مرد مسنی به نام مکس پیش مربی شمشیربازی مشهور، ویلار، میآید و از او میخواهد که او را به عنوان شاگرد بپذیرد. اما مربی تکنیک استفاده از سلاح او را دوست ندارد و فقط مکس را به عنوان نظافتچی استخدام میکند.
این فیلم درباره ادی اسپارکس آمریکایی است که با کمک خواننده و رقصنده، دیکسی لئونهارد، از شمال آفریقا به اقیانوس آرام میرود تا سربازان را در طول جنگ جهانی دوم سرگرم کند...
این داستان درباره خوان، مرد جوان اسپانیایی است که رویای گاوباز شدن را در سر دارد. شبی او به طور غیرقانونی در ملک خانواده سول، در حال گاوبازی با یک گاوِ مخصوصِ مسابقه، دستگیر میشود. در این حین، با دختر دونا سول، صاحبخانه آمریکایی با ریشههای اسپانیایی، آشنا شده و عمیقاً دلباخته او میشود.
نیک رینوود و آلی یورپین رومئو و ژولیت امروزی هستند که در جنوب کالیفرنیا زندگی میکنند، که با شکاف غیرقابل پر کردن پیشزمینههایشان از هم جدا شدهاند و بین وفاداری به "باند" خود و خواستههای واقعیشان در هم شکستهاند.
جاناتان پس از برنده شدن در یک بازی شکار پینت بال مقابل دوستانش به فرانسه می رود و در آنجا با ساشا آشنا می شود و عاشق او می شود. وقتی به خانه برمی گردد، خود را در مشکل می بیند...
یک دانشجو بنام «والتر» تصمیم دارد به یک سفر جاده ای برای ملاقات با دوستش در کالیفورنیا که دختری جذاب است برود. بطور همزمان یک دانشجوی دیگر هم از دانشگاه والتر که دختری بنام «آلیسون» است برای دیدن دوست پسرش به کالیفورنیا می رود. والتر و آلیسون در ابتدا از هم متنفرند، اما در طول سفر ماجراهایی پیش می آید که...
«نورمن تير جونير» (هنري فاندا) کمي پيش از تولد هشتاد سالگي اش کنار همسرش «اتل» (هپبرن) درخانه ي ييلاقي اش درنيو انگلند از تنفرش از پيري مي گويد. در مقابل، «تل» اصلا از بالا رفتن سنش اظهار نارضايتي نمي کند. تا اين که دخترشان «چلسي» (جين فاندا)، هم راه محبوب جديدش و پسر ده ساله ي او براي شرکت در مراسم تولد پدرش به آن جا مي آيد...