دریاچه جِساپ در فلوریدا، متراکمترین دریاچه از نظر تعداد تمساح در کل ایالات متحده است - که مردم محلی آن را به عنوان «جایی که میتوانید مادر شوهرتان را برای اسکی روی آب ببرید» میشناسند. این داستان ۱۳ روز جهنمی در این دریاچه در سال ۲۰۰۳ است.
سه دانشجوی کالج در حال فیلمبرداری یک فیلم ترسناک خود را در بدترین کابوس می بینند. تنها امید آنها برای زنده ماندن دو کارآگاه هستند که دوربینی را که جا گذاشته اند پیدا می کنند...
فیلم ماجرای مدرسه ای کاتولیک در شهر کوچک کانکتیکات را دنبال می کند که وقتی یک ملکه نوجوان وارد آنجا می شود روابط عاشقانه ای بین دانش آموزان شکل می گیرد و...
ابی جونز (کریستین اوانجلیستا) سرگرد روانشناسی جوان در حالی که در یک سفر کلاسی در یک بیمارستان روانی محلی است، با بیمار پرخطر، هارمون (دومینیک پرسل) مواجه می شود. او برای یک شب مطالعه معمولی با دو هم اتاقی خود به خانه برمی گردد که از تاریکی که در درون او بیدار شده بود بی خبر است. بعدازظهر همان شب طوفانی وارد می شود
در سال ۱۹۷۲، پس از یک جنگ طولانی و خونین بین گروههای مافیایی نیویورک، این گروهها برای حفظ صلح تصمیم میگیرند با هم همکاری کنند و یک سرقت بزرگ را انجام دهند.
تامی سانتورلی فوق ستاره بیسبال به دوران کودکیش از راه دور منتقل می شود. همانطور که او آن سالها را به عنوان بخشی از تیم بیسبال خود در سندلوت تجربه می کند ، متوجه اهمیت دوستی بر جلال می شود...
یک دانشجوی دامپزشکی مشغول نوشتن پایاننامۀ تحصیلی خود است. او تعدادی حیوان را که مورد آزار دیگران قرار داشتند از خیابانها یا خانههای آنان جمع کرده و در اطاقی به همراه وسایل برقی خود نگهداری و درمان میکند. در اثر اختلال در جریان برق کلیۀ اطلاعات رایانهای مربوط به پایاننامۀ دانشجوی جوان پاک میشود! همه از این وضع بسیار متأسف میشوند. دانشجوی جوان مجبور میشود حیوانات را به دلیل مشکلات ایجاد شده به دوست بدجنسی بسپارد، غافل از اینکه او هم آنها را به جاهای دور میفرستد، اما…
تایتانیک، قصه عاشقانهی دو جوان از طبقات اجتماعی متفاوت است که در سفر افتتاحیهی بزرگترین کشتی جهان با هم آشنا میشوند. رز، دختری جوان و اشرافی، برای فرار از یک ازدواج اجباری، خود را به دریا میاندازد و توسط جک، یک هنرمند فقیر و سرزنده نجات مییابد. با وجود مخالفتهای اطرافیان، عشق بین این دو جوان شکوفا میشود؛ اما سرنوشت تلخی در انتظارشان است.
«جان کروگر» (شوارتسنگر) مأمور عالي رتبه ي برنامه ي محافظتي از «شاهدان» در امريکاست. وظيفه وکار او پاک کردن گزارش هاي مربوط به شاهدان است و با هر کس که بخواهد به آنان دست درازي کند، در مي افتد.
پس از درگيري نظامي روسيه درچچن، فرماندهي پايگاه هاي موشک هاي اتمي اين کشور به فرمانده اي داراي تمايلات ملي افراطي واگذار مي شود. به «ناخدا رمزي»، فرمانده ي زيردريايي اتمي امريکايي «USS آلاباما» دستور داده مي شود که عازم منطقه شود اما تا زمان دريافت دستورات جديد از مرکز فرماندهي، از هر اقدامي خوداري کند. در آن جا، يک زيردريايي ناشناس اژدري به سوي «USS آلاباما» شليک مي کند. «رمزي» نيز تصميم به مقابله مي گيرد...
پس از غرق شدن یک کشتی، شخصی میلیاردر بنام "الیور کویین" مفقود میشود و به مدت پنج سال همه فکر میکردند که او مرده است، اما 5 سال بعد در یک جزیرهی دور افتاده او را پیدا می کنند. او به شهر خودش یعنی "استارلینگ سیتی" نزد مادر و خواهر و بهترین دوستش برمیگردد، که بلافاصله آنها متوجه تغییر رفتار "اُلیور" میشوند. "اُلیور" با شخصیت جدیدی که پیدا کرده قصد دارد با تمام بدی ها و خلاف ها درون شهرش مبارزه کند ولی در عین حال شخصیت قدیم خودش رو هم حفظ کند...