یک سرباز شبهنظامی از روی اشتیاق، جوخه خود را رها میکند و تصمیم میگیرد برای آرمان انقلاب بجنگد. ستوان او و بقیه گروه در شب آشفته ۲۲-۲۳ دسامبر ۱۹۸۹ به دنبال او میگردند.
یک کارگردان در طول ساخت آخرین فیلم خود احساس می کند که باید صحنه جدیدی را با تاکید بر زیبایی شناسانه قهرمان داستان اضافه کند. مذاکرات بی پایان آغاز می شود. اما آیا آنها به نتیجه ای خواهند رسید؟...
این فیلم درباره زندگی و کارهای مهندس هواپیمایی Aurel Vlaicu است. او یک جوان از ترانسیلوانیا بود که رویای ساختن یک ماشین پرواز را داشت و در بوداپست و مونیخ مهندسی خواند. او اولین هواپیمای خود را در سال 1910 پرواز داد و سعی کرد ترانسیلوانیا و رومانی را با پرواز از روی کوههای کارپات متحد کند، اما ...
در طول قرن هجدهم در کوههای والاچیا، گروهی از قانون شکنان قصد تضعیف حکومت فاناریوتها و عثمانیها را داشتند. دو برادر ناتنی، ساربو و امزا، با روابط پیچیده و خشونت آمیز خود رهبری این گروه را بر عهده دارند...
Caragea Voda برای اینکه جواهرات مورد نظر خود را به دخترش، خانم رالو بدهد، یک کارخانه آبجوسازی جدید تأسیس می کند. آنگل ساپتکای بدنام، کاپیتان گروهی از قانون شکنان، در دفاع از دهقانان سربار می ایستد...
این مستند درباره زلزله ویرانگر 4 مارس 1977 بود که در رومانی رخ داد. این فیلم به عنوان یک مستند آغاز شد، اما به زودی به سمت داستانهای خیالی هدایت می شود ...
پنج داستان کوتاه در چکسلواکی سرکوبشده روایت میشود. هر داستان، به نوعی، به نیاز انسان به ارتباط با دیگران میپردازد. در داستان اول، یک زوج میانسال به مسابقات موتورسواری میروند تا با دیگران ارتباط برقرار کنند. آنها در بخش خطرناکی از مسیر مسابقه میایستند تا هیجان را تجربه کنند و با دیگران همدلی کنند...
ماگدا گردنبند خود را به کودکی بیمار تقدیم می کند. پدرش مطمئن است که او دروغ میگوید، و وقتی او بیگناهی خود را ثابت میکند، نمیتواند اعتراف کند که اشتباه کرده است. رابطه آنها شکسته شده و تصمیمات گذشته عواقب جبران ناپذیری دارد...
در روستایی فراموششده با مردمی تنبل و رهبری فاسد، پاکوست باید به خاطر اشتباهی که در گذشتهاش مرتکب شده، رنج بکشد. تنها دوست او پسری جوان است که در او نقش پدر را بازی میکند.