3- پس از قتل یک همکلاسی، اِرین ساویر 17 ساله با حقایق تلخ و هولناکی روبرو میشود. کسی که مسئول قتلهای زنجیرهای شهر است، به او بسیار نزدیک است. ارین حالا باید با این حقیقت دردناک کنار بیاید و حقیقت را آشکار کند...
میابی تنها دخترش را در تصادف از دست داد. بعد از مرگ دخترش او طلاق گرفته و در حال حاضر به عنوان یک دختر تلفنی کار می کند و با دوست جدید خود زندگی می کند. یک روز او با یک مشتری عجیب و غریب آشنا می شود که از او می خواهد اجازه دهد از ستون فقراتش عکس بگیرد. او همانطور که مرد می گوید انجام می دهد و به او اجازه می دهد از او عکس بگیرد، اما...
میلا و روکسی، دو پژوهشگر حوزه پدیدههای ماوراء الطبیعه، در حین ضبط پادکست خود، با تلاش برای ارتباط با قربانیان یک قاتل زنجیرهای سنگدل، با نیروهای شیطانی روبهرو شدند و مورد آزار و اذیت آنها قرار گرفتند.
دانشجویان یک دانشگاه که درگیر قتلهای زنجیرهای توسط نیرویی شیطانی هستند، برای مقابله با آن، جنّی به نام بابا را احضار میکنند. اما آنها باید مراقب باشند که خواستههایشان عواقب ناخواستهای نداشته باشد.
کارش، تاجر نوآور و همسر از دست دادهای که در غم به سر میبرد، وسیلهای اختراع میکند تا با ارواح درگذشتگان که در کفن پیچیده شدهاند، ارتباط برقرار نماید.
در این دنباله بر The RESONATOR: MISKATONIC U، ماشین بینبعدی بدخواه همچنان هیولاها را هدایت میکند، اما این بار با ورود هربرت وست، دانشجوی دیوانه پزشکی و معرف مخوفش، اوضاع پیچیدهتر میشود...
فیبی یک علاقهمند تناسب اندام است که در یک ویدیوی تمرینی شرکت میکند. پس از اینکه توسط همبازیهایش مورد تمسخر قرار میگیرد، با یک دختر مافیایی دوست میشود که به او نشان میدهد چگونه با قتل به بالاترین سطح برسد...
وقتی یک بیمار خطرناک از یک تیمارستان روانی فرار میکند و دست به کشتار بیرحمانهای میزند، کادر شبانه بیمارستان با بدترین کابوس خود روبرو میشوند و برای زنده ماندن میجنگند.
یک ستاره مشهور که محبوبیتش رو به افول گذاشته، تصمیم میگیرد از دارویی غیرقانونی که با تکثیر سلولها، به طور موقت او را جوانتر و زیباتر میکند، استفاده کند.
در دنیایی که کلونهای قاتل بر آن حکومت میکنند، یک دانشمند برای نجات بقایای بشریت میکوشد. اما رازی تاریک در مورد کودکی که در انتظار تولد است، آیندهی بشریت را به خطر میاندازد.
پرستار لینا سیمون عاشق مرد تجاری اسکاتی شارپ بود. اما وقتی او را به دیدن شخص دیگری مشکوک شد، از بهترین دوستش تونی کمک خواست. تونی به او گفت که یک طلسم جادوگری روی اسکاتی بگذارد تا او را به لینا برگرداند.