در سال ۲۰۰۲ میلادی در شهر دنینگ، سه قتل زنجیرهای با روشی مشابه رخ داد که قربانیان آن یک قمارباز و دو برادر بودند. شواهد، برادرخوانده دو تن از مقتولین را به عنوان مظنون نشان میداد، درست زمانی که پلیس در حال جمعبندی پرونده بود...
هان-یونگ که زبان چینی را در دوران اقامتش در چین آموخته بود، موفق به اخذ پروانه راهنمای گردشگری و مترجمی میشود و فعالیت خود را به عنوان راهنما در کره آغاز میکند. او در شغلش به موفقیتهای چشمگیری دست مییابد، اما ناگزیر با مشکلاتی مواجه میگردد.
لی ونتیان پس از مردود شدن در کنکور، در شهرستانی مشغول به کار میشود. با معرفی دوستش، زیر نظر فردی به نام برادر بین کار میکند. ناگهان، پدرش در حین تحقیق دربارهی شکار غیرقانونی ناپدید میشود. ونتیان با یافتن سرنخهایی متوجه ارتباط برادر بین با این ماجراها (شکار غیرقانونی، قتل و پنهان کردن جسد) میشود و قسم میخورد پدرش را پیدا کند. بدین ترتیب، داستانی پر از تعلیق، عشق و انتقام شکل میگیرد.
یک پاندا از چین به آفریقا سفر میکند و در آنجا با هیپوها، هیناها و گوریلها روبهرو میشود. او دوست اژدهای ربودهشدهاش را نجات میدهد، دوستان جدیدی پیدا میکند و از خانه جنگلی آنها محافظت میکند.
تاجر ثروتمندی به نام ژنگ بینگروی، معلم دخترش و والدین همکلاسیهای او را به مهمانی دعوت میکند، اما دخترش ربوده میشود و یک افسر پلیس مسئول رسیدگی به پرونده میشود.
داستانی واقعی درباره دختری به نام سوکی است که پس از جدایی از نامزد خیانتکارش، مصمم به تحقق رویای خود میشود. زمانی که او به عروسی نامزد سابقش دعوت میشود، برای انتقام نقشهای طراحی میکند.
خرس بکوم، مأموری بدشانس، برای بازیابی اعتبار خود، پنهانی وارد مأموریت مریخ میشود. اما ناخواسته به دنیای اسرارآمیز مریخ راه مییابد و با هیولای مریخی که قصد دستگیریاش را داشت، دوست میشود. او اکنون بین وظیفه مأموریتی و دوستی، در معرض آزمایشی بیسابقه قرار میگیرد.
کونگ شیو، کارگر زنی معمولی، در بازه زمانی اواخر دهه 1960 تا اوایل دهه 1980، با شهامت از دو ازدواج ناموفق خود رهایی یافت و در خلال کار طاقتفرسای کارگاه، در اوقات فراغت به نوشتن پرداخت و به یک نویسنده تبدیل شد.
این فیلم تصویری از یک خانواده چینی در دهه 1990 را به نمایش میگذارد که در آن پدری دور از خانه کار میکند و مادربزرگ مسئولیت مراقبت از کودکان را بر عهده دارد. فضایی از دلتنگی و خستگی بر خانه حاکم است.
گروهی از دانشجویان برای جشن فارغالتحصیلی به جزیرهای دورافتاده سفر میکنند، اما با یک مار پیتون غولپیکر مواجه میشوند. تلاش سرایدار مهربان برای نجات جان آنها، محور اصلی داستان است.
داستان در مورد مرد جوانی است که با اتکا به خاطرات گنگ دوران کودکیاش، قاتل مادر خود را شناسایی میکند؛ همان کسی که بیست سال پیش مادرش را به قتل رساند و او را به فروش رساند.
پس از وقوع گردبادی مهیب، هیولایی آبیرنگ سر برآورده و مردم را طعمه خود میسازد. شاهزاده، معبد دالی را مأمور میکند تا پیش از فرارسیدن جشن نیمه پاییز، پرده از راز این قتلهای مرموز بردارد.
داستان کارآگاه نابغهای به نام هو باییی را روایت میکند که به همراه دوستش، عمو مینگ، برای یافتن مرواریدهای گمشده به دریای چین جنوبی میروند. در این سفر، آنها به طور اتفاقی با شهر باستانی غرق شدهای مواجه میشوند و با موانع و چالشهای متعددی در آن روبرو میشوند.
در شهری که با قتلهای زنجیرهای دست و پنجه نرم میکند، مردی به نام لی نیان با دوختن تکههای جسد، هیولایی را زنده میکند. این هیولا با فریب لی نیان، او را به سوی خود میکشاند و همسرش را متهم به اهریمنی بودن میکند.
خوانندهای قدیمی به نام یانگ هاولیانگ متوجه میشود که شخصی با جعل هویت او، مردم را فریب میدهد. او از پسرش میخواهد واقعیت را کشف کند و پسرش در نهایت با جاعل همکاری میکند.
در دهه ۱۹۹۰، در یک شهر کوچک کنار رودخانه در چین ، یک سری قتل اتفاق می افتد. پلیس بلافاصله تحقیقات خود را آغاز می کند و به سرعت یک مظنون را دستگیر می کند. با این حال، سرنخ های بیشتری به دست می آید که پلیس را وادار می کند تا به رفتار پنهان مردم محلی نگاهی دقیق تر بیندازد...