نیاز به پنهانکاری نیست؛ ما امروز به کمک شما نیاز داریم. در تمام روزهایی که اینترنت با اختلال روبهرو بود، نایتمووی از جیب هزینه کرد، قیمتها را ثابت نگه داشت و خدمات را رایگان ارائه داد تا شما تنها نمانید. حالا هم بهجای گرانی، ۲۰٪ تخفیف روی تمامی بستهها اعمال کردیم تا دسترسی برای همه سادهتر شود.
ما حجت را تمام کردیم و حتی روزهای از دست رفته را به اشتراک شما اضافه میکنیم. اما صادقانه بگوییم: نایتمووی برای ادامه مسیر به نفسهای شما بند است. حمایت شما فقط "همین امروز" میتواند ما را از خطر تعطیلی نجات دهد؛ فردا شاید فرصتی برای جبران نباشد.
✨ نشون بدیم که قدرشناس خدمات وفادارانه هستیم. نگذارید این مسیر مشترک اینجا به پایان برسد. ✨
⚠️ اطلاعیه مهم: در زمان اختلال بعضی کاربرا خرید کردن و کدشون فعال نشده لطفا از طریق پشتیبانی به مدیر پیام بدید ما تک تک شما رو داریم دستی فعال میکنیم. میتونید با پشتیبانی سایت مولتی کی هم ارتباط برقرار کنید.
فتی مخفیانه سوار قطار میشود اما لو میرود و وسط هیچکجا پیادهاش میکنند. او در بیابان داغ سرگردان میشود تا اینکه به هوش میرود. زنی بسیار چاق هندی او را پیدا کرده...
تام( گرگی) لاوری، صاحب بار زد رنچ، تحمل سرک کشیدن در زندگی اش را ندارد. وقتی که میشنود که مهاجرین به دره ای که او زندگی میکند آمده اند، میرود که مانع از ماندن آنها شود، اما وقتی زنی جوان به نام مری دیویس را میبیند، نظرش عوض میشود...
یک متصدی بار و صاحب کافهای که پس از فرار از سرخپوستان با هم متحد شدهاند، باید با یک یاغی خشن مقابله کنند که قصد آسیب رساندن به دختری از ارتش رستگاری را دارد. چالش اصلی این است که آیا آنها میتوانند این یاغی را شکست دهند.
زنی خود را در بندری دورافتاده با مردی که مسئول قتل پدرش است، تنها می یابد. از آنجایی که ظاهراً کسی در اطراف نیست که از او محافظت کند، او باید مدبر شود...