وو-سئونگ پس از سالها تلاش و پسانداز، سرانجام موفق میشود خانهای برای خود بخرد. اما شادی او دیری نمیپاید؛ زیرا خرید این آپارتمان نه تنها او را با مشکلات مالی و ورشکستگی روبرو میکند، بلکه صداهای عجیب و غریب و آزاردهندهای که از طبقات بالا یا پایین میآیند، آرامش را از او سلب کرده و زندگیاش را به یک کابوس تبدیل میکنند.
جین بونگ، قهرمان سابق تیراندازی با کمان المپیک، برای نجات شغل خود به آمازون می رود و با سه تیرانداز ماهر آشنا می شود. او آنها را به کره می آورد تا بتواند موقعیت خود را در شرکت بهبود ببخشد. سرنوشت او اکنون به این سه جنگجوی آمازونی وابسته است.
پس از آنکه یک آتشسوزی، رختشویخانه یک مادر مجرد را نابود میکند، او توسط یک کلاهبرداریِ فیشینگِ صوتی فریب میخورد. او تصمیم میگیرد تا مجرمان پشت پرده این کلاهبرداری را پیدا کند.
داستانی درباره یک سرگروه تیم تحقیق به نام هوانگ جون-چول که مسئولیت تحقیق در مورد پسرانی که مظنون به سرقت از سوپرمارکت محلی شهر به نام "ووری" هستند را بر عهده دارد.
بر اساس افسانه دانگگون مبنی بر اینکه خرس ها پس از خوردن سیر و ماگورت به انسان تبدیل می شوند، داستان برادران دوقلوی خرس آسیایی را به تصویر می کشد که توسط موسسه فناوری طرفدار کره شمالی اداره می شدند و یک روز پس از خوردن ماگورت و سیر ناپدید می شوند...
یک کارمند گورستان خودرو مخفیانه بهعنوان منشی تحویل کار میکند که با درخواستهای تحویل غیرمعمولی سر و کار دارد . یک روز او مجبور میشود پسر بچه ای را جابجا کند و …
بر اثر یک حادثه، سو جین (Seo Ye Ji) حافظه خود را ازدست میدهد. اما حالا او قادر است که آینده افراد را در لحظاتی که با موقعیت های خطرناک روبرو میشوند، ببیند. در حالیکه او تکه های جدا شده از خاطراتش را بهم وصل میکند با یک حقیقت تکان دهنده درباره همسرش، جی هون (Kim Kang Woo) روبرو می شود…
یتیم بالغی به نام آه یونگ کمک های معیشتیش قطع شده است. حال او به عنوان پرستار بچه برای یانگ چاه، مادر مجردی که در یک بار کار می کند، شروع به کار می کند...
یک زن سالخورده به طور مداوم به اداره محلی در مورد اشتباهاتی که او هر روز در اطرافش میبیند شکایت میکند. در طول راه، او یک دوستی غیرمعمول با مامور اداره خدمات مدنی را آغاز می کند که همین امر باعث می شود او آموزش زبان انگلیسی را شروع کند ...
تصادف بین دو خودرو در جاده ای شلوغ منجربه مردن یک مرد و به کما رفتن دیگری می شود. تحقیقات در مورد تصادف به این نتیجه می رسد که مرد مرده مقصر بوده است. بیوه مرد مرده هی-جو که احساس گناه می کند و تلاش می کند زندگی خود را ادامه دهد. اما وقتی متوجه می شود که مرد به کما رفته قبل از وقوع حادثه قصد خودکشی داشته است همه چیز تغییر می کند ...
داستان این فیلم درباره ی فردی به نام سی هیون است که در بانک مرکزی کره به عنوان مدیر سیاست پولی مشغول به کار است. او بحران عظیم مالی ملی را پیش بینی می کند و به مدیر بانک گزارش می دهد اما مدیر بانک جلسه اضطراری را با تاخیر ده روزه و بدون اطلاع عمومی برگذار می کند و…
در منطقه سوچو-دونگ، ساختمان هیونگمین میزبان دفترهای حقوقی کوچکیست که در هر طبقهاش پراکنده شدهاند. در میان آنها، پنج وکیل پایهیک کار میکنند: جو-هیونگ با دیدگاهی بدبینانه و نه سال سابقه، مون-جونگ بیخیال و آسوده، سانگ-گی مستقل، چانگ-وون پرحرف، و هویی-جی تازهواردی پرانرژی. درست مثل سایر کارمندان اداری در سوچو، هر صبح با مترو سر کار میروند و از همان لحظهی ورود، ثانیهشماری برای وقت ناهار را آغاز میکنند. گاهی با هم جر و بحث میکنند و چندان مهربان نیستند، اما سر یک میز غذا میخورند و از درونیترین افکارشان حرف میزنند. لحظههای بزرگ عدالت یا غافلگیریهای دراماتیک در کار نیست؛ اما لحظههای پرتنش وجود دارند، و لحظههای شاد. با خندههای زیاد و گهگاه اشک، این روایت پنج وکیل جوان است که در فراز و نشیب زندگی نهتنها در حرفهشان، بلکه بهعنوان انسان رشد میکنند.
در ججو، داستان جزیرهای یک دختر با روحیه و یک پسر ثابت قدم به داستانی مادامالعمر از شکستها و پیروزیها تبدیل میشود - ثابت میکند که عشق در طول زمان پایدار است.
یک کارمند اداری که در مورد ظاهر خود ناامن است، شب ها به یک شخصیت اینترنتی نقاب دار تبدیل می شود - تا زمانی که زنجیره ای از حوادث ناگوار زندگی او را فرا می گیرد.
این داستان ، ماجرای پنج دوست را روایت میکند که همه در سال 1999 وارد دانشکده علوم پزشکی شده و اکنون در یک بیمارستان به عنوان پزشک مشغول به کار هستند و طی اتقاقی درگیر ماجرایی شده و…
این سریال هشت قسمتی در مورد آینده نزدیک و افرادی است که رویای یک جامعه بی نقص به واسط پیشرفت های تکنولوژی را دارند. هر قسمت این محموعه علمی-تخیلی توسط یک کارگردان درست شده است و هر قسمت شامل یک موضوع جدید با بازیگران جدید است…
بار سنگاب ، مکانیست که فقط شب ها اداره میشود و صاحب آن ، وول جو (Hwang Jung-Eum) زنیست که در کنار مشتریان میماند و سعی میکند زخم و دردهایشان را بهبود ببخشد چرا که مشتریان آنجا مردم عادی هستند که در حادثه ای کشته شده اند ، سنگاب مکانیست برای آرامش مردگان !
بونگ سانگ پیل(لی جونگی) بعد از ناامید شدن از قانون برای گرفتن انتقام مرگ مادرش، تصمیم میگیره به روش خودش و در قالب یک وکیل عدالت رو اجرا کنه و در برابر قدرت های برتر بایسته…
لی کانگ در یک شهر ساحلی کوچک بزرگ شده و آرزو داشته که یک آشپز ماهر شود، اما حالا او یک جراح مغز و اعصاب است. او به ظاهر فردی دلسرد است اما در حقیقت او شخصتی خون گرم دارد. وقتی که مون چا یانگ بچه بود لی کانگ رو در یک شهر ساحلی کوچک ملاقات میکنه. لی کانگ برای او آشپزی میکنه. این خاطره به یکی از شادترین خاطرات مون چا تبدیل میشه که باعث میشه او یک آشپز بشه. این دو نفر دوباره بعد از سال ها همدیگر رو ملاقات میکنند و…