اولیویا پیرس، یک مدیر بازاریابی، کافه گربههای عمه بزرگ مرحومش را در نیویورک کشف میکند، که به باور او یک معجزه کریسمس خواهد بود. او به برنامهریزی رویدادهای جمعآوری کمکهای مالی کمک میکند و باعث میشود که قدردان ساکنان گربهسان آن باشد.
جنتری وید، که پس از مرگ پدرش دههها پیش موسیقی را کنار گذاشته، باید با گذشتهاش روبرو شود، زمانی که گراند اوله اوپری نشویل او را به جشن کریسمس خود دعوت میکند تا به یاد پدر ستاره موسیقی کانتری فقیدش باشد.
سه خواهر و برادر بزرگسال که تمایلی به همراهی والدینشان در یک سفر دریایی کریسمس در اروپا ندارند، هر کدام با مسائل شخصی خود دست و پنجه نرم میکنند، اما در طول سفر با شادی، عاشقانه و پیوندهای خانوادگی غیرمنتظرهای روبرو میشوند.
دانی و آملیا برای تحت تأثیر قرار دادن خانوادههای خود وانمود میکنند که با هم قرار میگذارند. در طول زمان، آنها متوجه میشوند که ممکن است واقعاً عاشق یکدیگر باشند.
ایتان پدر متاهل دو نوجوان است. او یک روز صبح از خواب بیدار می شود و متوجه می شود که ازدواج نکرده است، بچه ندارد و مدیرعامل شرکتش است، او شوکه می شود. همسر او کلید این است که بتواند زندگی و خانواده اصلی خود را پس بگیرد...
جوی، زنی موفق در کارش، درست هنگام نزدیک شدن تعطیلات و امید به ترفیع، ناچار به بازگشت به شهر زادگاهش و کمک به عمهاش میشود. در آنجا، به طور غیرمنتظرهای با عشق قدیمیاش، بن، روبهرو میگردد...
امی به دخترش کمک می کند تا در کالج مستقر شود و برای کمک به جشنواره سالانه برداشت پاییز شغلی پیدا کند. هنگامی که امی با نواح، یک استاد کاریزماتیک و خوش سفر آشنا می شود، بیشتر در مورد خودش می آموزد و زندگی جدیدی را برای خودش کشف می کند...
با برنامه ریزی برای عروسی، برگزاری جشن نامزدی، و مسافرخانه ای پر از مهمانان غافلگیرکننده، مسیر عشق واقعی برای اولیویا و میک چند پیچ و خم غیرمنتظره را طی می کند.
شاهزاده ای که از ایالات متحده دیدن می کند وقتی به یک فرد معمولی کمک می کند ، عاشق او می شود. اما مادرش از مسابقه راضی نیست و سعی می کند ثابت کند که دختر آمریکایی برای عروس سلطنتی مناسب نیست.
12 روز قبل از کریسمس، کیت در تلاش است تا فروش یک مسافرخانه تاریخی را ببندد، اما دنیل، روح مردی که یک قرن پیش مرده است را پیدا می کند، و او به کمک او نیاز دارد تا رمز و راز تعطیلات سالانه اش را کشف کند...
"کلی Callie" که یک آشپز مشتاق و با ذوق است پس از شروع اولین کار خود در یک رستوران کلاب دوباره با دوست دوران کودکی خودش "دیوید" که جزء یک خانواده ثروتمند که عضو این کلاب است آشنا میشود. هنگامی که "دیوید" "کلی Callie" را بدون اطلاعات و اجازه خودش وارد مسابقه سالانه مجسمه سازی با یخ کریسمس میکند "کلی Callie" مجبور است پا به پای رئیس خودش یعنی آشپز گلوریا رقابت کند که...
زمانی که یک مسئول منابع انسانی شغلش را از دست میدهد ، به پورتو ریکو سفر میکند تا در یک کنفرانس تجاری شغلش را دوباره بدست آورد . اما سفرش به یک فاجعه تبدیل میشود و یک طوفان جزیره را نابود میکند ...