در دهه 186، در می سی سی پی ، دبنی ها ، بنیانگذاران مزارع دبنی در لوینگتون ، هنگامی که از عضویت در هر دو طرف جنگ داخلی آمریکا امتناع می ورزند ، فاجعه و آشفتگی را تجربه می کنند...
گروهی از محكومین فراری، برای فرار از دست پلیس، خانه ای را در حومه شهر به دست می آورند و زندگی خانواده های ساكن در آنجا را به یك كابوس تبدیل می كنند ...
"پیتر پاتر" از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شده و به سمت غرب می رود تا دارائیهای پدر خود را بدست آورد. او وقتی به شهر می رسد متوجه می شود همه اهالی شهر از پدرش طلبکار بوده و همه دارائیهای او از بین رفته است...
سردبیر یکی از روزنامه های نیویورکی همسر سابق خود را که سالها پیش ترک کرده،با نامی دیگر در برنامه ای که توسط روزنامه اش حمایت مالی می شود می بیند.زن او را تهدید به افشا در مورد بدرفتاری به همسرش می کند اما او خشمگین شده و او را با مشت زده و بطور اتفاقی به قتل می رساند و ...
« گاى » ( گرینجر ) ، قهرمان تنیس ، در قطار با مردى به نام « برونو » ( واکر ) آشنا میشود که پیشنهاد عجیبى به او میدهد : « برونو » همسر « گاى » را بکشد و « گاى » هم در عوض پدر « برونو » را بکشد ...
در بحبوحه جنگهاى داخلى امريكا .« مايك مكوم » ( فلين ) را ، به رغم شجاعتهايش ، از ارتش شمالى ها بيرون مىاندازند و او هم آرام آرام به كارهاى خلاف روى مىآورد . تا اين كه به نوادا مىرود و پس از راه انداختن قمارخانهاى بزرگ با مردى به نام « استنلى مور » ( بنت ) در معدن نقره ى او شريك مى شود .
در دهه 1920 در تگزاس، یک کشاورز سرخپوست به نام" چارلی ایگل"در آرزوی پیروزی در مسابقه ای مرسوم به داربی کنتاکی است اما وقتی نفت در زمین او پیدا میشود ، اوضاع تغییر می کند...
در سال 1871،قماربازی حرفه ای به نام "جان دولین" با معشوق خود "ساندرا پولی"،دختر "مارکو پولی" مهاجری که خود را به یکی از بزرگان صنعت راه آهن تبدیل کرده فرار می کند."سندی" که می داند راه آهن تا داکوتا گسترش خواهد یافت،تصمیم می گیرد از بیست هزار دلار خود استفاده کرده و پس از خرید زمین آنها را برای ساخت ریل با سود بیشتری به فروش برساند اما...
یک هنرمند یینایی چشمانش را از دست می دهد، برای بازگرداندن بینایی او, پدر نامزدش پیشنهاد جراحی می دهد. وقتی این مرد خیرخواه به طور ناگهانی از دنیا می رود، هنرمند دچار شک می شود...
« هايدريش »، حامى و نماينده ى رايش در چكسلواكى و فرماندار انتصابى پراك به دست يكى از اعضاى نيروى مقاومت چك، « اسووبودا »، ترور مىشود. حالا نازىها سخت در پى انتقامند و گشتاپو با دستگيرى صدها تن از شهروندان بىگناه، تهديد مىكند كه اگر قاتل تسليم نشود، آنان را يك به يك خواهد كشت...
آنیه، دختری جوان، عاشق مردی ثروتمند می شود. او را برای تولدش دعوت می کند، اما او لباس مناسبی برای آن مناسبت ندارد. خانواده اش تصمیم می گیرند برای خرید لباس برای او پول جمع کنند...
یک مرد ثروتمند متوجه میشود همسرش فقط به پول او علاقه دارد. او با یک زن بیوه و مادری آشنا میشود و عاشق او می شود ، اما همسرش از رسیدن به طلاق جلوگیری میکند...
"پدر فلانگان" پس از شنیدن اعترافات یک مجرم تصمیم می گیرد پناهگاهی با نام "شهر پسران" تاسیس کند."وایتی مارش" به آنجا می رود اما فرار کرده و گرسنه باز می گردد.او دوباره فرار می کند اما وقتی دوستش تصادف می کند بار دیگر باز می گردد.او فرار کرده و به گروه برادرش می پیوندد و...