گروهی از خوکچههای هندی از سوی دولت آمریکا تحت عنوان ماموریت جاسوسی خاصی اعزام میشوند. آنها باید با یک مدیر شرکت شیطان صفت و سودجو که میخواهد با اختراع لوازمهای خانگی خود جهان را به تصرف درآورد مبارزه جاسوسی کنند…
این فیلم ماجراهای پیامد یک شب بدمستی سه ساقدوش و یک داماد است در لاس وگاس، دو روز پیش از عروسی. صبح روز بعد وقتی در اطاق نیمه ویران هتل بیدار می شوند یک ببر در حمام است و دندان یکی شکسته و از همه مهم تر، داماد گم شده است و یک ماشین پلیس در پارکینگ هتل به نام آنها پارک شده...
«جوي مک نالي» (کامرون دیاز) کارگزار موفق بورس در شبي که قصد برگزاري جشن تولد دوست پسرش را دارد، از سوي او ترد مي شود. همزمان «جک فول» جوان نيز که در کارگاه نجاري پدرش کار مي کند، به خاطر تنبلي و از زير کار در رفتن اخراج مي شود. . اين دو نفر براي رهايي از دست ناراحتي به دامان الکل پناه مي برند. آنها بعد از آشنايي تصادفي در يک بار، براي فراموش کردن همه چيز به سوي لاس وگاس به راه مي افتند...
این فیلم به زندگی «کریستوفر مککندلس»، دانشجوی دانشگاه «اموری» که یک ورزشکار نیز هست میپردازد. «کریستوفر» پس از فارغ التحصیلی، تصمیم میگیرد تا همهی ۲۴ هزار دلار پساندازش را به موسسهی OXFAM (که یک نهاد خیریهی بینالمللی است) اهدا کند. او حتی کیف پولش را نیز از بین میبرد و به سمت آلاسکا سفری را آغاز میکند تا در دنیای وحشی و دور از تمدن زندگی کند. او همراه خود تنها یک دوربین و یک اسلحه شکاری میبرد. «کریستوفر» در طول سفر با آدمهایی مواجه میشود که قبل از برخورد با سختیها و مشکلات طبیعت وحشی، مسیر زندگی او را تغییر میدهند…
داستان فیلم در مورد یک اسنوبورد سوار است که نقشه هایی برای پارک اسکی شهرشان دارد، اما زمانی که دوست دختر سابقش به شهر می آید تمام برنامه هایش بهم می خورد...
فیلم داستان مرد جوانی است که بدون سیستم ایمنی به دنیا آمده و درون یک حباب پلاستیکی در اتاق خوابش زندگی می کنند. او وقتی متوجه می شود زنی که از دوران کودکی عاشقش بوده قصد دارد در آبشار نیاگارا ازدواج کند، لباسی برای خود ساخته و تصمیم می گیرد او را بدست آورد...
جایی بین نیویورک سیتی و شمال نروژ ، "فرانسیس" نقاش آمریکایی و "یاشا" یک مهاجر، براساس اتفاقاتی غیرمنتظره با هم آشنا میشوند . یاشا برای دفن پدرش به سرزمین وایکینگ ها برگشته و فرانسیس برای کار خود در زیر نور خورشیدی که هرگز کاملا غروب نمیکند گذشته را دفن و آینده را کشف میکنند و خانواده ای که هیچگاه نداشته اند را پیدا میکنند و ....
داستان این فیلم دربارهی ساکنان یک شهر کوچک و منزوی است که با آلوده شدن آنها به صورت ناگهانی، همه چیز تغییر میکند و یکی یکی تبدیل به ماشین کشتار میشوند که …
پاتریشیا چند سالی از خواهرش سوزانا دور بوده است. او به زودی نامهی خبر مرگ خواهرش را دریافت میکند و به همین دلیل تصمیم می گیرد به احترام او به خانه برگردد. در آنجا پاتریشیا با آنابل دیدار میکند که به پاتریشیا خبر میدهد خانه را به ارث برده است. اما در این خانه هیچ چیز درست نیست و...
این فیلم که با عنوان “مراقبت از پدربزرگ” هم شناخته می شود، ادامه فیلم “Daddy Day Care 2003 / مهدکودک بابا” است و بر روی یک مرد خانواده دار تمرکز دارد که خانه خود را به مهد کودکی برای شهروندان مسن تبدیل می کند. هدف او از این کار، کسب مقداری پول اضافه است تا بتواند از پس خرج و مخارج پدرشوهرش که تصمیم گرفته با آن ها زندگی کند، بر بیاید...
داستان سریال در مورد مردی به نام جاناتان ایمز می باشد که یک نویسنده است که تا به حال تنها یه کتاب نوشته است. همچنین وضع مالی خوبی ندارد و مشغول فروش ماریجوآنا هم هست البته خودش هم شدیدا به ماریجوانا اعتیاد دارد و الکلی هم هست. در ابتدای داستان می بینیم که دوست دختر ایمز وی را ترک کرده و همه وسایل خانه را با خودش می برد و برای ایمز تنها کتاب ها و لپ تاپش باقی می ماند. ایمز که عاشق کتابهای پلیسی است در یک سایت شروع می کند رزومه کاری خودش را به عنوان کارآگاه خصوصی می نویسد و این تازه شروع اتفاقات است. حالا مردم به او زنگ می زنند و مشکلات خود را با وی در میان می گذارند ...
در دنیایی که به منافع یکسان و همگن بودن جامعه بها داده میشود، مردی در شهر بیکرزفیلد کالیفرنیا جرئت میکند تا به دنبال امیال و آرزوهای خود برود و تبدیل به یک دلقک حرفهای شود! ولی بعد از تلاشی نافرجام در دانشگاه معتبر مخصوص دلقک بازیها و لودگی در شهر پاریس، تنها کاری که پیدا میکند تا انجام دهد اجراهای خیابانی در محلههای بازاری است!داستان حول شخصیت چیپ بستکتز (با بازی گالیفیاناکیس) میگذرد که با وجود تمام موانع، در پی دستیابی به آرزوی خود است.