر عواقب آن به نزد خود بازگرداند...
فیلمساز نیک برومفیلد به بررسی قتلهای حل نشده هنرمندان هیپ هاپ ، بیگی اسمالز و توپاک شکور می پردازد. این هنرمندان دو تن از بزرگترین هنرمندان عصر خود بودند ، اما گرفتار جنگ چمن شدند...
کلوئی و تیمش از مجله Destination Traveler راهی مالت می شوند تا صحنه سفر را پوشش دهند. وقتی کلوئی می بیند که فردی از پنجره هتلش به قتل می رسد ، او با یک مامور FBI همکاری می کند تا قاتل را قبل از این که قربانی بعدی شوند دستگیر کنند...
"تا ندیدم باور نمی کردم". یک تابلو روی دیوار این را می گوید ، در حالی که صد پناهنده پس از چهار روز سفر با یک کامیون بدون هوا به مرکز جمع آوری Endabaguna در منطقه Tigray در اتیوپی می رسند. چرا مردم فرار می کنند؟...
هنگامی که دو دایناسور ژنتیکی ایجاد شده ، فرار می کنند ، وظیفه گروهی از مزدوران این است که آنها را بگیرند. وقتی متوجه می شوند که دایناسورها مانند انسان های باهوش پرورش یافته اند ، بازی موش و گربه به بدترین حالت تبدیل می شود...