یک کشاورز و دختری با استعداد و جاهطلب در حوزه فناوری، با وجود دنیاهای متضادشان، عاشق یکدیگر میشوند. دختر بین وظایفش در کسب و کار خانوادگی و رؤیایش برای مهندسی نرمافزار درگیر است، در حالی که تفاوتهای طبقاتی خانوادههایشان مسائل را پیچیدهتر میکند.
این فیلم زندگینامهای، داستان چینتاکیندی مالشم، برندهی افتخارآمیز پدم شری و مخترع دستگاه پیشرفتهی ASU که به صورت خودکار نخ را برای تولید شال و روسری آماده میکند، را روایت میکند.
پسری یتیم توسط یک خانواده ی ثروتمند بزرگ میشود ولی این خانواده گذشته ی تاریکی در جنگ با گروهی داشته و اکنون پسرک وظیفه ی خود را دفاع از خانواده ای که او را بزرگ کرده است میداند...
اخرین مرحله درگیری بین یک پلیس مشهور و قاتلی سریال که او را برای دستگیری اش به چالش می کشد. این درگیری با عواقب همراه با درگیری های سنگین، روابط عاشقانه و کمدی سیاه همراه است.
بالا راجو ، خان روستایشان است که با همسر زیبایش زندگی میکند و دارای دو پسر به نام های چاندراسکر رائو و بنگاری و دو دختر است . او به چاندراسکر کمک می کند که دکتر شده و یک درمانگاه محلی بسازد ...
ترس، روستایی را فرا میگیرد، زیرا قتلها به طرز مرموزی انباشته میشوند. شایلو، یک زن جوان در دل این داستان است و این داستان معمایی با سفری سینمایی پر از تعلیق آشکار میشود...
کارتیک و دوستانش برای سرقت به خانهای میروند، اما با دیدن چهار جسد، شوکه میشوند. روح یکی از مقتولان ظاهر میشود و سارقان را داخل خانه زندانی میکند...
کاترین ترمل به همراه ورزشکاری مشهور با اتومبیل به درون دریاچه سقوط می کند. کاترین نجات پیدا می کند، اما ورزشکار که تحت تاثیر مواد مخدر و مشروب قرار دارد می میرد. کارآگاه واشبورن که با سوابق کاترین ترمل آشنایی دارد، او را مسئول مرگ ورزشکار می داند…
کبیر لوترا (ریتیک روشن) یک فرمانده ارتشی است که به دلیل نامعلومی شروع به کشتن مقامات ارتش میکند. در این بین خالد رحمانی ( تایگر شروف) که از سربازان تحت آموزش کبیر بوده مامور میشود تا او رو پیدا و به قتل برساند…