نیاز به پنهانکاری نیست؛ ما امروز به کمک شما نیاز داریم. در تمام روزهایی که اینترنت با اختلال روبهرو بود، نایتمووی از جیب هزینه کرد، قیمتها را ثابت نگه داشت و خدمات را رایگان ارائه داد تا شما تنها نمانید. حالا هم بهجای گرانی، ۲۰٪ تخفیف روی تمامی بستهها اعمال کردیم تا دسترسی برای همه سادهتر شود.
ما حجت را تمام کردیم و حتی روزهای از دست رفته را به اشتراک شما اضافه میکنیم. اما صادقانه بگوییم: نایتمووی برای ادامه مسیر به نفسهای شما بند است. حمایت شما فقط "همین امروز" میتواند ما را از خطر تعطیلی نجات دهد؛ فردا شاید فرصتی برای جبران نباشد.
✨ نشون بدیم که قدرشناس خدمات وفادارانه هستیم. نگذارید این مسیر مشترک اینجا به پایان برسد. ✨
⚠️ اطلاعیه مهم: در زمان اختلال بعضی کاربرا خرید کردن و کدشون فعال نشده لطفا از طریق پشتیبانی به مدیر پیام بدید ما تک تک شما رو داریم دستی فعال میکنیم. میتونید با پشتیبانی سایت مولتی کی هم ارتباط برقرار کنید.
"دارکمن" و "دورانت" بازگشته اند و مانند همیشه از هم متنفر هستند. این بار "دورانت" نقشه دارد تا به وسیله سلاحی پیشرفته معاملات مواد مخدر شهر را در دست بگیرد. "دارکمن" مجبور است وارد میدان شود و او را برای همیشه متوقف کند...
این مستند به بررسی داستانهای واقعی زنان سیاهپوست گمشده میپردازد و شامل مصاحبههایی با خانوادههای آنها و همچنین بنیاد سیاهپوستان و گمشدگان و نقش این بنیاد در پروندههای مربوط به آنها میشود.
جوزف کنراد و سه هنرمند رسواگر دیگر، بعد از یک مهمانی وحشیانه، با جسد مردی روی مبل از خواب بیدار میشوند. آنها هیچ ایدهای ندارند که او کیست، چرا مرده است یا چرا ژاندارم در میزند...
کارآگاهی کهنهکار در جستجوی قاتل (با بازی راسل کرو) در حالی که با مشکل فراموشی دست و پنجه نرم میکند، به حل معمای یک جنایت هولناک میپردازد. اما در این میان، پرده از رازهای تاریکی از گذشتهی او نیز برداشته میشود.
نیاتی، دختری نابغه که از نعمت پدر و مادر محروم بود، با دریافت بورسیه تحصیلی به مدرسه ای ممتاز راه یافت. اما در آنجا، با وسوسه ی دوستان ثروتمندش، درگیر یک شبکه ی تقلب در امتحانات شد. این دوستان با روش های پیچیده ای تقلب می کردند و نیاتی را نیز به این کار آلودند.
در اواخر دهه 1970، گروهی از پلیسهای جوان به رهبری وینسنت رنجل، کارآگاه سابق و نوازنده، در تلاش برای دستگیری یک قاتل زنجیرهای دختران جوان در یک شهر نفتی فاسد در خلیج فارس، با تاریکترین لحظات زندگی خود روبرو میشوند.
رئیس بازرسی در واحد مبارزه با مواد مخدر، با پایبندی به اصول خود به عنوان یک پلیس، جان خود را برای مبارزه با فعالیت های مربوط به مواد مخدر و دستگیری قاچاقچیان به خطر می اندازد.
مادری فداکار برای نجات دخترش که مجذوب دنیای ستارهها شده، از جان خود میگذرد و با یک شبکه که توسط یک مدیر برنامه در جزیرهای دور افتاده اداره میشود، به مقابله میپردازد.
لس آنجلس، سال ۱۹۴۷، به نظر همه جا آفتابیست اما در حقیقت دود باعث ایجاد مه میشود، مهی که نه فقط ریه ها بلکه چشم انسان ها را هم کور کرده به خصوص چشمان رونالد دریک که یک کارآگاه هست، شهر به دست پلیس فاسد اداره میشود و خوب و بد دیگر سیاه و سفید نیست