این مستند بیش از 40 فیلمی را که کلینت ایستوود ساخته است برجسته می کند.سبک کارگردانی او را بررسی می کند و نظرات افرادی را که با آنها کار کرده است را نشان می دهد...
«کال» (استیو کارل) مرد میانسالی است که همه چیز زندگی اش در مسیر درست و خوبی است. خانواده ای خوب، شغلی مناسب و محیطی دوستانه. اما زمانی که او با همسرش دچار مشکل میشود و «امیلی» به فکر طلاق گرفتن می افتد و کال را برای مدتی ترک می کند، همه چیز خراب می شود. در همین بین کال با مردی به نام «جیکاب پالمر» آشنا می شود که به او توصیه می کند تا برای مدتی هم که شده به صورت مجردی خوش بگذراند تا بعدا دوباره همسرش را راضی به زندگی کند…
مردی معمولی بنام «راین ویلسون» وقتی که همسرش تحت تاثیر یک قاچاقچی موارد مخدر قرار میگیرد، او خود را به شکل یک قهرمان در می آورد در حالیکه مهارت های یک قهرمان را ندارد...
قبل از اینکه «چارلز ژاویر» (جیمز مکآووی) و «اریک لنشر» (مایکل فسبندر) به نامهای پروفسور ایکس و مغناطیس مشهور شوند، دو مرد جوان بودند که به قدرتهای بخصوصشان پی می بردند. قبل از اینکه به دشمنان قسم خورده تبدیل شوند، آنها بهترین دوستان یکدیگر بودند و به همراه دیگر جهش یافتگان در مقابل بزرگترین تهدید جهان صف آرایی کردند. و در همان زمان بود که اولین اختلافات در بین آن دو شکل گرفت...
بر اساس رویدادهای واقعی، سرهنگ دوم مایکل استروبل، یک افسر اسکورت نظامی داوطلب، جسد 19 ساله مارین چنس فلپس را به زادگاهش دوبوا، وایومینگ همراهی می کند...
بر مبناي نمايش نامه اي نوشته ي پيتر مورگان که پيش از اين در لندن (2006) و برودوي (2007) با موفقيت روي صحنه رفته بود. هوارد با شرط اين که لانگلا و شين به تکرار نقش هايي که در تياتر خلق کرده بودند بپردازند کارگرداني را به عهده مي گيرد. طبعا فيلم فارغ از سياست نيست، اما بيشتر به وجه انساني روايت و شباهت ها و تفاوت هاي دو شخصيت اصلي نظر دارد. اين که دو شخصيت از يک رودررويي، جلوي ميليون ها تماشاگر، به دنبال اهداف شخصي خود هستند؛ يکي اضافه کردن به اعتبار کاري و تعداد تماشاگر برنامه و ديگري احيا کردن اعتبار از دست رفته و دريافت دستمزدي کلان.
این فیلم داستان افراد گوناگون در موقعیتهای مختلف است. یک بازرگان که تمام زندگیاش را بر روی یک اسب مسابقهای شرط بندی کرده است، یک گانگستر که به آینده می نگرد، یک خوانندهی موسیقی پاپ که قربانی رییس یک گروه تبهکار میشود و در آخر یک دکتر که سعی دارد زندگی معشوقهاش را نجات دهد.
یک مدیر آرام و خونسرد زمانی که پسرش توسظ یک گروه بطرزی وحشیانه مورد آزار و اذیت قرار گرفته، تمام کسانی که در این قضیه دست داشته اند را مجازات می کند...
کارن اوکانر ، روزنامه نگار جوانی که به خاطر چهره های مشهور ، به دنبال کشف حقیقت پشت یک حادثه طولانی است که زندگی و حرفه تیم وینس کالینز و لانی موریس را تحت تأثیر قرار داد.
نوازندهای پس از یک اتفاق تلخ به شهرش بازمیگردد تا با دخترانش آشتی کند و برای این کار باید با همسر سابق بدرفتارش که سالها پیش از او فرار کرده بود، روبرو شود.
«جیمیمارکم» (پن)، «دیو بویل» (رابینز) و «شان دیواین» (بیکن) با هم بزرگ شده اند. یک حادثه ی تراژیک – قتل دختر نوزده ساله ی «جیمی» – آن سه دوست را دوباره گرد آورده است. «شان» که حالا کارآگاه پلیس است میکوشد تا به هر ترتیبی که شده به «جیمی» کمک کند پرده از راز قتل بردارد. اما هرچه روند تحقیقات به پیش میرود، «دیو» بیش تر در مظان اتهام قرار میگیرد. به خصوص که «دیو» خود در کودکی مورد آزار و اذیت قرار گرفته بوده…
یک شکارچی جوایز جنگلی با یک شانس دوم غیرمنتظره برای زندگی، و عشق، و یک حرفه موسیقی تقریباً فراموش شده از مردگان باز میگردد - اما متوجه میشود که شغل قدیمیاش اکنون دارای یک پیچش جدید شیطانی است.
سریال فالووینگ در مورد یه مامور اف بی آی (با بازی کوین بیکن) که مدتها پیش یک قاتل زنجیره ای (با بازی جیمز پیورفی) مخوف رو دستگیر می کنه اما به نحوی این قاتل موفق میشه از درون زندان به کارهای خودش ادامه بده و شبکه طرفدارهاش رو که به شدت مطیع و فرمانبردار او هستند، هدایت کنه…
در اوایل دههی نود میلادی در شهر بوستون، یک دستیار دادستان ناحیه و یک مامور کهنهکار پلیس با یکدیگر همکاری میکنند تا پروندهای را در دست بگیرند که در نهایت تمام سیستم قضایی شهر بوستون را درگیر کرده و از هم میپاشاند و…
داستان سریال درباره رابطه دو نفر به نامهای ویلیام ترومن و گریس آدلر است در در آپارتمانی در نیویورک سیتی زندگی می کنند. ویل وکیل است و گریس طراح داخلی...