احمد دوازده ساله به اجبار پدر تازه مسلمانش به خوابگاهی مذهبی فرستاده میشود. در محیطی سخت و پر تنش، او با مشکلات زیادی روبرو میشود. با کمک دوستش هاکان، تصمیم به فرار میگیرد اما با چالشهای جدیدی مواجه میشود. او در جستجوی هویت و جایگاه خود در زندگی است.
"هکان و نیهال، زوج جوانی که هر دو معمار هستند، زندگی زناشویی ایدهآلی به نظر میرسد. اما با ناپدید شدن ناگهانی نیهال، مشکلات در زندگی آنها آشکار میشود. هکان در حین جستجوی همسرش به همراه پلیس، با حقایق پنهانی رابطه آنها روبرو میشود."
جمال، یک آرایشگر ساکن شهر آخیسار، با مشکلی غیرمنتظره روبهرو میشود. در این شهر کوچک، جایی که همه یکدیگر را میشناسند، افراد دارای قدرتهای عجیبی هستند.
"یوسف" دانش آموزی دبیرستانی در امتحان ورودی دانشگاه قبول نمی شود.سرودن شعر بزگترین علاقه اوست و تعدادی از شعرهایش در روزنامه ها چاپ می شوند.اما نه این شعرها و نه قیمت رو به سقوط شیری که آنها می فروشند،سودی برای زندگی "یوسف" و "زهرا" ندارد.اما وقتی او متوجه رابطه مخفیانه "زهرا" می شود همه چیز دگرگون می شود...
درست قبل از امتحانات نهایی، دفنه 19 ساله، پس از سکته مغزی پدرش باید به زادگاهش بازگردد. جلسات توانبخشی او به این زوج فرصتی می دهد تا رابطه شکننده خود را در این شهر زیبا بهبود بخشند...
کنترل یکی از پردرد سر ترین محله های استانبول یعنی چوکور(گودال) در دست خانواده ی کوچوآ هست. مهم ترین قانون این خانواده اینکه اجازه به پخش م مصرف مواد مخدر نمیدن.ولی گروهی هست که روی این محله چشم دارن و میخوان این قانون (منع مخدر) رو بشکنن.که باعث میشه این نظم حاکم در محله بهم بخوره…
ارجمند شخصی است که تلاش میکنه عدالت رو به روش خودش برقرار کنه و فساد رو از جامعه ریشه کن کنه و در این مسیر با دو جوان به اسم های هلن و ساواش برخورد میکنه که به نظر اون دنبال هدف های یکسانی هستند...