داستان در قرن چهاردهم و در دوران امپراتوری مقدس روم روایت میشود، جایی که کشورهای اروپایی به شدت برای برتری با یکدیگر رقابت میکنند و اتریشیهای جاهطلب، که خواهان زمینهای بیشتری هستند، به سوئیس، کشوری آرام و روستایی، حمله میکنند.
یک مربی یوگا پس از حمله، دچار فراموشی می شود و فلش بک هایی از زندگی خود می بیند. او متوجه می شود که نامزدش توسط یک گروه جنایتکار ربوده شده است. او برای نجات نامزدش، باید در گذشته خود سفر کند و رازهایی را کشف کند...
"گری" (نیکولاس کیج) باور دارد از سمت خدا به او الهام شده تا به تنهایی اسامه بن لادن را دستگیر کند. او تنها با یک شمشیر به پاکستان می رود تا ماموریتش را انجام دهد و...
داستان فیلم "رستاخیز: نابودی" درباره گروهی از تفنگداران فضایی است که تماس نگران کننده ای را از پایگاه فضایی مریخ دریافت می کنند اما در ادامه متوجه می شوند این پایگاه توسط یک سری موجودات شیطانی مورد حمله قرار گرفته و در صورتی که اقدام عاجل برای مقابله با آنها صورت نگیرد احتمال دارد که سیاره زمین را نابود کنند و...
این فیلم داستان یک نوجوان انگلیسی از تبار پاکستانی به نام جاوید (با بازی ویویک کالرا) را حکایت میکند که در سال ۱۹۸۷ در شهر لوتون انگلستان زندگی میکند و در حال بزرگ شدن است. او در میان آشفتگیهای نژادی و مشکلات اقتصادی که در این برهه زمانی وجود داشت، شعر مینویسد. او قصد دارد از همین شعر نوشتن به عنوان یک راه فرار از شهری که در آن ساکن بود و دیگر قدرت تحمل کردنش را نداشت و همچنین پدر سنتی و غیرقابل انعطاف خود، استفاده کند. اما زمانی که یکی از همکلاسیهایش، موسیقی بروس اسپرینگستین را به جاوید معرفی میکند، او میتواند یک برابری و شباهت را بین زندگی طبقه کارگری خود و آن اشعار قدرتمند ببیند. به همین ترتیب جاوید نه تنها یک مسیر خوب برای زندگی خود پیدا میکند، بلکه بعد از گذشت مدتی این جسارت را در خود مییابد که با صدای منحصربهفردی که دارد، خود را ابراز کند و به نمایش بگذارد.
در حالی که طاعون بوبونیک در ایتالیا گسترش می یابد، گروهی از اشراف و خدمتکاران به یک ویلا عقب نشینی می کنند، جایی که گریز مجلل آنها به سرعت به هرج و مرج تبدیل می شود.
ویلو، جادوگر افسانه ای، در سریال جدیدی که سال ها پس از اتفاقات فیلم اصلی اتفاق می افتد، بازمی گردد. Willow گروهی از قهرمانان نامناسب را در یک ماموریت نجات خطرناک در دنیایی فراتر از وحشیانه ترین تصوراتشان رهبری می کند.
بازرس کارآگاه فداکار، سخت، ضخیم و اغلب مست، با دو شریک جوانش راه خود را در سراسر لندن طی می کند: یک تازه کار و یک پلیس زن سیاه پوست که هیچ کس باورش نمی کند.