یک قاتل محکوم، توسط مأموران در یک پرواز عادی از فینیکس به دالاس اسکورت میشود. مدت کوتاهی پس از بلند شدن هواپیما، دو نفر از همدستان او که به عنوان مسافران عادی سفر میکنند، کنترل پرواز را به دست گرفته و او را آزاد میکنند. او پس از فرود، درخواست 20 میلیون دلار اوراق قرضه میکند. و یک مسافر بیمار، آب و هوای بد یا مشکلات مکانیکی نمیتوانند او را متوقف کنند.
یک پلیس سابق سرسخت نیویورکی بی وقفه به دنبال دختر نوجوان ربوده شده خود می گردد که پس از اشتباه گرفتن او با دختر یک تاجر ثروتمند، توسط یک روانی پیچیده نگهداری می شود....
یک زوج تازه ازدواج کرده به خانه ای نقل مکان میکنند که قبلاً در آن قتلی رخ داده است. آن دو از بدو ورود شاهد اتفاقات عجیب و غریب در آن خانه بوده که باعث فرارشان میشود...
هيوستن. دقايقي پيش از آغاز نخستين پرواز تحقيقاتي سفينه ي کاپريکورن يک به مريخ، سه فضانورد آن ايستگاه فضايي ربوده مي شوند. پس از پرواز به ظاهر موفقيت آميز سفينه، «دکتر جيمز کلووي» (هالبروک) توضيح مي دهد که چگونه به خاطر فشارهاي کنگره مجبور بوده سفر سه فضانورد به مريخ را به شکل دروغين بر روي زمين بازسازي کند...
یک خودروی مشکی و براق مرموز در شهر کوچک یوتا هرکس که سر راهش بیاید را به وحشت می اندازد و به نظر میرسد تنها کسی که میتواند جلوی او را بگیرد و این تهدید را برطرف کند، کلانتر محلی شهر می باشد...
مؤسسه ای با ساخت سرزمین های خیالی و «دیزنی لند» گونه ی فوق مدرن متعلق به دوره های مختلف تاریخی، مثل رم باستان، عصر رنسانس و غرب وحشی که تمامی ساکنان شان روبات های برنامه ریزی شده هستند، پذیرای سفرهای تفریحی مشتریان متمول است…
"جان بنز" دانشمندی که راز کوچک کردن سربازان برای مدتی نامعینی را می داند،توسط "گرنت" مامور سی آی ای از زندان فراری داده می شود.در بین راه موتورسیکلت آنها مورد هجوم قرار می گیرد."بنز" به سر خود ضربه زده تا یک لخته خون در مغزش به وجود آورد."گرنت" ماموریت می یابد به همراه گروهی وارد بدن او شده و لخته را از بین ببرند...
سال ۱۹۴۳، اوج جنگ جهانی دوم. هواپیمای “سرهنگ جوزف ل.رایان” (سیناترا)، خلبان نیروی هوایی امریکا سرنگون می شود و او را به اردوگاه اسرا در ایتالیا می برند. در آن جا “رایان” عملیات فرار ۶۰۰ زندانی انگلیسی و امریکایی را رهبری می کند.
الیزابت تاچر یک معلم جوان است، از خانواده ای متمول که اهل شرق آمریکاست و اینک به شهری کوچک در غرب آمریکا کوچ کرده که دارای معدن زغال سنگ میباشد. این سریال شرح ماجرای مردم این شهر کوچک و مشکلات آنان با معدن ذغال سنگ و در عین حال چگونگی ارتباط این معلم جوان با اهالی شهر میباشد. دختری که از خانواده ای متمول آمده و حالا باید خود را با شرایط این شهر کوچک وفق بدهد. این سریال با الهام از کتابی به همین نام به قلم نویسنده کانادایی Janette Oke ساخته شده است.
این داستان، یک درام خانوادگی با محوریت عشق و یک حماسه وسترن امروزی است که زندگیها و روابط عاشقانهی درهمتنیدهی سه خانوادهی دامدار را در دشتهای وسیع و رودخانههای پر پیچ و خم منطقهی تپههای تگزاس به تصویر میکشد.
داستان این سریال در واقع ادامه همان سریالی است که در دهه 90 میلادی بسیار محبوب بوده است و روایتگر یک خانواده از طبقه متوسط جامعه است که همگی شاغل هستند .
سریالی کمدی، به سبک شرلوک هلمزی و پر از شوخی ها و دیوانگی های خنده دار که می تواند ساعت ها شما را سرگرم کند. اگر دنبال سریالی کمدی و جنایی می گردید این سریال را از دست ندهید.شاون اسپنسر که حافظه ی تصویری، غریضه ی کارآگاهی و دقت بسیار بالایی دارد بعد کمک به پلیس برای حل یک پرونده، متهم به شریک جرم بودن می شود. شاون برای این که به زندان نیفتد و راز خود را برملا نکند ادعا می کند که غیبگو است و با عالم ارواح ارتباط دارد و از این راه اطلاعات خود را به دست می آورد. شاون به همراه بهترین دوستش گاس که فروشنده ی دارو و لوازم پزشکی است، دفتر کارآگاه خصوصی غیبگوی Psych را تاسیس می کند و از آن به بعد در حل پرونده های جنایی به پلیس کمک می کند...
"ماورای باور: واقعیت یا داستان" نام یک مجموعه تلوزیونی می باشد که در ایران با نام "داستان های باورنکردنی" پخش شد . در این برنامه در هر قسمت چند داستان به روایت تصویر پخش میشود و مجری برنامه در انتها از بینندگان سوال میکند که آیا این داستان واقعی بوده یا توهمات یک کارگردان ؟