اولین نشانه های پاییز در منظره ای در کنار رودخانه دیده می شود. برخی از روستاییان برای جلوگیری از فرسایش بیشتر خاک، بستری از بلوکهای سنگی را در ساحل رودخانه چیدهاند...
آریان، پناهندهای سوری است که همراه با پدر و بسیاری دیگر سعی دارد از صربستان به مجارستان پناه ببرد. آنها دستگیر میشوند و در فساد و بیاعتمادی گرفتار می شوند ...
در سال 1552، امپراتوری بزرگ ترکیه می خواهد اروپا و جهان را فتح کند. آخرین غرفه پادشاهی مجارستان و قلعه ایگر است. سربازان شجاع تصمیم می گیرند که تا پایان عمر خود بجنگند....
مایکل تیمار، ناخدای سنت باربارا، با دختر یک اشراف ترک در حال فرار ازدواج می کند. تیمار در حالی که به طرز ماهرانهای ثروت همسرش را مدیریت میکند، بین خواستههای تمدن بورژوایی و آرمان آزادی سرگردان است...
در یک افسانه رویایی محلی مجارستان، الهه اسب، صاحب پسر تنومندی می شود که که توسط دو برادرش به دنیای خاکی فرستاده می شود تا سه شاهزاده را از دست سه اژدها نجات دهد تا دوباره بتوانند سلطنت موروثی اجدادشان را پس بگیرند...
«الکس اسکات» (ويلسن) مأمور امنيتي، مأموريت يافته سلاح باارزش و گران قيمتي را که گم شده، بيايد: اين سلاح، يک جت جنگي است که نه تنها از ديد رادار بلکه از ديد انسان نيز مي تواند مخفي بماند...
"یک پیشخدمت زندگی یک کارآفرین تازه به دوران رسیده را تغییر میدهد، در حالی که دخترش به جای خواستگاری که برای او انتخاب شده است، عاشق مدیر شرکت میشود."
گرگو و دوستان نوجوانش در سه چیز حضور دارند : مهمانی، رابطه جنسی و دنبال کردن آنلاین آنها. یک شب در یک مهمانی، لیلا قربانی پسرها می شود. جرات از کنترل خارج می شود و دنیای جوانان برای همیشه یک شبه تغییر می کند...
هنگامی که یانوس (ایوان دارواس) به عنوان یک مخالف سیاسی توسط پلیس مخفی مجارستان دستگیر می شود، همسر جوانش، لوکا (ماری توروچیک)، باید مادر بیمار یانوس ، آز (لیلی دارواس) را متقاعد کند که پسرش واقعاً در این شهر زندگی می کند...
HBO مجارستان به محبوبیت پیر وودمن، کارگردان فرانسوی که بهخاطر فیلمبرداریهای آماتور «بازیگری» و کار قراردادی با Private و Hustler معروف است، نگاه میکند...
اردوی تابستانی دبیرستان آنطور که انتظار میرفت پیش نمیرود: برای بچهها کاری وجود ندارد و آنها از سر کسالت، یواشکی بیرون میروند تا خودشان پیدا کنند....
در بین سالهای 1993 تا 1999، فردی از 29 مرکز مالی در بوداپست سرقت کرده است. بانکها، دفاتر پستی و حتی آژانسهای مسافرتی قربانی اعمال مجرمانه و دیوانهوار او بودهاند. پلیس هیچ سرنخ و امیدی برای پیدا کردن او در طول این شش سال نداشته است. تنها نشانی که از او در صحنههای جرم باقی میماند، بویی خاص و متمایز است که همین امر باعث شده تا در رسانهها به او لقب "راهزن مست" داده شود...