مردی به یک مسابقه تلویزیونی میپیوندد. در این مسابقه، شرکتکنندگان اجازه دارند به هر نقطه از جهان سفر کنند، اما شکارچیانی که برای کشتن آنها استخدام شدهاند، آنها را تعقیب میکنند.
والی اسپیوک، نویسندهای که در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات است، در یک وضعیت تکراری و یکنواخت گیر افتاده، تا اینکه با یک زوج نامزد آشنا میشود و شروع به دیدن زندگی از زاویهای کاملاً جدید میکند.
پس از به پایان رساندن ماموریتشان در دبیرستان، اشمیت و جنکو برای اینکه تبدیل به ماموران بهتری برای قانون شوند با لباس مبدل به یک کالج محلی اعزام می شوند تا ماموریت جدیدشان را آغاز کنند اما…
یک گروه سری از افسران پلیس که توسط دو گروهبان ( رایان گاسلینگ و جاش برولین ) رهبری می شوند، تصمیم دارند سردسته جنایتکاران، «میکی کوهن» ( شان پن )، که کل شهر را زیر سلطه گرفته، را سرنگون سازند...
این فیلم درباره 2 پلیس تازه کار است که مامور می شوند تا یک دلال مواد مخدر را تعقیب کنند اما برای این کار آن ها خودشان را به شکل شاگرد مدرسه ای در می آورند و …
این فیلم داستان ۳ دوست را روایت می کند که از قرار معلوم از جامعه شان طرد شده اند و کسی به آنها توجه نمی کند. آنها به منظور حل این معضل ، به دنبال راهی برای جلب توجه دیگران می گردند و بالاخره یک راه پیدا می کنند و آن راه این است که یک مهمانی برپا کنند که خاص ترین مهمانی در جهان باشد ..
مایک بدل کار ، قاتلی سریالی است که کارش تعقیب و کشتن دختران جوان است. او این کار را نه با وسایل معمولی ، بلکه به وسیله اتومبیل خود که نام ضد مرگ به آن داده ، انجام می دهد اما ...
سياره ي وحشت: گروهي از بازماندگان در يک شهر کوچک با زامبي ها مبارزه مي کنند. ضد مرگ: مردي رواني معروف به «مايک بدل کار» (راسل) دختران زيبا را با اتومبيلش به طرز فجيعي به قتل مي رساند...
"لایل جنسن" دست به کارهای خشونت بار و ناگهانی زده و به مرکز تعلیم و تربیت جوانان فرستاده می شود. جوانان دیگری با مشکلات بزرگ در آن مرکز نگهداری می شوند. او به بیماران و کارکنان مرکز رابطه برقرار می کند و...
چهار دوست دانشگاهی به عنوان کتابفروشی کوچک تبدیل می شوند ، اما زمانی که حرص و طمع آنها توجه جنایت های سازمان یافته را جلب می کند ، دنیای آنها به طور خطرناکی از کنترل خارج می شود...
در مورد کارکنان يک قايق ماهي گيري، نهنگي را صيد مي کنند و به شهر مي آورند تا در يک پارک تفريحي، وسيله ي بازي و تماشاي مردم باشد. پسر بچه ي يتيمي به نام «جسي» (ريچتر) با اين نهنگ که نامش را «ويلي» گذاشته اند دوست مي شود…..….