داستان فیلم درباره زندگی نامه Marie Heurtin میباشد که در قرن 19 در فرانسه به دنیا آمد و لی یک مشکلی وجود داشت, نه گوشهایش صدایی می شنید و چشمهایش تصویری می دید …....
آنتوان یک وکیل است که در نیویورک زندگی می کند. در راه بازگشت به فرانسه برای آخرین دور مصاحبه شغلی، آنتوان متوجه می شود که درست در کنار دوست دختر سابقش جولی نشسته است. با یک پرواز هفت ساعته در پیش رو...
"جین" نویسنده و متاهل به همراه دو فرزند است که شروع به دیدن تغییراتی در خانه خود می کند.بدن او شروع به تغییر می کند اما هیچکس از اطرافیانش متوجه نمی شوند.خانواده او استرس ناشی از نوشتن آخرین کتابش را نادیده می گیرند اما او متوجه می شود که چیزی بسیار عمیقتر از آنچه به نظر می آید وجود دارد و...
نیتن یک وکیل با سابقه درخشان اهل نیویورک می باشد که در حرفه اش بسیار موفق است اما در خصوصی اش از زمانی که همسرش را طلاق داده دچار مشکلات بسیاری شده است. تا اینکه با دکتری آشنا میشود که خود را "پیامبر" معرفی میکند و میگوید هرگاه افراد خاصی در حال مرگ باشند، او متوجه میشود...
متخصص اطفال "الکساندر بک" همسر خود "مارگات بک" را از دست می دهد.او 8 سال قبل به طرز وحشیانه ای به قتل رسیده بود و "الکساندر" مضنون اصلی پلیس بود.وقتی دو جسد نزدیک جائی که "مارگات" انداخته شده بود پیدا شد پلیس دوباره پرونده را باز کرد و "الکساندر" مضنون اصلی شد.ماجرا وقتی پیچیده شد که او ایمیلی دریافت کرد که نشان می داد "مارگات" زنده است..
پیانیستی به نام "جین پولت" به همراه مادرش "لوئیس پولت"، دوست پسر او "اکسل" و مادرش مشغول صرف ناهار در لوزان هستند. او متوجه می شود که هنگام تولدش، یک پرستار به اشتباه به پیانیست مشهور "آندره پولانسکی" گفته است که او ممکن است دختر او باشد و...
یکی از اولین نقاشان زن مشهور بود. این فیلم داستان جوانی او را روایت میکند، زمانی که او تحت هدایت و حمایت پدرش، نقاش Orazio Gentileschi قرار داشت. کنجکاوی حرفهای او در مورد ...
استفان یک ترمیم کننده ویولن از لحاظ عاطفی دور اما به طور حرفه ای متعهد است که قلب سردش زمانی آزمایش می شود که دوست جدید صاحب کارش، یک ویولونیست زیبا، عاشق او می شود...
آوریل 1957: هواپیمای مهندس فابر در مکزیک سقوط می کند . او متوجه می شود که در سال 1938 پدر شده است. او با کشتی از نیویورک به فرانسه می رود و با سابث جوان و بامزه آشنا می شود...
فردیناند که با خودروی خود عازم تایلند است، اندکی پس از حرکت مورد تعقیب خودروی رادیو ۱ قرار میگیرد. او از رادیو صدای بانی، مجری برنامه، را میشنود که با اعلام شماره پلاک خودروی وی، از او میخواهد توقف کند؛ زیرا ممکن است برنده جایزه بزرگی شده باشد.
آلبرت دزیدریو، مردی فروتن است، تصمیم می گیرد رمان نویسی را برای نوشتن خاطراتش استخدام کند. اما داستان عشق شگفت انگیزی که آلبرت در دهه 70 با سولانژ به اشتراک گذاشته بود، اعترافات یک زوج قاتل زنجیره ای است.