این فیلم به زندگی «کریستوفر مککندلس»، دانشجوی دانشگاه «اموری» که یک ورزشکار نیز هست میپردازد. «کریستوفر» پس از فارغ التحصیلی، تصمیم میگیرد تا همهی ۲۴ هزار دلار پساندازش را به موسسهی OXFAM (که یک نهاد خیریهی بینالمللی است) اهدا کند. او حتی کیف پولش را نیز از بین میبرد و به سمت آلاسکا سفری را آغاز میکند تا در دنیای وحشی و دور از تمدن زندگی کند. او همراه خود تنها یک دوربین و یک اسلحه شکاری میبرد. «کریستوفر» در طول سفر با آدمهایی مواجه میشود که قبل از برخورد با سختیها و مشکلات طبیعت وحشی، مسیر زندگی او را تغییر میدهند…
ارل بروکس» (کاستنر)، مرد سال پورتلند، يک قاتل زنجيره اي است که هويت واقعي او بر همه مجهول مانده. او دو سال است که مرتکب قتل نشده، اما خود ديگر شيطاني او، «مارشال» (هرت)، تشنه ي جنايت است. تا اين که بار ديگر مرتکب قتل مي شود، اما اين بار ناشيانه...
«ادوارد ويلسون» (مت دیمون) به عنوان يك دانشجوي خوشبين و مثبت در دانشگاه درس مي خواند و جذب انجمن جمجمه و استخوان مي شود. اين انجمن محلي است براي پرورش فكري و آينده سازي رهبران آينده جهان. تيز هوشي ويلسون و عظمت و خوشنامي وي و اعتمادي كه به ارزش هاي آمريكايي دارد او را بهترين كانديد براي كار كردن در اين سازمان مي كند و در جنگ جهاني دوم جذب سازمان O.S.S مي شود كه اين سازمان بعد ها باعث بوجود آمدن سازمان C.I.A مي باشد...
یک روانپزشک به دنبال بینشی در مورد زندگی پدرش است که نویسنده تحسین شده کودکان بود. اما وقتی سفرش او را به این باور می رساند که سرزمین فانتزی که پدرش درباره آن نوشته ممکن است واقعا وجود داشته باشد، شوکه می شود...
«تام استال» (ویگو مورتنسن) شهروندی نمونه، پدری ایده آل و شوهری محبوب است. او به همراه پسرش «جک»، دخترش «سارا» و همسرش «ایدی» (ماریا بلو) زندگی آرامی را درمیلبروک ایندیانا می گذرانند. اما وقتی دو تبهکار خشن به قصد سرقت از غذاخوری وی دست به سلاح می برند، او ناچار به مقابله با آنها برمی خیزد و پس از گرفتن اسلحه یکی از آنها به زندگی دو تبهکار خاتمه می دهد. تام با هیاهوی رسانه ها درباره این ماجرا یک شبه تبدیل به قهرمانی محلی می شود. اما پیدا شدن سرو کله تبهکاری به نام «فاگرتی» (اد هریس) آرامش تام استال را به هم می زند. فاگرتی اصرار دارد که نام او در واقع «جویی کیوساک» است و در گذشته آدم کشی حرفه ای بوده و از وی می خواهد تا همراهش به فیلادلفیا، جایی که به آن تعلق دارد، برود …
در پلسیلوانیا یک توافقنامه بین مردم دهکدهای کوچک و موجوداتی که در بیشههای اطراف ساکنند، وجود دارد: مردم دهکده وارد بیشه نمی شوند، و موجودات بیشه هم به دهکده پا نمی گذارند. این توافقنامه برای سالها پابرجا مانده است، تا اینکه...
یک پسر بچه روبات که با تکنولوژی بسیار پیشرفتهای ساخته شده است، هرکاری میکند تا بتواند به پسری واقعی تبدیل شده و دوباره عشق مادرش را که یک انسان واقعی است، بدست آورد.
فالگیری به نام آرنیتا در یک مهمانی هالووین پیشبینی میکند که یکی از زوجها تا پایان سال از هم جدا میشوند. او همچنین به کاترین میگوید که خطوط کف دستش نشان از ادغام عواطف و منطق او دارد. حال سوال این است که آیا پیشبینی او درباره جدایی، شامل کاترین و دوست پسر جوانش خواهد شد؟
وقتی یک مادر سرسخت نیویورکی دچار بیماری خطرناکی می شود،مجبور می شود از کار خود استفاء داده و دوست پسر خود را ترک کند تا از خود مراقبت کند.او حقایق بسیاری در مورد مادر و پدر خود که هیچگاه از آنها باخبر نبوده کشف می کند...
سال 2058. «سازمان يونايتد گلوبال اسپيس فورس»، خانواده ي رابينسن را براي گزارش دادن از آينده ي زيست محيطي ساحل درياها براي نژاد بشري - که روي زمين دچار مشکل شده - طي يک سفر تبليغاتي و تفريحي به فضا مي فرستد. در حالي که جاسوس فضايي، «دکتر اسميت» (اولدمن) نيز براي خرابکاري در اين مأموريت هم راه آنان است...
تحلیلگر جوان سازمان سیا به نام جو ترنر لیاقت خود را با عضویت در این سازمان ثابت کرد و امیدوار بود تا سازمان را از داخل اصلاح کند. اما او وارد نقشهای وحشتناک و در عین حال زیرکانه میشود که جان میلیونها نفر را در معرض خطر قرار میدهد و…
بانی پارکر و کلاید بارو، یک تیم جنایتکار مشهور آمریکایی، مسئول یک سری جرم و جنایت در طول 21 ماه از سال 1932 بودند. آنها عمدتاً در تگزاس، اوکلاهاما و سایر ایالت ها، ایستگاه های گاز، رستوران ها و بانک های کوچک شهر را سرقت می کردند...
داستان این سریال درباره یک وکیل زبده است که حالا بیکار شده و کارهای حقوقی کمارزش انجام میدهد و تنها راه بازگشتش به موقعیت سابق، برنده شدن در پروندهای است که برعلیه یکی از مشتریان قدرتمند شرکت حقوقیای که پیش از این در آن کار میکرده، باز کرده است...