وقتی که دکتر مایک به همراه سالی ، برای دریافت مدرک فارغ التحصیلی به بوستون سفر می کنند ، آن ها در آن جا مادر دکتر مایک را در حالت بیماری ناعلاحی می بینید و ...
مردی به شهر کوچکی فرستاده میشود تا ارزیابی کند که کدام یک از کارگران کارخانه محلی که شغلهای شهر را تامین میکند، باید چکمه را در زمان شروع کوچکسازی دریافت کنند. وقتی عاشق یک مادر مجرد و بامزه محلی می شود، منحرف می شود.
وقتی دختر تماسگیر دلا در وسط ماجرای مواد مخدر در هتلی گرفتار میشود، او توسط دزدی گروگان گرفته میشود که به عوامل مواد مخدر و فروشندگان مواد مخدر حمله کرد. او توسط معاون پلیس چرچ که متهم به اجرای مجسمه سقط شده است نجات می یابد. راجر بازیکن سابق توپ تبدیل به فروشنده مواد مخدر با معاونان پلیس فاسد و مافوق آنها در تنگنا قرار دارد
یک گروه کوچک کارگر ساختمانی در یک جزیره توسط موجودی شبیه روح که کنترل یک بولدوزر بزرگ را به دست گرفته است، مورد حمله قرار میگیرند. این موجود به سرعت کارگران را یکی پس از دیگری میکشد...
زمان میگذرد و همه چیز تغییر میکند. اسکات و رابینسون هم همینطور. اسکات استاد دانشگاه شده و رابینسون جایگاه بالایی در S.S.A دارد. در واقع، فرزندانشان اکنون مأموران هستند.