این فیلمی هیجانانگیز و دلهرهآور است که داستان زندگی آرام یک زوج را روایت میکند. زندگیای که به تدریج و به واسطه حضور هر روزه همسایهای که راس ساعت چهار بعد از ظهر به دیدنشان میآید، به کابوسی وحشتناک بدل میگردد.
داستان درباره آدمکشی به نام «برین» است که در حین اجرای یک قتل، تصادف میکند. او که به سختی از این حادثه جان سالم به در برده، برای زندهماندن میجنگد و به همه اطرافش مشکوک میشود تا فرد پشت پرده این اتفاق را پیدا کند.
یک دانشآموز کلاس هشتم خودکشی میکند، اما قبل از آن نام دانشآموزانی که قربانی آنها شده است را در وصیتنامهاش ذکر میکند. والدین این دانشآموز به مدرسه فراخوانده میشوند و یک جنگ درباره وصیتنامه آغاز میشود...
"جان تا یانگ" یک تیراندازه حرفه ای در دنیای جنایتکاران است، او در آرزوی ساخت یک کازینو به سر می برد تا اینکه روزی شروع به پایگذاری آن میکند اما با مداخله یک گزارشگر همه چی تغییر میکند...
دختر بچهای که ۱۵ سال پیش پدرش را به دست یک قاتل زنجیرهای از دست داده، منتظر آزادی اوست، در حالی که یک کارآگاه مظنون پس از آزادی قاتل را تعقیب میکند...
"تائه ایل" مثل یه قاتل زندگی سطح پایینی داره و متوجه بیماری کشنده اش میشه که زمان زیادی برای زندگی کردن ندارد اما تائه ایل برای اولین بار در زندگیش عاشق دختری به اسم "هو جونگ" میشود …
مردی که زمانی یک خبرنگار مشهور بوده است، کارش را از دست داده و در یک برنامه رادیویی مشغول به کار می شود. در حین یکی از برنامه های رادیویی اش، یک تماس از فردی دریافت می کند که قصد دارد بزرگترین پل شهر را منفجر کند...
کاراگاه “لی جونگ جائه” طی عملیاتی به یکی از بزرگترین باند های گانگستری و تبهکاری کشور نفوذ میکند پس از ورود او رئیس این باند کشته میشود و در این بین درگیری هایی ایجاد میشود
در اواسط دهه 1990 یک افسر سابق نظامی توسط سرویس اطلاعاتی کره جنوبی به عنوان جاسوس استخدام میشود و با نفوذ بین مقامات عالی رتبه کرهٔ شمالی به دنبال جمع آوری اطلاعات حساس در مورد برنامه هسته ای کرهٔ شمالی هست...
پاستور پارک در تلاش هست تا راز گروهی مشکوک به نام دیرمانت را افشاء کند. به همین منظور او استخدام میشود تا دربارهی این گروه تحقیق کند. اما در همین حال فرماندهی پلیس یک پروندهی قتل مرموز را بررسی میکند که مضنون اصلی عضوی از گروه دیر مانت است و…
کانگ بیت نا قاضی فوق العاده زیباست، اما در زیر ظاهر بی عیب و نقص خود، رازی تاریک پنهان می کند - او یک شیطان است. ماموریت او شکار و کشتن افراد شروری است که دیگران را به سمت مرگ سوق می دهند و در اعمال خود فکر نمی کنند و غیرقابل بخشش هستند. پس از اجرای حکم خود، روح آنها را به جهنم محکوم می کند. با این حال، وقتی با هان دائون، کارآگاهی با رفتاری گرم و ملایم روبرو می شود، زندگی او تغییر غیرمنتظره ای پیدا می کند. به عنوان یک کارآگاه، ذهن او تیزبین است و حس مشاهداتی دارد. هان دائون علیرغم مهربانی ظاهری خود، دردی عمیق و نادیده را در خود دارد. ملاقات آنها مجموعه ای از اتفاقات را رقم می زند که عمیقاً زندگی هر دوی آنها را تغییر می دهد.
سئو جائه وون که دوران کودکی نامطلوبی را پشت سر گذاشت، تبدیل به یک مدیر عامل جاه طلب و با انگیزه می شود که به دنبال موفقیت است. اما وقتی وسواس او از کنترل خارج می شود، سعی می کند از خواسته های ناسالم خود فرار کند اما شوهرش که یک طراح و استاد دانشگاه است، در این روند غرق می شود.
زن جوانی به نام گو ها نول (سئو هیون جین) بخاطر اینکه یکی از معلمینش جان او را نجات داده بود ، همیشه آرزوی این را داشته که روزی معلم شود. تا اینکه او به عنوان یک معلم پاره وقت در مدرسه ای شروع به فعالیت می کند و به همراه دیگر همکارانش در مدرسه تلاش می کنند تا مشکلات دانش آموزان را تا حد ممکن حل کنند و …
داستان سریال درباره جو جین گپ (کیم دونگ ووک) هست که قبلا یه جودو کار آینده دار بوده اما علیه فساد در یک مسابقه اعتراض کرد و از حرفه اش بیرون انداخته شد. بعد از این اتفاق جو جین گپ معلم تربیت بدنی میشه. اون دوباره نتونست خشمش درمقابل پسر مدیر مدرسه رو کنترل کنه و بار دیگر از شغلش اخراج شد. بعد از اون آزمون دولتی میده و مامور دولتی میشه. به عنوان یه مامور دولتی جین گپ دیگه نگران نیست که از کارش اخراج شه. اون تلاش میکنه با آرامش زندگی کنه ولی بعد به عنوان بازرس نیروی انسانی به وزارت کار منتقل میشه. با رو به رو شدن با آدمایی که از قدرتشون به ناحق استفاده میکنن جو جین گپ دوباره به شخصیت سابقش برمی گرده…