داستان درباره بازرس آرجون است که پس از تعلیق به پاسگاه جدید میرود و با یک اتفاق غیرمنتظره روبرو میشود. سوال اصلی اینجاست که آیا او میتواند اوضاع را کنترل کند یا خیر.
این داستان حول محور جنبش آزادیبخش حیدرآباد در سال 1948 میچرخد. تلاشها و مبارزات مردم تلنگانا در اوایل دوران استقلال را برای بازپسگیری دین و هویت خود در برابر ظلم و ستم نظامی و سیاسی به تصویر میکشد.
یک هنرمند طراح و یک پلیس با هم همکاری می کنند تا هویت یک قاتل فراری را با استفاده از توصیف چهره او که در حافظه یک شاهد عینی از این جنایت وحشیانه حک شده است، کشف کنند.
شانکار، سفری پرخطر را در هیمالیا آغاز میکند تا درمانی برای بیماریاش پیدا کند. اما در این سفر، گذشتهی فراموششدهاش نقش مهمی در شکلگیری آیندهاش ایفا میکند.
مردی عاشق دختر رئیس خود می شود و دوستش را متقاعد می کند که به عنوان پدرش ظاهر شود تا برای ازدواجشان تأیید بگیرد که منجر به یک سری سوء تفاهم های خنده دار می شود.
یک معلم ساده و بیادعا، با شرایط بسیار سختی روبرو میشود که او را مجبور میکند تا سلاح بردارد و علیه ظلم و ستم قیامی خونین را رهبری کند. به این ترتیب، او به یک رهبر غیرمنتظره تبدیل میشود.
پارو، زمانی که نقاشی قصهٔ پریانی را که در کودکی از زبان یک غریبه شنیده بود، بر روی دیوارهای شهر ساحلی مشاهده کرد، تصمیم گرفت به جستجوی مرد نقاش، ماارا، بپردازد.
یک سلمانی که مورد سرقت قرار گرفته، به دنبال انتقام است. او به پلیس میگوید که "لاکشمی" او دزدیده شده، اما مشخص نمیکند که منظور او یک فرد است یا یک شیء. داستان حول محور تلاش او برای یافتن و بازگرداندن "لاکشمی" گمشده میچرخد.
راتنام، دستیار یک سیاستمدار، دختری را که در معرض خطر بود نجات میدهد و به او کمک میکند. داستان درباره مدت زمانی است که راتنام میتواند از این دختر محافظت کند.
داستان از پیوند عجیبی بین یک جنگجوی باستانی و یک پلیس مدرن حکایت میکند. نبردی کهن برای نجات یک قبیله، به طور مرموزی به یک ماموریت خطرناک در زمان حال کشیده میشود.