داستان این فیلم در مورد زنی است که در شب ازدواجش بر اثر اتفاقاتی که می افتد با کودک سیاهپوستی که شدیدا لاغر و مریض است رو برو می شود و همین مسئله مسیر زندگی زن را تغییر می دهد و به یکی از سازمانهای حقوق بشر می پیوندد تا به مردم فقیر آفریقا کمک کند و در این مسیر با مردی آشنا می شود و ...
سندباد: افسانه هفت دریا (به انگلیسی: Sinbad: Legend of the Seven Seas) نام پویانمایی محصول کمپانی دریمورکس (به انگلیسی: ) میباشد که به کارگردانی پاتریک گیلمور (به انگلیسی: Patrick Gilmore) و تیم جانسون (به انگلیسی: Tim Johnson) ساخته شده است. سَندباد که به گونه سنباد هم نوشته میشود در فارسی پهلوی به معنای نیروی اندیشه همچنین به معنی بادی است که از سوی رود سند بوزد. ولی جدا از این معنا سندباد بیشتر یک چهره داستانی کهن ایرانی است که از او به همراه لقب سندباد دریایی، سندباد دریانورد یا سندباد بحری نام برده شدهاست. داستان سندباد را از دوره ساسانی میدانند. این داستان در قصههای هزار و یکشب هم گنجانده شده و به میان عربها هم راه یافتهاست و اروپاییان آن را از ایشان گرفتهاند. داستان سندباد امروزه سوژهٔ چندین فیلم سینمایی و پویانمای (از جمله همین پویانمایی سندباد و افسانه هفت دریا) گوناگون در جهان شدهاست. داستان انیمیشن درباره سنباد (ملوان افسانه هفت دریا) است که از سوی خدای اریس، مامور به سرقت بردن کتاب صلح شده است. او باید در این حین به قلمروی خود رفته و دوست دوران کودکیاش ، شاهزاده پروتئوس را نجات دهد.
«دنیل» بعد از مرگ ناگهانی پدرش، توسط مادر ناتنی اش به یک خدمتکار تبدیل می شود. او دو خواهرخوانده نیز دارد، یکی مهربان و دیگری برعکس. اما دنیل دختری با اراده و شاداب است، و روزی می رسد که مسیر زندگی او با شاهزاده «هنری» گره می خورد...
مارس 1917. جنگ جهانی اول در حال حاضر سه سال است. قطاری با مهاجران روسی از آلمان و سوئد به سن پترزبورگ حرکت می کند. افراد غیرقانونی تحت هدایت ولادیمیر ایلیچ اولیانوف ، معروف به لنین هستند
در مارس سال 1914، ریچارد هانی، مهندس معدنی، برای جلوگیری از یک ترور سیاسی برنامهریزی شده توسط عوامل پروس تلاش میکند. هدف از این ترور، آغاز جنگ جهانی اول بود.
در دسامبر 1926، همسر آگاتا کریستی، نویسنده مشهور داستانهای معمایی، یعنی سرهنگ آرچی کریستی درخواست طلاق میدهد. آگاتا کریستی ماشینش را رها کرده و به مدت یازده روز ناپدید میشود. والی استنتون، یک خبرنگار آمریکایی، در این داستان فرضی به دنبال او میگردد.
در رمان «تله»، نوشته جان لو کاره، جاسوس بریتانیایی به نام «الک لیماس»، جاسوس لهستانی «یانوشک» را به آلمان شرقی میفرستد تا صحت وجود سایتهای موشکی را تأیید کند...
در دوران ادواردین، ماریان هانیچرچ و دو فرزند تازه به سن قانونیاش، لوسی و فردی هانیچرچ، خانوادهای بیخیال و اهل خوشگذرانی هستند که در خیابان سامر در شهر روستایی ساری زندگی میکنند.
مارتین دورنلی جوانی است که در خانواده ای آشفته بزرگ شده است. این شرایط باعث شده است که او به یک شخصیت جایگزین پناه ببرد. با کمک یک زن مهربان، مارتین می تواند با مشکلاتش کنار بیاید و به زندگی عادی بازگردد...
داستان سریال در سال 1832 اتفاق می افتد و بر روی زندگی زنی به نام “آن لیستر” تمرکز دارد که بعد از یک سفر طولانی برای مطالعه و پیشرفت اجتماعی به خانه آبا و اجدادی خود در “یورک شر غربی” باز می گردد. همچنان که لیستر به پویش خود برای دگرگون کردن خانه اجدادی، توسعه دادن علایق تجاری و همچنین پیدا کردن یک همسر مناسب ادامه می دهد، داستان سریال به بررسی روابط و علایقی می پردازد که لیستر رفته رفته ایجاد می کند…