در یک ماجراجویی هیجانانگیز تعطیلات، ساموئل و سگش آتنا برای نجات کریسمس با یک رئیس مافیای حیلهگر روبرو میشوند. کلانتر جیکوبز، با بازی کوبا گودینگ جونیور، برنده جایزه اسکار، به آنها در این تلاش کمک میکند و شجاعت او برای رسیدن به یک نتیجه جشن بسیار مهم است.
داستان بر اساس زندگی ادموند کمپر، قاتل زنجیرهای آمریکایی است که در نوجوانی والدین بزرگ خود را کشت و پس از آزادی، هشت زن دیگر، از جمله مادرش را به قتل رساند.
راسل مارش، ناخدای کشتی، 93 سال تحت تسلط موجودی اهریمنی بود و برای فرقهای گناهکار، جنایات هولناکی مرتکب شد. او که اکنون رهایی یافته، در پی سفر به گذشته است تا تاریکی اعمالش را پاک کند، اما فرقه در پی نابودی اوست.
کلیتون داگلاس، کارآگاه پلیس (تام سایزمور) برای شنیدن اعتراف تکان دهنده مرگ یک جانباز مرموز جنگ داخلی به بیمارستان دور افتاده ای فراخوانده می شود که او را مجبور می کند ماوراء الطبیعه را بپذیرد...
یک قاتل سریالی زنان زیبای خارجی را در تاکسی میرباید و شکنجه میکند. یک زن فرانسوی به نام لیندا و یک کارآگاه ایتالیایی-آمریکایی به نام انزو آوولفی با هم همکاری میکنند تا خواهر کوچکتر لیندا را که نامش سلین است، نجات دهند...
با بازگشت به دانشکده پزشکی که در آن دههها پیش تحت آزمایش قرار میگرفتند، یک زوج قاتل زنجیرهای وحشیانه با استفاده از اعمال جنسی وحشیانه تکاندهنده شروع به کشتن گروهی از دانشجویان پزشکی میکنند...
سریال در مورد یه دکتر یا پزشک خانواده که دفتر کارش توی یه محله پایین و فقیر هست. این دکتر که اسمش “بکر” هست، آدم بد اخلاق و بدعنق و بدقلق و کم صبریه و دائم به همه چی ایراد میگیره و غر میزنه. کلا هم ۲ تا دوست داره یکیشون که یه دختره که یه کافه قدیمی رو اداره میکنه و بکر صبحانه و ناهارش رو اونجا میخوره دوست دیگرش هم یه مرد نابینا هست که بغل همون کافه، دکه روزنامه فروشی داره هرروز صبح بکر به این کافه میره، قهوه میخوره و سیگارش رو میکشه بعد میره سرکار. سریال حوادث اطراف این فرد رو نشون میده و نظریات “بکر” و غر زدنهاش و برخوردش با موضوعات مختلف رو بیان میکنه ...