"مابل سیمونس" پیرزنی بامزه و دیووانه میباشد که با اسم "مادیا" هم شناخته می شود، او سعی میکند با صحنه سازی، داد و بیدا کردن و دعوا کردن الکی خانواده خود را یکجا جمع کنند تا با هم شام بخورند که...
این فیلم داستان های متفاوت زنان آفریقایی آمریکایی را به تصویر می کشد. این کتاب به مسائل و مشکلات پیش روی زنان بر اساس مجموعه ای از 20 شعر از نتوزکه شانگ می پردازد...
کوین کارسون جوانی است که در منطقه پروژههای مسکونی زندگی میکند و باید در طول یک عید طولانی سه روزه بعد از اینکه همسایگان بیانصافش متوجه میشوند او بلیت برندهی لاتاری به ارزش ۳۷۰ میلیون دلار در اختیار دارد، برای بقا تلاش کند...
آرون با همسرش در خانه پدری زندگی می کنند. وقتی پدرش می میرد وی مسئول برگزاری مراسم تدفین می شود، مراسمی که باید آبرومندانه برگزار شود. اما از همان ابتدا قرار نیست مراسم آبرومند باشد. مسئولین کفن و دفن جسد را اشتباه می آورند و کشمکش بین آرون و رایان رازهای خانواده را جلو چشم همگان برملا می کند...
“دورل” و “لیجان” دو دوست صمیمی و تبهکارانی خرده پا هستند. وقتی آنها تهدید می شوند اگر بدهی هفده هزار دلاری را نپردازند “دورل” پسر خود را از دست خواهد داد، تصمیم می گیرند از کلیسای محله خود سرقت کنند...
دو فارغ التحصیل کالج تنبل مصمم به رهایی از مشاغل مخرب خود هستند، کسب و کار خود را راه اندازی می کنند و باشگاهی را اداره می کنند که در آن زنان مسن می توانند مردان جوان را انتخاب کنند...
افی ، دینا و لورل سه دختر جوان سیاهپوست هستند که در محله ای فقیر نشین در شیکاگو زندگی می کنند . آنها یک گروه سه نفره موسیقی تشکیل داده اند که افی خواننده اصلی آن و برادر افی آهنگساز و ترانه سرای گروه است . در ادامه آنها تصمیم می گیرند در یک برنامه استعداد یابی در نیویورک شرکت کنند و در آنجا مورد توجه یک تهیه کننده موسیقی به اسم کرتیس تیلور قرار می گیرند . کرتیس هر طور شده دخترها را راضی می کند یک گروه مشتقل تشکیل دهند و همچنین سبک موسیقی خود را به پاپ تغییر دهند ...
اتفاقاتی که برای فرهاد و دختر و همسرش می افتد، دو کاراگاه پلیس که به هم علاقه دارند، یک مغازه دار آسیایی مهاجرو خانواده اش، یک زن خانه دار و همسرش که دادستان است، یک کارگردان سیاه پوست و همسرش، یک قفل ساز مکزیکی و دختر کوچکش، دو جوان سیاه پوست که کارشان سرقت اتومبیل است، یک زوج میان سال چینی که از قضا آنها نیز مهاجرند و یک پلیس تازه کار و همکاربا سابقه ی نژاد پرست اش ... کسانی که درون زندگی روزمره شهری بی در و پیکر ، بی خبر از هم زندگی می کنند و امکان بسیار ضعیفی وجود دارد که ارتباطی با یکدیگر داشته باشند؛ اما یک تصادف همه چیز را دگرگون می کند و ...
یک تاجر متوجه میشود که همسرش قصد تیغ زدنش را دارد، بنابراین خودش نقشه تقلبی ربوده شدنش را طرح میکند، اما بزودی در مییابد که نه تنها همسرش، بلکه عده زیادی چشم به مال و اموالش دارند...
"سام داوسون" مردی با ضريب هوشی يک بچه ۷ ساله است که همسرش پس از اينکه دخترشان به دنيا می آيد آندو را ترک می کند. سام نام دخترش را "لوسی" می گذارد و او را به تنهايی بزرگ می کند و رابطه عاطفی بسيار قویی بين اين پدر و فرزند بوجود می آيد. اما محدوديت های ذهنی سام باعث ايجاد مشکلاتی برای خودش و لوسی می شود. قانون حکم می کند که لوسی بايد از سام جدا شود و بنابراين سام با وکيلی قدرتمند به اسم ريتا هريسون که می خواهد توانايی هايش را با پيروزی در اين پرونده به رخ همکارانش بکشد، همراه می شود تا از حق خود دفاع کند...
زمانی که اعضای منفور یک گروه از اعضای خانواده از هم می پاشند ، یک گروه از اعضای سن بالای خانواده تصمیم میگرند تا گروهی تشکیل داده و به این اوضاع بد سرو سامان بدهند و ...
«نيک مارشال» (گيبسن) در يک آژانس تبليغاتي کار مي کند و مردي زن ستيز است و همسر سابق و دختر و مستخدمه اش از دست او شاکي اند. شبي، «نيک» با ماشين تصادف مي کند، اما صبح روز بعد در مي يابد توانايي خواندن فکر زنان را پيدا کرده است. «نيک» ابتدا هراسان مي شود، اما کم کم مي فهمد که مي تواند از اين موهبت استفاده کند.
درریک، پسری سفیدپوست که توسط خانوادهای سیاهپوست به فرزندی پذیرفته شده، با تصور سیاهپوست بودن بزرگ میشود. مادرش او را در حال رابطهی عاشقانه با زنی میبیند و با اخطار نهایی از خانه بیرونش میکند.
نگاهی به دنیای یک خانواده جوان آفریقایی آمریکایی، در حالی که آنها در مشاغل، ازدواج، والدین، مسائل اجتماعی و پویایی چند نسلی خود در تلاش برای زندگی بهتر هستند.
داستانی درون گروهی از دانش آموزان با رنگ پوست های گوناگون می باشد، آنها در بین کالج های لیگ آیوی (هشت دانشگاه معتبر در شرق آمریکا) که عمدتا سفید پوست هستند، حرکت می کنند، جایی که تنش های نژادی اغلب در زیر پوست جریان دارد. سریال Dear White People (مردم سفید عزیز) دوره ی پسانژادی آمریکا را نشان می دهد، همچنین داستان بافت جهانی که در حال منحرف شدن از مسیر منحصر به فرد خود است...
داستان زندگی یک پسر سیاه پوست ۱۳ ساله آمریکایی است که در محله بروکلین نیویورک زندگی میکند. داستان این سریال بر اساس زندگی واقعی "کریس راک" کمدین معروف آمریکایی نوشته شده است. "کریس" نوجوانی است با کلکسیونی از آرزوها و رویاها که بایستی از بردار کوچکتر خود مراقبت کند چرا که پدر و مادر او در بخش اورژانس کار میکنند.او می کوشد تا با وجود همه مشکلات دنیای خود را بسازد. در کنار او دوستان دیگری هم هستند که گاه در پیشبرد رویاهای دیوانه وار "کریس" به او کمک می کنند و گاه مزاحم پیشرفتش می شوند. داستان سریال خطی و ساده همراه با طنز ویژه سیاهان است. این سریال محصول سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ است و توانست با امتیاز ۸٫۱ به کار خود پایان دهد.
زنی بعد از اینکه شوهرش او را ترک می کند، به اجبار شغلی را در یک سالن مخصوص سلامتی و زیبایی قبول می کند، در حالی که کاملا ناسازگار با روحیات او می باشد ولی این فرصت را از دست نمی دهد و دو زندگی متفاوت، یکی به عنوان یک مادر مطلقه در یک شهر سنتی و دیگری به عنوان یک ماساژور که با زن های خشن و غیر قابل پیش بینی سر و کار دارد را شروع می کند…
سریالی کمدی، به سبک شرلوک هلمزی و پر از شوخی ها و دیوانگی های خنده دار که می تواند ساعت ها شما را سرگرم کند. اگر دنبال سریالی کمدی و جنایی می گردید این سریال را از دست ندهید.شاون اسپنسر که حافظه ی تصویری، غریضه ی کارآگاهی و دقت بسیار بالایی دارد بعد کمک به پلیس برای حل یک پرونده، متهم به شریک جرم بودن می شود. شاون برای این که به زندان نیفتد و راز خود را برملا نکند ادعا می کند که غیبگو است و با عالم ارواح ارتباط دارد و از این راه اطلاعات خود را به دست می آورد. شاون به همراه بهترین دوستش گاس که فروشنده ی دارو و لوازم پزشکی است، دفتر کارآگاه خصوصی غیبگوی Psych را تاسیس می کند و از آن به بعد در حل پرونده های جنایی به پلیس کمک می کند...