"نیل" (شان بین) یک مامور رده بالای کنترل هواپیماهای بدون سرنشین (پهپاد) است که حتی خانواده اش از این شغل مخفی او خبر ندارند. اما او به خوبی نقش شوهر و پدر را ایفا میکند تا اینکه یک سایت افشاگر هویت شغلی او را لو میدهد و "نیل" را بعنوان یک تهدید قلمداد میکند...
"فایونا" کارگزار املاک در نیویورک توسط دوسـت پسرش "نیت" فریب میخورد ، او برای بازیابی زندگی خود تصمیم میگیرد تا به پیش خانواده خود برود اما طولی نمیکشد که متوجه میشود "نیت" با دختره دیگری دوست شده است و ...
پس از بازنشته شدن در زندگی به عنوان یک یاقی بدنام، ناتانیل رید تصمیم میگیرد به همراه همسـر خود زندگی آرامی در تگـزاس داشته باشد. اما طولی نمی کشد که این زندگی آرام و بی دردسر به پایان می رسد و گذشته ی او به سراغش می آید. فردی برای انتقام از او انگیزه ی زیادی دارد …
هنگامی که "فرانکی" و "نیک" مدعی می شوند که مالک یک زمین کشاورزی هستند ، مجبور می شوند تا هر کدام نیمی از زمین را بین خود تقسیم کرده و شروع به کار کنند ...
“میچ” برای گشت زدن با قایق خود به دریاچه میشیگان رفته است اما ناگهان برخورد قایق با لاشه یک هواپیما موجب از کار افتادن موتور قایق او می شود و میچ خودش را به همراه خلبان زخمی هواپیما که به شدت از یک کوله پشتی مرموز محافظت می کند در وسط آب ها تک و تنها می بیند و …
دختری جوان به نام میا هال (کلویی گریس مورتز) پس از یک تصادف به حالت اغما می رود و این شروع یک تجربه خروج روح از بدن برای او می شود که تصمیم برای تلاش جهت بیدار شدن و ایجاد تغییرات در زندگی اش معنا می بخشد …
کریستی سالها پس از یک تصادف رانندگی که چهره خواهر بزرگترش را بد کرده بود، به زادگاهش بازمی گردد. او که توسط تصادفی که در آن راننده بود تسخیر شده است، متوجه می شود که بدترین کابوس های او یا به حقیقت پیوسته اند یا در شرف تحقق هستند...
الیزابت تاچر یک معلم جوان است، از خانواده ای متمول که اهل شرق آمریکاست و اینک به شهری کوچک در غرب آمریکا کوچ کرده که دارای معدن زغال سنگ میباشد. این سریال شرح ماجرای مردم این شهر کوچک و مشکلات آنان با معدن ذغال سنگ و در عین حال چگونگی ارتباط این معلم جوان با اهالی شهر میباشد. دختری که از خانواده ای متمول آمده و حالا باید خود را با شرایط این شهر کوچک وفق بدهد. این سریال با الهام از کتابی به همین نام به قلم نویسنده کانادایی Janette Oke ساخته شده است.
داستان این سریال درمورد کیت کین، با عشقی که نسبت به عدالت اجتماعی دارد و یک استعداد برای گفتن باور خودش، برای جنگ آماده شده است، او بعنوان بتومن بر فراز خیابان های شهر گاتهام اوج می گیرد. کیت برای مبارزات خیابانی به خوبی تمرین کرده و قصد دارد با جنایتکاران و تبهکاران مبارزه کند. البته فعلا او را یک قهرمان نخوانید. در شهری که تشنه یک ناجی است، کیت باید نخست بر شیاطین خودش برتری یابد سپس تبدیل به نماد قهرمان و ناجی گاتهام شود.
داستان سریال در آینده رخ میدهد که ضمیر انسانها دیجیتال شده و قابل ذخیره و انتقال به جسمی دیگر است. یک زندانی در بدنی جدید زنده میشود تا داستان یک قتل پیچیده را حل کند تا بتواند آزادیاش را دوباره به دست آورد
سریالی کمدی، به سبک شرلوک هلمزی و پر از شوخی ها و دیوانگی های خنده دار که می تواند ساعت ها شما را سرگرم کند. اگر دنبال سریالی کمدی و جنایی می گردید این سریال را از دست ندهید.شاون اسپنسر که حافظه ی تصویری، غریضه ی کارآگاهی و دقت بسیار بالایی دارد بعد کمک به پلیس برای حل یک پرونده، متهم به شریک جرم بودن می شود. شاون برای این که به زندان نیفتد و راز خود را برملا نکند ادعا می کند که غیبگو است و با عالم ارواح ارتباط دارد و از این راه اطلاعات خود را به دست می آورد. شاون به همراه بهترین دوستش گاس که فروشنده ی دارو و لوازم پزشکی است، دفتر کارآگاه خصوصی غیبگوی Psych را تاسیس می کند و از آن به بعد در حل پرونده های جنایی به پلیس کمک می کند...