اطلاعیه
کاربرای عزیز
مشکل درگاه خرید برطرف شده. لطفا همین الان نسبت به خرید و رزرو شارژ اقدام کنید.
درگاه پایدار نیست و ممکنه مجددا از دور خارج بشه.
به همین منظور کد تخفیف ۲۰ درصدی tabestoon رو برای شما در نظر گرفتیم.
ما تمام تلاشمونو میکنیم که به زودی درگاه به کلی جایگزین شود.
لینک مستقیم به خرید با کد تخفیف
مدیریت نایت مووی
یک راهنمای شکار در منطقه پاتاگونیا، به طور اتفاقی از جنایتی وحشتناک علیه خواهرزادهاش باخبر میشود. این اتفاق او را وادار میکند تا برای برقراری عدالت، با رازهای پنهان و دردناک دهه ۸۰ آرژانتین که دورهای پرآشوب و تاریک بود، روبرو شود.
در طول فینال جام جهانی بین آرژانتین و هلند، در دوران دیکتاتوری نظامی، گروهی از شکنجهگران تعدادی از جوانان را میربایند. آنچه به عنوان یک بازجویی غیرانسانی آغاز میشود، به جهنم تبدیل میگردد: گروه اشتباهی ربوده شدهاند.
مردی خجالتی با فرشته مرگ دلربایی ملاقات میکند که پیشنهاد میدهد او را با خود ببرد. مرد حاضر است با او برود، به شرطی که فرشته مرگ به او کمک کند از کسانی که اذیتش کردهاند انتقام بگیرد. اگر مرد از مرگ فرار کند، فرشته مرگ جاودانگیاش را از دست میدهد. چه کسی دوباره از مرگ پیشی خواهد گرفت؟
دنیس یک متخصص شراب (سوملیه) است که کشف میکند میتواند با قرار دادن پیامی در یک بطری شراب خالی که برای سال خاصی برچسبگذاری شده، زمان حال خود را تغییر دهد. او که دائماً در تلاش برای اصلاح اشتباهات گذشته است، خود را گرفتار این سفرهای زمانی مییابد.
یک گروه رسانهای که برای تهیه گزارشی از یک موسیقیدان سفر کرده بودند، به اشتباه سر از کشور دیگری در میآورند. در حالی که آنها با مردم محلی برای ایجاد یک ترند وایرال همکاری میکنند، روابطی در میان یک بحران بهداشتی در حال شکلگیری است.
دختری که والدین خود را از دست داده است، از یک آیین شیطانی رهایی مییابد و به مؤسسه سنت کاترین که پناهگاهی برای جوانان بیسرپرست است، منتقل میشود. او در این مکان، ضمن فراگیری مهارتهای تازه، باید با اهریمنهایی که او را دنبال میکنند، مقابله کند.
یک مهماندار هواپیما و یک تاجر در یک پرواز ارتباط عمیقی را تجربه میکنند، اما سرنوشت آنها را از هم جدا میکند. سالها بعد، آنها دوباره همدیگر را ملاقات میکنند، در حالی که هر دو با افراد دیگری ازدواج کردهاند...
موران، کارمند بانک، نقشه سرقت پول از بانک را میکشد تا دیگر مجبور به کار نباشد. او همدست خود را برای مخفی کردن پول انتخاب میکند، اما به زودی تحت فشار تحقیقات، همدستش با زنی آشنا میشود که او را برای همیشه تغییر میدهد.
لیدیا در حالی که باردار تنها فرزندش والریا بود، توانست از دیکتاتوری ستمگر آرژانتین به اسپانیا فرار کند. ۳۶ سال بعد، او توسط سیستم قضایی آرژانتین احضار میشود تا در پروندهای که منجر به تبعیدش شد، شهادت دهد.
اما شغلی به عنوان پرستار برای یک زن مسن سالخورده مبتلا به زوال عقل قبول میکند. اتفاقات عجیبی در خانه رخ میدهد. اما نمیداند که خانه یک راز وحشتناک را پنهان میکند.