نیاز به پنهانکاری نیست؛ ما امروز به کمک شما نیاز داریم. در تمام روزهایی که اینترنت با اختلال روبهرو بود، نایتمووی از جیب هزینه کرد، قیمتها را ثابت نگه داشت و خدمات را رایگان ارائه داد تا شما تنها نمانید. حالا هم بهجای گرانی، ۲۰٪ تخفیف روی تمامی بستهها اعمال کردیم تا دسترسی برای همه سادهتر شود.
ما حجت را تمام کردیم و حتی روزهای از دست رفته را به اشتراک شما اضافه میکنیم. اما صادقانه بگوییم: نایتمووی برای ادامه مسیر به نفسهای شما بند است. حمایت شما فقط "همین امروز" میتواند ما را از خطر تعطیلی نجات دهد؛ فردا شاید فرصتی برای جبران نباشد.
✨ نشون بدیم که قدرشناس خدمات وفادارانه هستیم. نگذارید این مسیر مشترک اینجا به پایان برسد. ✨
⚠️ اطلاعیه مهم: در زمان اختلال بعضی کاربرا خرید کردن و کدشون فعال نشده لطفا از طریق پشتیبانی به مدیر پیام بدید ما تک تک شما رو داریم دستی فعال میکنیم. میتونید با پشتیبانی سایت مولتی کی هم ارتباط برقرار کنید.
وقتی "مت ویور" سرباز نیروهای متفق از جنگ داخلی به شهر خود بازمی گردد،متوجه می شود که خانه اش توسط رئیس شهر "سم بروتسر" فروخته شده است."بروستر" هفت تیرکشی به نام "جولز گاسپارد" را برای مقابله با "ویور" استخدام می کند و...
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین دریافت 1 جایزه دیگر.
یک شکارچی بوفالو به نام مت فلچر (براندو)، وارد کلیسای شهرکی مرزی می شود. او قصد دارد با استفاده از اسب نر نژاد آپالوسایش، با دوست قدیمی اش، پاکو (کامپوس) یک مزرعه ی پرورش اسب به راه بیندازد و زندگی تازه ای را شروع کند…
در روزهای انقلاب مکزیک، »ال چونچو« (ولونته) با تحمل تلفاتی سنگین موفق می شود به یک قطار حامل مهمات حمله کند. یکی از مسافران امریکایی قطار به نام »بیل تیت« (کاستل) پس از اثبات وفاداری اش، اجازه پیدا می کند که به گروه آنان بپیوندد…
"جان راسل" مردی سفید پوست است که توسط یک سرخپوست در قبیله و بعدها توسط یک مرد سفیدپوست در شهر بزرگ شده است.به عنوان یک فرد بالغ او تصمیم می گیرد همراه با سرخپوست بماند.او متوجه می شود که خانه در شهر را به ارث برده است.او به شهر می رود و تصمیم می گیرد خانه را با یک گله معاوضه کند و...
"هانی فیشر" تبدیل به مردی قدرتمند در شهری که نزدیکی مناطق جویندگان طلا است می شود.او و گروهش با ایجاد رعب و وحشت کنترل قسمتهای مهم منطقه را بدست می گیرند.یک کمیسر دولتی به شهر می آید تا این مناطق را بررسی کند و...
"سام" یک فرد با استعداد است که بدنبال کار می گردد, زمانی که با "لورا" که به تازگی شوهر خود را از دست داده آشنا می شود یک موقعیت خوب برای پیشرفت را در مقابل خود می بیند ...
پس از جنگ داخلی، ژنرال سابق متحدین “جان هنری توماس” و کلنل سابق فدراسیون “جیمز لنگدان” دو گروه مختلف را در مکزیک رهبری می کنند. "جان هنری" به ازای ۳۵ دلار برای دولت منفور مکزیک اسب مهیا می کند در حالیکه “لنگدان” گروهی از آوارگان را رهبری می کند که در جستجوی زندگی جدید در مکزیک هستند. آنها مجبور می شوند اختلافاتشان را کنار گذاشته و درکنار هم بجنگند…
2 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 5 جایزه و نامزد دریافت 5 جایزه دیگر.
گروهی از خلافکاران به رهبری «پایک بیشاپ» در مرزهای مکزیک مورد تعقیب دولت ایالات متحده قرار دارند. «دیک تورنتون» که خود یکی از این خلافکارهاست توسط دولت اجیر شده تا در صورت دستگیری گروه پایک به صورت زنده یا مرده از زندان آزاد شود. پایک برنامه سرقت بزرگ سلاح برای ژنرال موباچی مکزیکی را میریزد که تحت فشار دشمنانش است و همه وارد یک راه بدون بازگشت میشوند...
"جان چیسام" به عنوان یکی از بنیانگذاران شهر لینکولن، با آمدن "لاورنس مورفی" به مقاصد سوال برانگیز به فروشگاه، بانک و زمینهای شهر به شدت نگران می شود. او به همراه یکی از مزرعه داران درستکار تلاش می کنند با استفاده از قانون در مقابل "مورفی" قرار بگیرند اما او قانون را بدست دارد و...
سال 1825. «لرد جان مورگان» (هریس)، اشراف زاده ی انگلیسی، برای تجربه ی نوع دیگری از زندگی به ایالات متحده می رود و پنج سال را به شکار می گذراند. تا این که در منطقه ای بکر، سرخ پوستان قبیله ی سو به اردوگاهش حمله می کنند و پس از قتل عام همه ی افرادش، او را به اسارت می برند…
“اولاف پترسون” دلال اسلحه قصد دارد معامله بزرگی با کاپیتان “مانگو” انجام دهد اما پول مورد نیاز در گاوصندوق بانکی است که رمز ورود آنرا فقط پروفسور “زانتوس” که زندانی آمریکایی ها است می داند.”اولاف” می پذیرد او را آزاد کند اما یکی از همکاران قدیمی اش افکار دیگری در سر دارد…
سال 1913. «خوان ميراندا» (استايگر)، دهقان مکزيکي، با پدر و شش فرزندش به راهزني روي مي آورد. آنان به «شان مالوري» (کوبرن)، متخصص انفجار ايرلندي، برمي خورند و «خوان» فکر مي کند که با کمک «شان» مي تواند به آرزوي قديمي اش سرقت از بانک ملي شهر مسا ورده برسد...