تام و جری به نجات یک مزرعه از دست یک شرور کمک می کنند. رقبا با هم متحد می شوند تا به یک دختر گاوچران و برادرش کمک کنند تا خانه خود را از دست یک زمین خوار حریص نجات دهند...
گروهی از دانشآموزان در تعطیلات، خود را در خانهای مییابند که در آن مراسمی عجیب و غریب برگزار میشده است. پیدا شدن ناگهانی یک عروسک، این گروه را به مسیری پر از اتفاقات شوم میکشاند.
در تعطیلات، لیدل ها چیزهای زیادی برای شادی دارند! ژاکی لیدل و همسرش تایلر در حال آماده شدن برای تولد اولین نوزاد خود هستند. با گسترش خانوادهشان به روشهایی که هرگز نمیتوانستند انتظارش را داشته باشند، لیدلز به سمت یک کریسمس دیوانهوار پر از آشفتگی شاد و عشق و خنده فراوان کشیده می شود ...
تام رایلی پس از اینکه بیرون از خانه مانده است، مجبور میشود به زور وارد خانه واقع در جاده استیلمنویل شود. اتفاقات عجیبی رخ میدهند که قابل توضیح نیستند، مانند بوهای عجیب، جابهجا شدن وسایل و غیره. سپس او ناگهان خود را در مقابل قویترین اهریمن تاریخ میبیند.
کاپیل و سومیا زوجی خوشبخت از ایندور هستند که در یک خانواده مشترک زندگی می کنند و تصمیم می گیرند یک روز خوب طلاق بگیرند. همه چیز آنطور که خانواده آنها از آن مطلع می شوند، پیش نمی رود و در نتیجه کمدی اشتباهات آغاز می شود.
خانواده گیوری مورر در آستانه رفتن به تعطیلات هستند، اما به جای چهار گذرنامه، فقط سه گذرنامه به دستشان میرسد. آنها به جای اینکه با یک ماشین آلمانی و مدارک همراهش به غرب بروند، گردشگرانی خواهند بود که از غرب میآیند.
داستان دختر سفیدپوستی که خود را در میان آخرالزمان حمله زامبی ها می بیند. جاییکه او را مجبور می کند میان بقا و یا استارباکس یکی را انتخاب کند. اما هنگامیکه او با گروهی از بازماندگان با شخصیت های متناقض ملاقات می کند، کنترلش را از دست می دهد و...
داستان دربارهی هیپو، نوجوانی با رفتارهای خاص، و خواهر ناتنی مجارستانیاش، باترکاپ است که در اواخر دههی نود میلادی در آمریکا، در زیر سایهی مادری با سابقه دستکم یک بار بستری شدن در آسایشگاه روانی، با دشواریهای دوران بلوغ دست و پنجه نرم میکنند.
لیزا پس از به هم خوردن رابطه اش، به هلند باز می گردد، جایی که متوجه می شود دوستی در حال ازدواج است. قبل از عروسی، خانم ها تصمیم می گیرند یک سفر دیگر به ایبیزا داشته باشند، جایی که عشق جدید و قدیمی ظهور می کند...