مردی متوجه میشود که مبتلا به سرطان ریه شده است و سه ماه بیشتر زنده نخواهد بود . او به طور تصادفـی در روزنـامه ، مقاله ای را درباره آسایشگـاهی که بیمارانی که روز های آخـر عمر خود را در آنـجا می گذرانند را می بیند و به آنجا می رود ...
داستان فیلم با حضور سوبدار تناجی مالوساره در عروسی رایبا آغاز میشود. او در ابتدا به جنگ برای تسخیر قلعه کوندانا میرود و مانند یک شیر مبارزه میکند. پس از تسخیر قلعه، قلعه به نام Sinhagad شناخته میشود و ...
دو دوست، هر دو ماهیگیر بومی، در دریای در حال مرگ به ناامیدی کشیده می شوند. دوستی آنها شروع به شکستگی می کند زیرا آنها مسیرهای بسیار متفاوتی را برای تأمین خانواده های در پیش می گیرند...
یکی از بزرگترین و شجاعترین رویدادهای زندگی شاه ماراتای بزرگ چاتراپاتی شیواجی ماهاراج که در آن او افضلخان را با تاکتیکهای درخشان و شجاعت خود شکست داد...
بر اساس پیگمالیون کلاسیک جورج برنارد شاو ، کسی که یک آژانس آموزش مدل را اداره می کند ، چالش منحصر به فردی را برای آموزش شوانتا، دختر گلفروش ساده، برای پیروزی در یک مسابقه زیبایی برمی دارد. آیا این باعث ایجاد یک داستان عاشقانه خواهد شد؟
راهول برای برآورده کردن آخرین آرزوی پدربزرگش به روستای کوچکی در هند می رود: تا خاکستر او را در آب مقدس رودخانه آنجا بریزد. او در مسیرش با زنی آشنا می شود و یک سری اتفاقات غیر منتظره برای آن ها رخ می دهد...
داستان فیلم درباره ی سیمبا میباشد که یک پلیس فاسد هست او به شهری جدید منتقل میشود و در آنجا با خلافکارها همکاری میکند ولی نمیداند که دارد در چه ظلم بزرگی شریک میشود و...
پلیسی به دنبال کشف راز قتل یک بازیگر معروف می باشد، و در عین حال با یک سری مشکلات در زندگی شخصی اش هم مواجه می شود. این ماجرا ها تغییری بزرگ در او ایجاد می کنند...
هنگامی که هند جنوبی در قرن 14 تحت خیانت خارجی بود ، Vidhyaranya Swami به همراه شاگردانش Hari Hara و Bukka Raya کشور را نجات دادند. آنها پادشاهی جدیدی به نام ویجایاناگارا تأسیس کردند ...
داستان واقعی حملهی تروریستی به هتل تاج در بمبئی که طی آن کارکنان هتل جان خود را به خطر میاندازند تا همه در امان بمانند و مردم با فداکاری از خود و خانوادهشان محافظت میکنند...
همه چیز از باران و توفان آغاز میشود. پدری برای پسرش داستانی اسطوره ای را نقل میکند؛ داستانی به غایت غریب که اما خیلی زود باورش میکنیم. در چند بخش زندگی شخصیت اصلی را شاهدیم: در اوایل قرن بیستم با یک کودک و مادربزرگ وحشیاش که در روستایی به نام تومباد (Tumbbad) در زنجیر نگهداری میشود روبرو هستیم، اما این مادربزرگ راز گنج و محل آن را میداند. این پسر به هنگام ترک آنجا با مادرش به او قول میدهد که هیچ گاه به تومباد بازنگردد، اما در اپیزود بعد او بازگشته و راز گنج را از مادربزرگش میپرسد و این آغاز ماجرای پر پیج و خمی است که این مرد را به هزارتوی وحشتناکی میکشاند؛ هزار توی حرص و آز.
این فیلم داستان یک مرد جوان به نام سوریا را دنبال میکند که دارای یک بیماری نادر مادرزادی هست. این بیماری باعث شده که وی احساس درد نکند ، به همین منظور او میکوشد تا هنرهای رزمی را بیاموزد و خلافکاران را دستگیر کند و…