اخشورش(خشیارشا اول)، پادشاه ایرانی که قلمروش اکنون شامل هند تا مصر میباشد، پس از شکست بابلیها در دژ شوش ضیافتی برای مردمش برگذار میکند تا شکوه و ثروت خود را به نمایش بگذارد، در این هنگام....
فیبی̎ دختر امریکائی، که به دعوت دوستش به مونت کارلو آمده است، در مییابد که دعوت، تنها یک تعارف بوده ، بنابراین بیپول و بیراه بازگشت، ناگزیر میشود راهی برای زندگی پیدا کند...
در قرن هجدهم، "شرکت مسافرتی هنرهای منظره" متشکل از Tyrant، Lady Leonarde، Serafina، Isabella، Leandre، Zerbina، Matamore و Pulcinella هنگام سفر به پاریس در هوای بد گم می شود. آنها قلعه ای را می بینند و از خدمتکار پیترو می پرسند که آیا می توانند شب را بگذرانند. آنها به زودی متوجه می شوند که قلعه ویران شده متعلق به نجیب زاده ویران شده ژان لوک است
فیلم بر اساس بخشی از رمان مارسل پروست به نام در جستجوی زمان از دست رفته ساخته شده است. داستان درباره چارلز سوان، یک مرد باهوش و متمدن است که در پاریس قرن نوزدهم زندگی میکند. او عاشق اودت دو کرسی، یک روسپی، میشود و زندگی اش را به خطر میاندازد ...
داستان دو آدم کودن که مجبور به زندگی جنایتکارانه در خیابان های ایتالیا می شوند. آنچه در ادامه میآید بلز نمایش تمسخرآمیز فیلم کلاسیک جنایی آمریکایی بانی و کلاید (1967) است...
در پي احتمال وقوع حمله ي نيروهاي سياره ي «مونگو» به زمين، «دکتر هانس زارکوف» فضاشناس (توپول) با تمهيدي «فلاش گوردون» (جونز) قهرمان فوتبال امريکايي و محبوبه اش، «ديل آردن» (آندرسن) را با خودهمراه مي سازد. آنان راهي مونگو مي شوند، که «امپراتور مينگ» ظالم (فون سيدو) بر آن حکم مي راند...
Philippe Dubaye نیمه های شب که دوست قدیمیش Xavier Maréchal را با اخبار نگران کننده ای درباره اینکه او شخصی به نام Serrano را کشته است از خواب بیدار میکند؛ کسی که با استفاده از نفوذ سیاسی خود دست به قاچاق می زند. Serrano مدارکی در مورد دست داشتن Dubaye در یکسری معاملات فاسد را در اختیار داشته و خود را آماده میکرده که آنها را بر علیه معاون استفاده کند. Xavier برای سرپوش گذاشتن این مسئله برای دوست قدیمیش Philippe موافقت می کند اما بزودی دچار مخمصه می شود و…
ماریو، یک قهرمان جنگی ثروتمند و عجیب و غریب، با مارکو، یک فرد تنها با یک قایق بادبانی دوست می شود و او را به خانه می برد تا با همسر جدا شده اش کلیوف و خواهر شوهر سرکوب شده اش ماتیلد ملاقات کند...
"ادموند دانتس" توسط دشمنان خود به اتهامی دروغین دستگیر و در زندانی مخوف حبس می شود. او در زندان با هم سلولی اش "آبه فاریا" که به تصور همگان یک دیوانه است آشنا می شود و به "ادموند" داستان گنجی نهان در یک جزیره کوچک را تعریف می کند. پس از سالها، "آبه" پیر از دنیا رفته و "ادموند" به عنوان یک جسد از زندان فرار می کند و ...