تولد : July 30, 1948 در Casablanca, French Protectorate of Morocco [now Morocco]
جوایز : برنده 2 جایزه و نامزد دریافت 3 جایزه دیگر.
ژان رنو (به فرانسوی: Jean Reno) (زادهٔ ۳۰ ژوئیه ۱۹۴۸) بازیگر معروف فرانسوی - اسپانیایی است که در فیلمهای مشهوری همچون نیکیتا، لئون، رونین، گودزیلا، راز داوینچی، پسران پرواز، پلنگ صورتی و بوسه فرانسوی ، ۲۲ گلوله.به ایفای نقش پرداخته است. همچنین تاکنون در فیلمهای فرانسوی، انگلیسی، ژاپنی، اسپانیایی و ایتالیایی ظاهر و به ایفای نقش پرداخته است.
ژان رنو در شهر کازابلانکا در مراکش به دنیا آمدهاست. پدر و مادر وی از اهالی اسپانیا بودهاند که برای فرار از دست فرانسیسکو فرانکو، حاکم اسپانیا، و برای یافتن کار به شمال آفریقا فرار کردند. پدر وی تایپیست بود و مادرش در زمانی که ژان در سن نوجوانی بود از دنیا رفت. ژان رنو یک خواهر کوچکتر به نام ماریا ترسا دارد و مسیحی کاتولیک است. وی در سن ۱۷ سالگی به فرانسه مهاجرت میکند و در رشته بازیگری مشغول به مطالعه میشود.
ژان رنو در ژوئیه ۲۰۰۶ با مدل و خواننده لهستانی، زوفیا بوروکا، ۳۵ ساله، ازدواج میکند. رئیس جمهور پیشین فرانسه، نیکولا سارکوزی در زمان ازدواج کاندیدای ریاست جمهوری) از دوستان نزدیک ژان بود. اولین پسر آنها در سال ۲۰۰۹ و در نیویورک به دنیا آمد و پسر دومشان در سپتامبر ۲۰۱۱. رنو پیش از این ازدواج، دوبار دیگر هم ازدواج کرده بود و چهار فرزند دیگر از آن ازدواجها داشت. اولین همسرش ژنویو رنو نام داشت که از او یک دختر (متولد ۱۹۷۶) و یک پسر (متولد ۱۹۸۰) دارد. همسر دومی ژان رنو، مدل لهستانی، ناتالی دژکیویچ، بود. از این ازدواج دوم نیز یک پسر (متولد ۱۹۹۶) و یک دختر (متولد ۱۹۹۸) دارد.
«رابی» ( رنو ) بعد از اینکه اشیایی که سرقت کرده را مخفی می کند، دستگیر شده و به زندان می افتد. او در زندان با مردی درشت اندام بنام «کوئنتین» ( دپاردیو ) آشنا می شود. آن دو مدتی بعد موفق به فرار از زندان می شوند و ...
«هوبرت» (ژان رنو) یک پلیس فرانسوی خشن است. بعد از اینکه بخاطر روش هایش به مدت ۲ ماه از کار برکنار می شود، به ژاپن میرود. او در آنجا هم کلاسی سابقش را بهمراه دختر خردسالش می بیند، که هرگز از بدنیا آمدنش هم خبر نداشته است…
یک شوالیه و خدمتکارش هنگام کمک به یک جادوگر، بطور اشتباهی از قرن دوازدهم به سال 2000 منتقل می شوند. این شوالیه با یکی از نوادگانش آشنا می شود و سعی می کند راهی برای بازگشتن به زمان خودش پیدا کند...
کمیسر «پی یر نیمانس» وارد منطقه کوهستانی گوئر نان می شود تا درباره قتل کارمندان دانشگاهی در آن حوالی تحقیق کند. جسد قربانیان در کوهستان پیدا شده در حالی که بعد از ساعت ها شکنجه شدید، با زخم های بی شمار روی بدنشان، و چشمان از حدقه در آمده جان داده اند...
این فیلم دربارهٔ نزاع چند گروه روس، ایرلندی و امریکایی بر سر کیفی است که حاوی مدارک مهمی است. در این میان سام که وانمود میکند از سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) خارج شده با همکاری با گروهی که میخواهد این کیف را از گروه روسی برباید درصدد دستیابی به این کیف است ...
بر اثر آزمايش هاي اتمي فرانسوي ها و غرق شدن يک کشتي عظيم ژاپني در اقيانوس آرام، رد پاي موجودي غول آسا در پاناما پديدار مي شود. کمي بعد موجودي غول آسا، «گودزيلا» وارد نيويورک مي شود و پس از آن که مورد حمله ي نيروهاي ارتش قرار مي گيرد و زخمي مي شود، «دکتر نيکو» (برادريک) مقداري از خونش را آزمايش مي کند و در مي يابد تخم ريزي کرده است.
"روزنا" بر اثر بیماری قلبی رو به مرگ می باشد و تنها آرزویی که دارد این است که در کنار دخترش خاک شود، آن هم در قبرستانی که کاملاً پر شده. قبرستان هم قابل گسترش نمی باشد، زیرا کسی که صاحب زمین جنب قبرستان هست قصد فروش ندارد....
یک شوالیه ( ژان رنو ) و نوکرش ( کریستین کلاویر ) از قرون وسطی، توسط یک جادوگر دیوانه به زمان حال منتقل می شوند. اکنون تنها راه آن ها برای بازگشت به زمان خودشان، پیدا کردن یکی از نوادگان آن جادوگر است…
«کيت» (رايان)، دختر امريکايي، باخبر مي شود که نامزدش، «چارلي» (هاتن) در سفري تجاري به پاريس دل باخته ي يک دختر فرانسوي شده است. بنابراين او خود را به پاريس مي رساند تا نامزدش را دوباره به دست بياورد. اما در عوض با يک دزد فرانسوي به نام «لوک» (کلاين) آشنا و آرام آرام به او علاقه مند مي شود...
اسکوئل جاسوسی بی نظیر است ، که از آمریکای جنوبی برای انجام ماموریتی جدید و سری فراخوانده میشود . هدف او براندازی محموله نظامی است ، که توسط دولت فرانسه حمایت میشود ...
دو قهرمان غواصي به نام هاي «ژاک مايول» (بار) و «انتسو موليناري» (رنو) که از کودکي با يک ديگر رقابت داشته اند، هنوز در پي اثبات برتري و کسب عنوان جهاني هستند...
در آینده ای آخرالزمانی،تنها تعداد کمی از انسانها باقی مانده اند.هیچکس قادر به صحبت کردن نیست.یک انزواطلب مصمم با پیرمردی دوست می شود.آنها به کمک هم با تبهکاران مبارزه می کنند تا غذا،سرپناه و زندگی خود را به دست آورند...
روایت فردی الکلی و مأیوس که وقتی با زنی عجیب و غریب در کالسکه راه آهن روبرو می شود، به یک نقطه عطف در زندگی خود می رسد: عاشق یکدیگر می شوند اما، زن ترکش می کند...
زنی از جنگ بر می گردد و با خانواده ای در نیویورک دوست می شود. این خانواده یک باند سرقت اشیا و وسایل گران قیمت و با ارزش هستند. این تمام چیزی است که بین او و آن ها و زندگیشان قرار دارد.
مارینا کویروگا، یک دختر جسور از طبقه بالا با روح یک کارآگاه، برای دستگیری قاتل سریالی که شهرش را وحشت زده کرده است، با کمک پیشخدمت وفادارش هکتور به راه می افتد.