در سال ۲۰۶۳، در اوج ناامیدی برای یافتن راهحلی جهت نجات بشریت از یک جنگ مقدس جهانی، نهادهای حاکم بر جهان یک تورنمنت هنرهای رزمی خشن را برگزار میکنند تا قهرمانی را مشخص کنند که اعتقاد او بر بشریت حکومت کند و صلح را برای آینده بازگرداند.
«تابستان داکوتا» مروری بر زندگی دختری جوان بنام "داکوتا رز" میباشد و همچنین داستان سفر شخصی و فهمیدن رازی دربارهی تولدش در 18 سال پیش را روایت میکند...
یک نمایشنامهنویس که از نظر ذهنی در حال فروپاشی است، نمیتواند تصمیم بگیرد که آیا او در مرکز یک توطئهی فریبنده قرار دارد یا به سادگی در حال از دست دادن واقعیت است...
واشينگتن د.ک. خبرنگاري به نام «ريچل آرمسترانگ» (بکينسيل) باعث افشاي هويت يکي از مأموران سيا (فارميگا) مي شود. اما او با پشتيباني سردبيرش (بست) از اعلام نام منبع خود امتناع مي کند و همين خشم داديار ويژه ي فدرال (ديلن) را برمي انگيزد. خيلي زود نيز «ريچل» به زندان فرستاده مي شود تا بهاي کاري را که مي کند دريابد.
در روستایی در آلاباما، دو زوج خود را درگیر جنگ برای بقا می بینند. آنها با فرار از یک دیوانه (مرد حلبی) که قصد کشتن آنها را دارد، به اعماق جنگل می گریزند و به خانه ای پناه می برند...
الکس «هیچ»، نوعی دلال ازدواج است و به مردها در مورد برقراری رابطه با زن های رؤیایی شان، مشورت می دهد. تا این که خودش علاقه مند دختر روزنامه نگاری به نام «سارا ملاس» می شود و به این ترتیب روش هایش محک خواهد خورد...
مردی به نام ادی میلز میخواهد به خانهی دوران کودیاش برود و با پدر در حال مرگش خداحافظی کند. اما او در آنجا با یک وحی روبرو میشود که به او میگوید با گذشتهاش که همیشه از آن دوری میکرده است رو در رو شود و...
داستان دکتر ویلیام مسترز (با بازی مایکل شین) و ویرجینیا جانسون (با بازی لیزی کاپلن) را روایت میکند که دو پژوهشگر پیشگام در زمینه جنسیتشناسی انسان در دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس، میزوری بودند.
پزشکان و پرستاران در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان نیواورلئان با درمان بیماران در طول طوفان کاترینا که این مرکز به مدت 5 روز بدون برق است، مبارزه می کنند.
سریال روایت «مایک» جوانی نابغه است که از دانشگاه اخراج شده و روزگار خود را با فروش مواد می گذراند و ناگهان در یکی از معامله های خود هنگامی که از دست پلیس در حال فرار است خود را در میان مصاحبه ای برای گرفتن یک شغل می بیند، آن شغل چیزی نیست جز دستیاری یکی از بزرگترین وکلای آمریکا «هاروی اسپکتر». با اینکه مایک هیچ تحصیلاتی ندارد اما با نبوغ خارق العاده خود هاروی را مجبور به انتخاب خود می کند اما...
جان بوساریان که خلبان بمبافکن در ارتش آمریکاست دست به هر کاری میزند تا از ماموریتهای جنگی دوری کند. اما کاغذ بازی و بروکراسی ارتش همیشه راهی برای ماندن او در ارتش پیدا میکند.