همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
دوبرمن یک مجرم است و با هدایت گروهی از دزدان از یک بانک سرقت کرده و توسط پلیس پاریس تحت پیگرد قرار میگیرد. این تعقیب و گریز زیر نظر پلیسی به نام کریستینی انجام میشود که تنها هدفش دستگیری دوبرمن به هر قیمتی است ...
رئیس یک گروه بزرگ گانگستری (آیس تی) تصمیم می گیرد برای کمی تفریح صد نفر از افرادی که در کارشان خراب کاری کرده اند را در یک زندان فوق امنیتی قرار دهد, بدون زندان بان, پر از اسلحه و جایزه ای 10 ملیون دلاری برای سه نفری که بتوانند جزو آخرین افراد زنده در آنجا باشند که…
خلافکاری خرده پا به نام «فرانکلین هاچت» (تاکر) از یک گزارش گر تلوزیونی به نام «جیمزراسل» (شین) کمک می خواهد تا هم بی گناهی خود را به پلیس ثابت کند و هم از تهدیدات یک خلافکار (اسماعیل) در امان بماند…
متهمی سابقه دار رانندگی یک کامیون را بر عهده می گیرد. اما او خبر ندارد که کامیون پر از سلاحهای غیر قانونی بوده و او مجبور است برای نجات جان خود و خانواده اش مبارزه کند...
فیلم داستان واقعی قهرمان محلی ایرلند و تبهکاری مشهور “مارتین کیهیل” است.او دو سرقت شجاعانه را به همراه تیمش در ایرلند به اجرا می گذارد اما بطور ناخواسته توجه پلیس،ارتش آزادیخواه ایرلند و اعضای تیمش را جلب می کند…
چهار برادر از خانواده ی نیوتن در دهه ی ۱۹۲۰ میلادی به صورت فقیرانه زندگی می کردند ، بیلی که از همه بزرگتر بود روزی فهمید که در کار کشاورزی آینده ای نمی بیند و به برادرانش پیشنهاد داد تا یک بانک افتتاح کنند …...
«اميلي برادفورد» (پالترو)، همسر تاجر موفقي به نام «استيون تيلر» (داگلاس)، با هنرمندي به نام «ديويد شاه» (مورتنسن) رابطه برقرار کرده است. «استيون» که از رابطه ي آن دو آگاه است درباره ي گذشته ي «ديويد» تحقيق و از آپارتمان او پنهاني ديدن مي کند و به «ديويد» مي گويد از سابقه ي خلافکاري اش مطلع است، و سپس به او پيشنهاد مي کند در مقابل پانصد هزار دلار «اميلي» را بکشد...
1 مرتبه نامزدی جایزه .BAFTA Film Award. همچنین 28 جایزه و نامزد دریافت 19 جایزه دیگر.
«ماني» (بلايپ تروي) بايد صد هزار مارک به شخصي بپردازد؛ اما متأسفانه پول را در مترو جا مي گذارد. يک مرد ولگرد (کرول) پول را بر مي دارد. «ماني» تنها بيست دقيقه فرصت دارد تا پول را تحويل دهد اگر نه کارش زار خواهد شد. او از سر نااميدي به محبوبه اش، «لولا» (پوتنته) تلفن مي کند؛ اما آيا «لولا» خواهد توانست در عرض بيست دقيقه پول لازم را فراهم کند؟
مایلز (جرج کلونی) وکیلی موفق و ثروتمند است که بخاطر توانایی اش در عرصه پرونده های طلاق شهرت فراوانی دارد . او از سوی میلیاردری به اسم رکس استخدام می شود تا وکالت او را در پرونده طلاق از همسرش عهده دار شود . همسر رکس ، مریلین (کاترین زتاجونز) ، زنیست که تنها بدنبال پول است و با چنین هدفی با رکس ازدواج کرده است . او اکنون قصد دارد با ارائه یک نوار ویدیوئی به دادگاه که خیانتکاری شوهرش را اثبات می کند در پرونده پیروز شده و پول فراوانی بدست آورد. اما …...
در محوطه ریل های قطار ، پیمان کار هایی هستن که وظیفه تعمیر کردن ریل ها را دارند . این پیمان کار ها افرادی پول دار هستند و چیزی که میان آنها شایع است رشوه خواری میباشد …
یک نگهبان بازنشسته به نام «والت کونتس» (دنیرو) سکته می کند. پزشکان به او تجویز می کنند پس از خروج از بیمارستان به حرکات و تمرین های بدنی بپردازد و هم چنین برای بازیافتن قدرت تکلم، درس آواز بگیرد. از سر اتفاق یک معلم آواز در همسایگی اش زندگی می کند، اما او کشف می کند این معلم آواز، «راستی» (هافمن) یک مرد زن نماست...