فیلیمنا کونک، با طعنه و نگاهی انتقادی، به بررسی پرسشهای بزرگ درباره زندگی، جهان و فناوری میپردازد. او با دیدار از افراد صاحبنظر و ارائه نظرات شخصی و گاه متناقض، مخاطب را به تفکر وامیدارد.
محبوبیت جنیفا با ورود همسایهای جدید و مرموز به نام لابستر و پیشی گرفتن او در امور خیریه، کمرنگ میشود. در همین حین، جنیفا و دوستانش در غنا، به دلیل جا ماندن یک بسته مواد مخدر در خانه اجارهایشان، با یک قاچاقچی خطرناک روبهرو میشوند.
یک مرد جوان و بلندپرواز برای استخدام در شرکتی به نام «ماناجیس» اقدام میکند. این شرکت عجیب به او آپارتمانی در نزدیکی محل کارش میدهد، اما او در کمال شگفتی متوجه میشود که این ساختمان محل سکونت دهها نفر معتاد به مواد مخدر است.
مازی مردی موفق و خوشبخت است. او به همه چیزهایی که میخواسته رسیده است. اما یک درخواست غیرمنتظره از مربیاش، او را در یک دوراهی سخت قرار میدهد. او باید بین وفاداری به مربیاش و حفظ زندگی ایدهآلش یکی را انتخاب کند.
پس از ربوده شدن یک هواپیما، نیروهای زمینی با عزمی راسخ برای نجات جان مسافران و خدمه وارد عمل میشوند. در بحبوحهٔ نبردی پر از کشمکش و تقابل فکری، یک عملیات پنهانی به اجرا در میآید.
«بوسه بر من، کیت» یک موزیکال کمدی-درام است که داستان آن در طول تولید نمایشنامه «رام کردن زن سرکش» شکسپیر اتفاق میافتد و ماجراهای پشت صحنه و روی صحنه را هوشمندانه ترکیب میکند.
این کمدی سهگانه درباره اهالی یک بلوک آپارتمانی است که آرزوی زندگی بهتری دارند. با ظاهر شدن ناگهانی یک سیاهچاله در بوتهای یاس، آنها با چالشهایی همچون بیگانگان، عنکبوت غولپیکر و یک اتریشی روبرو میشوند.
«وحشت دختر سیاهپوست» داستان یاسمین الیس، یک زن تگزاسی است که در یک اجرای خاطرهانگیز، تجربیات شخصی خود از جمله خانواده، بستری شدن در بیمارستان روانی و ازدواج بین نژادی را بازگو میکند. او با وجود تجربههای متفاوت، همواره به ریشههای خود وفادار مانده است.
لئونه ۲۲ ساله، دانشجوی رشته فلسفه، از دوران دبیرستان عاشق کارولا بوده، کسی که اصلاً به او توجهی نمیکند، اما ابایی از این ندارد که دائم از او درخواست کمک کند. آخرین کمکخواهی کارولا، برای لئونه به محکومیت به انجام خدمات اجتماعی ختم میشود. در آنجا، لئونه با فلور آشنا میشود، یک فعال اجتماعی هیپی که از او خوشش میآید.
چندین اینفلوئنسر مشهور شبکههای اجتماعی در یک مهمانی مجلل هالیوودی شرکت میکنند. اما این مهمانی به دام مرگباری برای آنها تبدیل میشود؛ زیرا آنها توسط یک خونآشام انتقامجو به اسارت گرفته میشوند.
زنی که باور دارد نفرین شده است، در تلاش برای جلوگیری از جابجایی جامعه خود با یک صاحبخانه مشکلدار آشنا میشود. با نزدیکتر شدن آنها به یکدیگر، ترس او از اینکه تمام معشوقههایش ناپدید میشوند، رابطه آنها را تهدید میکند.
به برنامه استندآپ کمدی اولین اجرای جاناتان در شهر خودش، آستین تگزاس خوش آمدید. شادیهای کوییر و تمام وجوهی از جیویان که تاکنون ندیدهاید را تجربه کنید.
«استندآپ کمدی و داستانهایی از آنجلا بارنز، که در برنامههایی مانند «مسخره هفته»، «8 از 10 گربه شمارش معکوس انجام میدهند» و موارد دیگر حضور داشته است. حتی با نیت خوب، تلاش برای بهترین زندگی ممکن، دشوار است.»