در حالیکه مهاجران مورمون به سمت سرزمین موعود در کنار رود “سن خوان” در یوتا حرکت می کنند،آنها “تراویس بلو” و “سندی” دو تاجر اسب را به برای هدایت واگن استخدام می کنند.آنها باید به منطقه ای ناشناخته وارد شده و با مشکلات زیادی روبرو شوند و…
ریانون سارق بدنام کالسکه می باشد. او به صورت اتفاقی جان کلانتر را نجات داده و به مقام معاون کلانتر منصوب می شود. او اکنون با این که از شغل جدیدش لذت می برد اما دلش برای شغل قبلی خود نیز تنگ شده است...
سه قانونشكن به نامهاى « رابرت » ، « پدرو » و « ويليام » به بانكى دستبرد میزنند و سپس براى فرار از دست كلانتر ، آواره ى دشت و بيابان میشوند . تا اين كه به طور اتفاقى به زن باردارى بر میخورند . زن ، فرزندش را به دنيا می آورد و پيش از مرگ از سه مرد میخواهد كه جان كودك را نجات دهند .
داستان فیلم درباره دوشیزه اورلئان است که در اخرین نبرد خود نیروهای فرانسه را علیه فوای انگلیس رهبری میکند و پس از اسارت او را به جرم ارتباط با شیطان زنده در آتش می سوزانند…
اوئن ترزدی” (فاندا) فرماندهی دژآپاچی، یکی از دورافتادهترین پادگانهای نظامی در آریزونا را برعهده میگیرد. او با سرخپوستان رفتاری تحقیرآمیز دارد، به هنگام عبور قبیلهای آپاچی به مقصد مکزیک، به آنان فرمان بازگشت میدهد، اما در مبارزهای که در میگیرد، سواره نظام تحت فرماندهی او به کلی از بین میرود……
در سال 1763،جنایتکاری به نام "ابی میلز" محکوم به بردگی در آمریکا می شود.در ویرجینیا،"کاپیتان هولدن" او را می خرد تا آزادش کند اما تبهکاری به نام "گرت" نقشه او را بر هم زده و "ابی" را مجبور می کند به مهمانخانه "دیو بون" برود."گرت" به قیام سرخپوستان دامن می زند تا انحصار تجارت خز را بدست آورد...
«جورج بیلی» که در روز کریسمس قصد خودکشی دارد، توسط یک فرشته نجات داده میشود و آن فرشته به او نشان میدهد كه زندگی اطرافیانش بدون وجود بیلی چقدر بی رمق و یكنواخت میشده است. این طوری است كه در همان روز و شب كریسمس، جورج كه بواسطه مشكلات مالی حاصل از ورشكستگی به فكر خودكشی افتاده است، باردیگر به انسانها دل میبندد و به زندگی بر میگردد...
در سال 1871،قماربازی حرفه ای به نام "جان دولین" با معشوق خود "ساندرا پولی"،دختر "مارکو پولی" مهاجری که خود را به یکی از بزرگان صنعت راه آهن تبدیل کرده فرار می کند."سندی" که می داند راه آهن تا داکوتا گسترش خواهد یافت،تصمیم می گیرد از بیست هزار دلار خود استفاده کرده و پس از خرید زمین آنها را برای ساخت ریل با سود بیشتری به فروش برساند اما...
مدت کمی پس از واقعه "پرل هاربر"، گروهی از قایقهای تندروی آمریکایی در فیلپین باید با نیروهای ژاپنی مبارزه کنند. فیلم داستان این مبارزان را به تصویر می کشد...
در اوایل قرن بیستم، در شهر سان فرانسیسکو، یک هنرمند بلندپرواز وودویل، گروه چهارنفرهاش را از یک کافه کوچک به شهرت و موفقیت میرساند. او در این مسیر، عشق خواننده اصلی گروهش را نادیده میگیرد و به یک وارثه ثروتمند و خودخواه دل میبندد.
« جیمز ج. کوربت » ( فلین ) ، کارمند بانک ایرلندىتبار و اهل سنفرانسیسکو ، در سال 1892 و در مبارزه بر سر عنوان قهرمانى بوکس سنگین وزن ، « جان سالى ون » ( باند ) را در نیو اورلیانز شکست مىدهد. با افزایش اعتبار « کوربت » ، معروف به « جیم جنتلمن » ، غرور او هم بیشتر مىشود …
تام کیفر » ( برنان ) به جرم قتلى که مرتکب نشده محاکمه مىشود و به زندان مىافتد. اما موفق به فرار مىشود و جایى در مردابهاى مرز فلوریدا و جرجیا خود را پنهان مىکند تا در فرصت مناسب قاتل واقعى را شناسایى و دستگیر کند.
با شرکت امریکا در جنگ جهانى اول ، ابتدا « آلوین یورک » ( کوپر ) با اعتقاد به « حرام » بودن جنگ ، به صف مخالفان آن مىپیوندد ، اما پس از مدتى باورهایش را عوض مىکند ، به جبه هى اروپا مىرود و در نبردى ، به تنهایى 20 سرباز آلمانى را مىکشد و 132 اسیر مىگیرد.