با آشکار شدن یک حقیقت تکان دهنده در مورد خانوادههای یک زوج، دو عاشق متوجه میشوند که تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند. تسا دیگر آن دختر شیرین، ساده و خوبی نیست که در زمان ملاقات با هاردین بود و نه هاردین آن پسر بداخلاقی است که در ابتدا به او علاقه داشت...
داستان فردی به نام تسا که درست زمانیکه بزرگترین تصمیم زندگی خود را می گیرد، همه چیز تغییر می کند. افشاگری در مورد خانواده او، و سپس خانواده هاردین، همه آنچه را که قبلاً می دانستند در شک و تردید قرار می دهد و ادعای آینده ی آنها را مبهم تر می کند...
فروشندهای که عمر خود را وقف کتابهای قدیمی کرده بود، اینک در محاصرهی روحی سرگردان و جوان احساس میکرد. وقایعی شگفتانگیز و مرموز او را بر آن داشت تا به عمق رازهای این حضور نامرئی پی ببرد.
«فرانک ت.هاپکینز»، افسر سواره نظام امریکا، در ملاقاتی در نیویورک، با «عزیز» آشنا می شود که یکی از دستیاران «شیخ ریاض»، عربی ثروتمند است. «شیخ» صحبت قابلیت های «هاپکینز» را شنیده و مایل است که او در «اقیانوس آتش» – مسابقه ی اسب دوانی سالانه ای که شرکت کنندگانش مسافتی سه هزار مایلی را از عربستان تا عراق می پیمایند – شرکت کند…
ریموند، که دوباره اخراج شده است، کلیسایی را در یک دهکده انگلیسی به ارث می برد. او که از جورجیا میآید تا ملک را به آقای اسلی بفروشد، با ریچل مجرد ناز که B&B را اداره میکند و دیگران ملاقات میکند. گنج پنهان؟...
اخشورش(خشیارشا اول)، پادشاه ایرانی که قلمروش اکنون شامل هند تا مصر میباشد، پس از شکست بابلیها در دژ شوش ضیافتی برای مردمش برگذار میکند تا شکوه و ثروت خود را به نمایش بگذارد، در این هنگام....
داستان یک فرد آفریقایی به نام استف که با گذشته و میراث خود در آفریقای جنوبی جدید مبارزه می کند. اما وقتی دوست دخترش با یک مرد سیاه پوست آفریقای جنوبی به نام ووسیسیزوه دوست می شود، همه چیز شکل دیگری به خود می گیرد...
بر اساس رمان عاشقانه ای به همین نام محصول سال 2014 ، این فیلم نیز داستان عاشقانه دو جوان به نام های تسا و هاردین را نمایش میدهد، در حالی که تسا درگیر مشکلاتش در رابطه با هاردین است بر سر دو راهی ای قرار میگیرد که میتواند زندگی آنها را برای همیشه تغییر دهد…
کارآگاه نیک برکات فکر می کرد که برای کار در دایره ی جناییِ پورتلند آمادست , تا اینکه شروع به دیدن چیزهایی کرد که توضیحی براشون نداشت . و بعد از ملاقات با آخرین بازمانده ی خانوادش , نیک به رازی که در پس این وقایع هست پی می بره . نیک مثل بقیه ی آدمها نیست , اون از نوادگانِ نسلی از شکارچی هاست که به اسم “گریم” شناخته می شن. کسانی که مسوول جلوگیری از تکثیر موجوداتِ ماورالطبیعه هستن. و این گونست که داستانِ نیک آغاز می شه , در حالی که در ابتدا نسبت به این جریان بی میله ولی در حالی که مشغول کار بر روی پرونده های جنایی به همراهِ همکارش هست به جریاناتی بر می خوره که باعث می شه با دنیای این موجوداتِ انسان نما ارتباط برقرار کنه...
داستان از یک حفاری در مصر شروع می شود و یک شیء که قابلیت انتقال اجسام در فواصل دور در فضا را دارد کشف می شود و انسان ها شروع به فرستادن تیم های مختلف برای جمع آوری اطلاعات و تکنولوژی های جدید می کنند ...